اخبار عمومی

 

 

 

191949
تاریخ انتشار: 1396/12/20 19:35
یاداشت دریافتی از حبیب جهان آرا/
ممکن است در آن جهان موعود جای بعضی وزرا و وکلای ما درب دستشویها باشد و آنکه امروز به ناچار تن به این خواری و خفت می دهد جایش بهشت برین باشد مقصود این است که چه بسا اساسی ترین علت مردنهای خفت بار در این جهان ، کسانی باشند که بواسطه همین مردم از پلکان ترقی بالا رفته اند در حالی که آنها را فراموش کرده اند حال آنکه در حقیقت خود عامل مردن دسته جمعی بشریت و سپس آدمییت هستند

عصرجهان؛ یاداشت دریافتی از حبیب جهان آرا-
*آدمیت مرد*
آدمیت مرد و شاید آن روزی مُرد که به روایت تاریخ،  قابیل،  هابیل را از روی خود خواهی بکشت
آدمییت زمانی مرد که به آدمهای هم نوع خود با نگاه مَنییت نگریسته شد
آدمیت زمانی مرد که دیوارهایی ضخیم با چیدمان سنگهایی از جنس واژه های "من و تو"  میان ما برافراشته شد
آدمیت زمانی مرد که ارزشهای آدمی را با ترازوی تعصب وزن نمودند
و لباس کیش، نژاد و قومییت را برتنمان  دوخته اند
و برای انسان بودن خود یا دیگری خط کشهای پیش ساخته و متفاوت  تراشیده اند
آدمیت زمانی مرد که به بهانه مذهب من حق است و مذهب شما باطل ، رودخانه ها از خون روان نموده اند
آدمیت زمانی مرد که موهبتهای افرینش در درازای تاریخ در  تسخیر عده ای اندک بود و بیشتر آدمها،  آرزومند از این جهان درگذشته اند
آدمیت زمانی مرد که برای به دَر کردن دیگران از عرصه رقابت به هر وسیله ای چنگ زده و هر اَنگی را به دیگران وصله زده ایم
آدمیت زمانی مرد که برای حذف دیگری از صحنه نمایش، هر نوع تهمتی را در حق وی روا داشته ایم
آدمیت آن روزی مرد که  آدمها را بار خرافات بار نهاده ایم و از حوزه خردگرایی باز داشته ایم
آن روزگاران آدمییت مرد که من و تو آسوده خاطر به بستر خواب رفته ایم در حالی که از دردهای همسایه خود با خبر بوده و خویش را به نادانی زده ایم

آیلان همان کودک سوریست (کوبانی)که در اتفاق فرار انسان از انسان جنازه اش در سواحل شهر بدروم ترکیه پیدا شد و سبب تأثر جهانیان شد🔺


آری آن روز آدمیت مرد که
هر آنچه را برای خود بد انگاشته ایم برای دیگران روا داشته ایم
آدمیت  مرد ، و در آن  روزگاری بِمرد  که  عده ای از آدمها عده ای دیگر را به بَردگی گرفته و تعدادی را به غلامی و کنیزی برده اند
و آنروز چنان بود که فرزندان آدم  بدون واسطه  و اما  امروز با واسطه به استحمار کشیده می شوند
آری آدمیت وقتی مرد که فرصت اظهار نظر و  دفاع، از آدمی مانند خود در  اعتقاد و اندیشه توسط هم نوعان خود سلب بیان گردید
آری آدمیت بِمرد و این مرگ اندوهبار بواسطه هزاران کار کرد شومی اتفاق افتاده است که از جانب بشریت در چنگال جهل و  تعصب و خود خواهی پدیدار شده است
 تفاوت ما آدمها با دیگر گونه های آفرینش در آدمییت است
آدمیت گوهر گرانبهایی است که پدید آورنده آفرینش در نهاد ما انسانها به ودیعه قرار داده و شکوفایی این بذر شگفت انگیز در بستر شرایط  امکان پذیر است
این شرایط مِکمل  همدیگرند و ممکن است از جانب خود آدم پدیدار شوند و یا اینکه از جانب اهرمهای شرایط ساز، در جامعه ایجاد گردد
و‌ چه بسا اَسباب عدم شکوفایی از جانب خود انسان و یا شرایط تحمیل شده  به ظهور برسد و شرایطی پدیدار گردد که منجر به تباه شدن آدمییت انسان گردد
مانند آنچه امروزه در سراسر جوامع بشری در جریان است و اینجاست که می بینیم گاهی آدم در حالی که جان در کالبد خویش دارد اما در واقع مرده هست پس،   
گاهی آدم راه می رود اما مرده هست
گاهی آدم نفس می کشد اما مرده است
گاهی آدم می پوشد و می خورد و می آشامد
گاهی ادم سخن می گوید اما مرده است
گاهی می خندد و می خندد  اما در حقیقت مرده است
آدمیت زمانی می میرد که انسانیت و کرامتش بر باد رود
انسانیت و منزلت آدمی به ساز و کارهای گونه گونی وابسته هست که در صورت تباهی آنها ، انسانیت از انسان،  مَسخ می گردد و تنها کالبدی جاندار از وی روی زمین در حرکت است  بنابراین یکی از تکیه گاهها و قوام آدمیت ، شغل و محل درآمد او خواهد بود که باید  متناسب با شان آدمی  باشد
اگر شغل انسان اسباب نگهداری منزلت ایشان را فراهم نکند در حقیقت انسانیت آن انسان ، تباه می گردد و سرانجام ، آن انسان ،  مرده متحرکی بیش نخواهد بود


 آنچه باعث شد به این مطلب بپردازم این است
که گه گاهی گذرم به خیابانی می افتد که در جایی از آن خیابان مردی مسن را می بینم که درب دستشویها روی کرسی نشسته و در انتظار  کسانی بسر می برد  تا برای دفع فضولات خود به توالت بروند و  وی را  برای گذران زندگی پولی ناچیز بدهند
هر گاه که از آن مسیر می گذرم دیدن  آن  صحنه چندش آور،  چنان منزجرم می کند که تا چند روزی ذهنم را بخود مشغول می کند
من نمی دانم اگر شغلها را در عالم،  نامگذاری و رتبه بندی کنند،  این شغل را چه رتبه ای نام نَهیم که سزاوار آن باشد
آنهایی که زبانی گویا برای شأن  انسانیت دارند و به ظاهر دایه مهربانتر  از مادر هستند  بیایند و یک لحظه پدر خود را جای آن پدر قرار دهند ، پدری که همانند پدران ما آدم است و داری زن و فرزند است ، آری او هم انسان است مانند خود ما و پدران ما ، شاید زمانی سودای سروری در سر داشت اما چه بسا شرایط  روزگار  وی را مجبور به پذیرش چنین شغلی نموده است تا اینکه با چشمان خویش  کرامت و منزلتش را   بر باد رفته  می بیند ،  اگر ما  اندکی تأمل کنیم و پدر و یا پدران خود را  ، جای ان کسی که به ناچار تن به این شغل پست می دهد قرار دهیم  
آنگاه  از سر انصاف چه داوری خواهیم کرد ؟
 خواننده محترم  به نظر شما اگر بر روی آدم ها قیمت گذاری شود،  این آدم و امثال آن  را به بهاء  چند میشود قیمت گذاری کرد
 آن هم در جامعه ای که ادعای مدعی العموم بودن  جهان را در دین داری و کرامت انسانی دارد تا اینکه تمهیدات دادگری  را برای آنها مهیا سازد
 مردمان جامعه ای که از در و دیوار آن فریاد انسانییت و دین داری ریزان است
آنوقت انسانی هم نوع خویش را با چنین شرایطی می بینند و به راحتی سر بر بالین می گذارند
 در گیرودار این  روزگار مه آلود  اعتقاد به قیامت کم بهاء شده است و گاهی  فکر میکنم که اگر نمایشهای قیامت از روی حقیقت  واقع شدنی باشد چه بسا ممکن است جای بسیاری از ماها در آن دنیا عوض شود
یعنی ممکن است در آن جهان موعود  جای وزرا و وکلای ما درب دستشویها باشد و آنکه امروز به ناچار تن به این خواری و خفت می دهد جایش بهشت برین باشد
مقصود این است که چه بسا اساسی ترین  علت  مردنهای خفت بار در این جهان ،  کسانی باشند که  بواسطه همین مردم از پلکان ترقی بالا رفته اند در حالی که آنها را فراموش کرده اند  حال آنکه در حقیقت خود عامل مردن دسته جمعی بشریت و سپس آدمییت هستند
  آری آدمیت مرد
و از همان آغازین افرینش انسان، آدمییت  بمرد
        -------------
    حبیب جهان آرا
    اسفند نود و شش

برچسب ها:
آیلان ؛ آدمیت ؛ حبیب جهان آرا ؛

بیشتر بخوانید :


کانال تلگرام عصر جهان


ع-س
|
Iran
|
1396/12/21 21:02
  +0

  -0
پاسخ
اشارات شمااتفاقات وتلخیهایی است که دامنگیرجامعه ی ماست

ثبت نظر

نام*
ایمیل(اختیاری)
نظر*