اخبار عمومی

 

 

 

213604
تاریخ انتشار: 1397/04/19 16:05
کاش در میان ملل جهان به اندازه ای که به سلاح و تفنگ و سایر ابزار الات جنگ و خشونت اهمیت داده می شد به قلم ارج گذاشته می شد

عصرجهان؛ حبیب جهان آرا-می توان گفت یکی از معجزه های آفرینش در تاریخ پر فراز و نشیب هستی ، که بی نظیر ترین نقش را در برپایی تمدن ها از خود به یادگار گذاشته و همواره در این مسیر برون دادهای حیاتی بر جای نهاد ، قلم است که با جوهر خویش اثرگذارترین نقش را ایجاد کرده است.
قلم ، ابزاری که با اراده انسان بر پهنه دفتر می تراود و چه بسا برون داد آن اندوهبار و یا اینکه نوید بخش شکوفایی و رهایی باشد
زیرا قلم اغراض انسانی را تراوش می کند که خود یعنی قلم را نقشی در آنها نیست
بعبارتی دیگر، قلم حکایتگر زایشهای اندیشه فرزندان بشر است و در حقیقت آن را اراده ای بر نوشتار مترتب نیست، بلکه ترسیم کننده فرهنگ قلم بدستانی خواهد بود، که با اغراض خود قلم را بخدمت خویش گرفته و افکار و اندیشه خام خویش را بوسیله قلم، می آفرینند
این پدیده سحرانگیز چنان از اهمیت ویژه ای برخوردار است که خدای هستی را به یادآوری از آن وادار نمود، و ما می دانیم خداوندگار در خط و نشانهای خود سوگندهای بسیار یاد کرده است و پیوسته سوگند به هر چیزی نشانگر اهمیت آن است آنجایی که
به خورشید و ماه
به شب و روز و زمان و دیگر موارد سوگند یاد نمود:
یکی از چیزهایی که خدوندگار به آن سوگند یاد نمود قلم است
باور راستین این است ،که سوگند در گفتار خداوند ، چه به اقرار و یا انکار، تاکیدی بر حتمییت است و در هر صورت اصرار بر اهمیت موضوع و تاکید بر مهم بودن مقسم به است. یکی از مقسم به های خداوندگار، قلم است آنجایی که فرمود: ن و القلم و ما یسطرون "به قلم سوگند و انچه می نویسد"
و تا جایی که سوره ای را در آخرین منشور خود ، با نام قلم ، بر پیامبر خویش فرود آورده است
پیوسته به اندیشه وادار شدم که چرا خداوند به قلم سوگند یاد نمود آن هم در روزگارانی که کتابت هنوز به اقتدار خود نرسیده بود


در تمامی ادبیات های جهان سوگند ، به اشکال مختلف وجود دارد و در حقیقت سوگند به نوعی پایان بخشیدن بر مجادله نافرجام است و شاید بتوان گفت که سوگند کوبیدن چکش اصرار، بر گسل باورهاست و یا اتمام حجتی بر مهم بودن موضوعی، در تایید و یا تکذیب است . پس سوگند آفریدگار بر قلم حکایتی از نوع تصدیق است ، تصدیقی بر اهمیت موضوع چنانچه خدای قلم دانسته بود شکوفایی انسانیت، در رهین قلم است تا جایی که بعضی از راهنمایان بشر قلم دانشمندان راستین را برتر از خون شهیدان پنداشته اند
بنابراین سوگند به قلم از سوی آفریدگار توانا در حقیقت ، نشان از کارگرترین ابزار آگاهی و روشنایی و رشد و تکامل استعدادهای بشری است آن هم در روزگاری که ،آنچه بیشترین ستایش را داشت شمشیر ، شتر ، یا اسب و زن و گاهی پهلوانی بود
اگر به تاریخ ادبیات ملل جهان سرکی بکشیم رویه حاکم در اوج ستایش ، چنین بود و چه بسا در ادبیات دیروز ما نشانه اقتدار در میان قبایل ، ارج نهادن و ستودن تفنگ بود تفنگی که هر چند از نگاه ما نشان صلابت است اما از سوی دیگر سینه همنوع خویش را با آن نشانه رفتن چقدر مذموم است و اینجا خواهد بود که فقدان نقش قلم به روشنی هویدا خواهد شد و به همین سبب در پهنه تاریخ کمتر کسی به اهمیت قلم پی برده بود در حالی که بیش از چهارده قرن و شاید پیشتر از آن خداوندگار به قلم سوگند یاد نموده است
بر این اساس: کاش در میان ملل جهان به اندازه ای که به سلاح و تفنگ و سایر ابزار الات جنگ و خشونت اهمیت داده می شد به قلم ارج گذاشته می شد و در تایید این گفتار یکی از بهترین سخنان امام خمینی ره در این روزگار پر از محنت این است که فرمودند به امید آن روزی که سلاح بشری به قلم مبدل شود، چه پربار و پر مغز سخن راندند زیرا در جهانی که قلم و تراویدنهای قلم فرماندهی میکند جایی برای خشونت و جنگ و هجومهای نابرابر وجود نخواهد داشت
گر چه خداوندگار به خلق آهن و استحکام آن برای دفاع اشارت داشتند اما این هشداری در برابر آنهایی خواهد بود که ناقض رسالت انسانی هستند در حالی که گرایش به قلم و نوشتن باعث می گردد تا جهالت و خمودگی از جامعه انسانی زدوده شود ، پس سفارش به بکارگیری ابزار ایستادگی در برابر خشونت و بیراهگی بمنزله دفاعی مشروع خواهد بود و این دستور چیزی را از اهمیت قلم نمی کاهد
و اما چرا خداوند به قلم سوگند یاد نمود :
از آنجایی که قلم از با ارزشترین هدیه های خداوندی هست و اگر قلم نبود چه بسا که فرهنگ و تمدن انسانی به این گردنه مبرز نرسیده بود و از سوی دیگر نشان قلم ماندگارترین نشان در روایت رخدادهاست و شاید به همین سبب مقسم به خداوند قرار گرفت و قلم این امتیاز را از آن خود کرد
به همین سبب در ادامه توجه خواننده گرامی را به دکلمه ای در رسای قلم جلب می نمایم

*و اما تو ای قلم*

ای تراوشگر بیداری، ای فریادگر رهایی
ای قلم

ای انکه می نویسی بر پهنه دفتر،
بنویس!

ای جادوی سحرانگیز
ای نگارنده مهر انگیز
ای روایتگر رازها
ای فریاد گر سوزها

ای انکه می تراود از شما

آیا روزی فرا می رسد که برتمامی خشونتها و ستمها و ویرانگریها و حتی نابرابریها خط بطلان بکشید؟!!!
آری ای قلم
از زدودن جهل بنویس که خوراکش خشونت و جنگ است
آری بنویس تا شاید روزی خشونت به عطوفت و دربدری به سکونت و اضطراب به آرامش تبدیل شود
ای قلم بنویس
از آنسوی دالان زمان و پستوها و ناگفته هایش بنویس که بسیاری از تراژدیها را در لابلای گسلهای خود پنهان نموده است

بنویس،
که در گذر زمان بر فرزندان بشر چه رفته است
آری ای قلم ،

از اسارتی اندوهبار بنویس که فرزندان آدم زنجیرش را به گردن آویخنه اند
آری بنویس

ای راقم رخدادها ، بنگار که ،
اگر نبودی تو
انچه در گذر روزگاران پدیدار گردید به فراموشی می رفت
آری ای قلم
بنویس
حکایت شادیها را
روایت آبادیها را
و سرود آزادیها را

ای قلم
سوگند به تو
و به انچه می نویسی

از پیشآمدهای نابرابر تاریخ بنویس
ای قلم،
میدانم تو را گناهی نیست
زیرا اراده ای دیگر برتو حاکم است
و تو را در نگارش اختیاری نیست
آنگاه که دستی تو را بر پهنه کاغذ به گردش وامی دارد
برون دادت چنین است که:

یا اکسیر آزادی از دهانت می تراود

یا زهر کشنده از دهانت می چکاند اما تو ،
ای قلم،
از مهربانی بنویس
از رهایی بنویس
از شادی بنویس
از بهشتی بنویس که باید، چگونه با دستان آدمیان به بار بنشیند
آری بنویس
تا درخت بیداری و رهایی

شکوفه دهد.............
..... .

جهان آرا. حبیب

تیرماه نود و هفت



کانال تلگرام عصر جهان



ثبت نظر

نام*
ایمیل(اختیاری)
نظر*