اخبار عمومی

 

 

 

214110
تاریخ انتشار: 1397/05/18 18:27
یاداشتی از حمدالله مبشری
امروز شاهد هستیم آقا زاده ها گردن کلفت تر و چاق تر شدند!! و ملت فقیر تر و لاغرتر!! و کشور و ملت دست خوش سیاست های چرخشی و دور تسلسلی این دو تفکر حاکم، به جای رسید که استکبار جهانی و عده ای غافل در داخل به غلط آلترناتیو خود را خاندان منحوس پهلوی بدانند

عصرجهان؛یاداشت دریافتی از حمدالله مبشری
بسی خلق را از ره صلح و جنگ-برون آورید از گذرهای تنگ!!!
با آغاز پیدایش خلقت انسان همواره چهره جهان دگرگونیهایی به خود دید، خوشیها، نا خوشیها   رنجها و گرفتاریها و..همه شکل تجربه های تلخ و شیرین تقدیر آدمیان گردید!! از آنجایی که انسان ذاتا ابعاد پیچیده ای دارد!! روحیات او متکثر و متفاوت است، لذا خوی استکباری، تواضع، نوع دوستی، و...انسان ناشی از نوع خلقت اوست.به همین جهت هر حرکتی از انسان چه مثبت و چه منفی دور  از ذهن نیست و هیچ جایی شگفتی ندارد!!فلذا  برای اینکه بتوان تحلیل جامعی از کُنش های انسانی ارایه دهیم سعی کردیم  در یک تقسیم بندی جامعه بشری را به دو طبقه کلی معرفی کنیم تا آدرسی باشد برای آنهائیکه رویدادهای تاریخ را بر محور انسانی بررسی می کنند!! اگر چه در جامعه امروز فراصنعتی انسان قرن بیست یکم بدلیل حجم انبوهی از رپورتاژ اطلاعات دوست دارد به کوتاه ترین راه بر جهل و نادانی ها  خود پیروز شود!!
طاغوت، ملاء و مترف از دل طبقه ای  که دارای مقام و منزلت اجتماعی هستند ظهور می کنند
برهمن اساس ما سعی داریم به کوتاه ترین مسیر تحلیل مختصری از پدیدهای اجتماعی را حول محور این طبقات ارایه دهیم.
 1-- طبقه ای که دارای منزلت اجتماعی بوده و سهامداران مطلق  بهره وری کلان از حیات اجتماعی و  اقتصادی هستند!! خود و فرزندانشان  از همه امتیازات در سطح کمی و کیفی بالائی!!!
2-- طبقه ای که ازامتیاز خاصی برخوردار نیستند به زحمت زندگی می کنند و بار مشکلات جامعه و حاکمیت به دوش این طبقه است، این گروه از انسانها قاطبه ی هر جامعه هستند. و ابزار به قدرت رسیدن طبقه ی اول می باشند!! چه بسا هَستی خود را در این را از دست می دهند!!  البته دانشمندان و اهل قلم طبقات زیادی برای جوامع بشری بر شمردند...ولی ما برای اینکه زودتر و با سهولت بهتری  به نتیجه برسیم وارد جزییات طبقات اجتماعی نمی شویم
یاد آوری این نکته لازم است که از دل طبقه ای  که دارای مقام و منزلت اجتماعی هستند سه گرو انسان ظهور میکنند!!
1-- طاغوتیان: طاغوت همان جَباران، فَرمانروایان و خدایان دروغینی هستند که خوی استکباری آنها باعث بهره کشی از جوامع بشری میگردد.
2-- گروه های سیاسی  درون حاکمیت که به اصطلاح صاحبان قدرت نامگذاری شدند و در قرآن از آنها به ملاء یاد گردید.  
3--گروه ثروتمندان و اشرافیت که در قرآن از آنها به مترفین نام برده شد. قرآن نماد این سه گروه را اینگونه معرفی فرمود
🏵 فرعون سبیل طاغوت
🏵هامان سبیل ملاء
🏵قارون سبیل مترف
ملاء و مترف دستشان تا مرفق در بیت المال غرق و هر دو سربازان نامریی طاغوت و مزدوران استکبارند
به اطلاع خواننده گرام برسانم گه خیلی از بزرگان حوزه علم سیاست اعتقاد دارند که  تفکیک  ملاء و مترف کار ساده ای نیست و نمیتوان آنها را  از هم جدا کرد!!  چرا که ملاء و مترف دستشان تا مرفق در بیت المال غرق و هر دو سربازان نامریی طاغوت و مزدوران استکبارند!!  در یک جمله به آنها اصحاب قدرت و ثروت(زر و زور) می گویند و لشکریانی هستند که زمینه ظهور استبداد سیاسی  را بوجود می‌آورند!! و در نهایت عامل فروپاشی تمدن ها و به استضعاف کشاندن ملتها می باشند!!
کله گنده ها و شکم گنده ها سربازان نامرئی طاغوت و مزدوران استکبارند و گاها تیپ غلط اندازی به خود می گیرند
به قول سیاسیون این لشکریان در نمادهای 🏵ملاء( کله گنده ها) 🏵مترف( شکم گنده ها) 🏵احبار و رهبان ظهور می کنند!!  که در نهایت آنها در آبشخور طاغوت و استکبار به وحدت می رسند!! این  لشکریان استکبار گاها با شعاردفاع از ارزشهای انسانی به میدان می آیند!!و تیپ شان غلط انداز است!!! ولی در محافل خصوصی  خود را ژن برتر می دانند و ملتها و جوامع بشری را با سُخره می گیرند!!! همین طبقات هستند که باعث  استعماری و استحمار جوامع بشری شدند و استضعاف را در بین ملل ها بوجود آوردند!!!
همواره عوام الناس از اختلاف ظاهری مَلاء و مترف شگفت زده می شوند/ اختلافات ملاء و مترف جنگ زرگری و به اشتباه انداختن عوام الناس است
فلذا استخوان بندی طاغوت را این طبقات تشکیل میدهند!! و خودکامگی را در جوامع بشری پی ریزی می کنند!! در طول تاریخ  همین طبقه ی تکاثر و زر اندوزان و عوامل سیاسی آنها ( ملاء) باعث تضعیف روحیه انقلابی گری  و فعالان مذهبی  شدند!! و همواره عوام الناس از اختلاف ظاهری مَلاء ومُترف شگفت زده میشوند!! و در نتیجه   در تحلیل پدیده های اجتماعی  به خطا میروند!! و تیرشان به تاریکی شلیک و از  استحمار بودن خود بی خبرند!! در صورتی که اختلافات ملاء ومترف جنگ زرگری و به اشتباه انداختن عوام الناس می باشد !!! تاریخ نویسان همه معتقد که  این دو گروه دستشان در یک سفره بود و پشت صحنه آنها دولت استکبار و طاغوت است!!
گروهای ملاء و مترف مقابل پیامبران ایستادند
باظهور انبیاء الهی اولین کسانی که مقابل پیامبران ایستادند گروهای ملاء و مترف بودند چنانچه 18 بار کلمه مَلاء و 5 بار کلمه مُترف در قرآن تکرار شد برای مثال ذکر  آیات 16 و 17سوره اسراء و آیه 23 سوره زخرف نمونه های  در معرفی و عملکرد این گروها است و از آنها تحت عنوان انکار کنندگان حق!! تضییع کنندگان حقوق ملتها!! مسرفین بی توجه به حقوق آحاد جامعه و محرومان!! عامل اصلی سقوط تمدن ها!! و مهمترین عامل فروپاشی اقتصادی و نابسامانی اجتماعی!! بی عدالتی و تباهی کشاندن ملتها یاد شد.
مترفین و ملاء جان برکفان و سکوی پرش طاغوتیان بودند
در حقیقت مترفین خزانه داران ملاء و قدرتمداران و در نهایت هر دو جان برکفان طاغوت واستکبار هستند.!!
همواره در طول تاریخ ملاء و مترف سکوی پرش قدرت‌هایی طاغوت بودند و ایجاد نظام های استبدادی  و خود کامه از قدرت جادویی آنها شکل گرفت!! این روند تکرار تاریخ مللها بوده و در اثر غفلت ملت ها!! ادامه دارد!!
علامه نایینی بزرگ در کتاب تنبه الامه و تنزیه المله: آورده فلسفه تشکیل حکومت دو چیز است :
1-- حفظ نظامات داخله، حمایت از حقوق افراد و منع تعدی و تطاول آحاد ملت....
۲-- دفاع از کیان جامعه در برابر تجاوز بیگانه و مداخله اجانب...
فلذا به همین مناسبت  برای نتیجه گیری این نگارش باید یادآوری کنم که جمهوری اسلامی با رهبری ولایت فقیه و پشتیبانی آحاد ملت در دفاع از کیان کشور و ملت در برابر تقابل بیگانه موفق عمل کرد.
جمهوری اسلامی نتوانست در منع تعدی و تطاول متجاوزان به بیت المال و حقوق رعیت خوب عمل کند!/ کشور در طی چهل سال گذشته قرق دست قریب به دویست خانواده بوده
اما به دلایل متعدد که بیشتر منشاء داخلی و مدیریتی دارد نتوانست در منع تعدی و تطاول متجاوزان به بیت المال و حقوق رعیت خوب عمل کند! هر چند تحقق عدالت اجتماعی کار ساده ای نیست و تا رسیدن به این آرمان راه درازی در پیش داریم و باید امیدوار به فضل  الهی و اراده ملت باشیم. اما برای باز سازی وضعیت کنونی باید ابتدا در جستجوی ضعف های داخلی و مدیریتی باشیم شرط ها و شرط ها که  اراده اصلاح امور در حاکمیت باشد!!  البته که با این وضعیت مدیریت فعلی در هر سه قوه و حتی سازمان های نظارتی مشکل می بینیم این امور به سامان برسد!! چرا که کشور در طی چهل سال گذشته دست همین ها بود و قریب به دویست خانواده کشور را قرق خود نمودند و وضع مالی آنها تا صد نسل آینده شان تضمین شد!!!و بقیه ی ملت روز به روز گداتر و فقیرترمی شوند!! پس با این مدیریت چرخشی امکان معجزه وجود ندارد!!
حساب دو دو تا چهارتاست  
نمی خواهم خدمات نطام، و خدمت برخی مدیران دلسوز را نادیده بگیرم!!  اما حساب دو دو تا چهارتاست!! وقتی خدمات بازرگانی واردات و صادرا ت، خدمات فرهنگی تحصیلات خارج از کشور، سهامداران بانکها، شرکت‌ها، و کارخانجات،  حتی انحصار برخی دانشگاه ها و مرکز علمی و.. دست همین دویست خانواده می باشد!! چگونه محافظه کاری کنیم و حرف دل مردم را نزنیم و امید معجزه اصلاح امور را از اینها داشته باشیم!!
آیا امکان اصلاح با این مدیریت چرخشی وجود دارد؟
برای مثال وقتی خبر دار شدیم که در پی تصویب قانون مجلس و در صورت تایید شورای نگهبان باید 16 استاندار از سمت خود برکنار شوند!! این یعنی چه؟!!
یعنی کشوری که از 31 استان تشکیل گردید!! 16 استان آن یعنی  بالای 50 در صدر کل کشور  توسط مدیران بازنشسته، ناتوان، و بعضا نالایق و امتیاز بگیر اداره می شد!!آیا امکان اصلاح با این مدیریت چرخشی وجود دارد!!؟؟
عده ای با چنگ انداختن بر بیت المال در  لباس نا مرئی  (ملاء و مترف)اعتماد  مردم را به بازی گرفتند
پس: باید  اعتراف کنیم مشکل اصلی کشور منشاء داخلی دارد!! چرا که در چند دهه ی گذشته همواره در روند مدیریت کلان کشور برای برون رفت از مشکلات،نگاهشان به بیرون از مرزها دوخته شد!! و با نادیده گرفتن ظرفیت کشور و بر طرف نکردن ضعف ها، همه چیز را به بیرون از مرزها حوله کردند! ناشیانه و یا از روی غفلت و با اشتیاق در راستایی نقشه ی استکبار جهانی عمل کردند! از طرفی مدیران با سیاست‌هایی غیر کارشناسی و بعضا جناحی  عاملی شدند که فرصت های  زیادی از دست رفت! مضاف بر همه این ناملایمات به علت اینکه برخی مدیران به  زندگی اشرافی عادت کردند! روش زندگی و رفتار آنها باعث فاصله طبقاتی در جامعه شد!  "الناس علی دین ملوکهم" کار ساز شد! و مقدمه ای گردید تا عده ای با چنگ انداختن بر بیت المال در  لباس نا مرئی  (ملاء و مترف)اعتماد  مردم را به بازی گرفتند!  که در حقیقت این دست آورد نتیجه ی عملکرد سياستمداران و مدیریت اجرایی در هر دو جریان حاکم بر کشور باعث گردید که با نگاه  به بیرون از مرزها  با دو دیدگاه:
#-یکی آسایش،رفاه، توسعه، و.. را در گرو رابطه با غرب می داند!
# دیگری تمام مشکلات، گرفتاری ها و...رامتوجه غرب بدانند!!!
امروز شاهد هستیم آقا زاده ها گردن کلفت تر و چاق تر شدند!!  و ملت فقیر تر و لاغرتر!!    
لذا اداره کشور تابعی از رفتار و کردار این دو جریان باعث گردید تا کشور به این روز بیفتد!!  و در راستایی اعمال سیاست های غلط دو تفکر حاکم بر کشور دو گروه که سابقه تاریخی دارند ( ملاء ومترف)شکل بگیرد!! و امروز شاهد هستیم آقا زاده ها گردن کلفت تر و چاق تر شدند!!  و ملت فقیر تر و لاغرتر!! و کشور و ملت دست خوش سیاست های چرخشی و دور تسلسلی این دو تفکر حاکم، به جای رسید که استکبار جهانی و عده ای غافل در داخل به غلط آلترناتیو خود را خاندان منحوس پهلوی بدانند
به کمک رهبر انقلاب بشتابید  و بار دیگر کشور را از چنگال اختاپوسی این رنجیره دویست خانواری و آقا زاده ها خارج کنید
سوال اینجاست که چه کسی باید به داد این مملکت و ملت برسد!!؟ تا آرمانهای  این انقلاب بزرگ که نتیجه تلاش و زحمات امام راحل عظیم الشان و همه مبارزان تاریخ یکصد ساله و تقدیم هزاران شهید به خون خفته می باشد، دستخوش طوفان های لرزان نگردد!! پاسخش معلوم است، باید فریاد بزنیم
ای مراجع تقلید شیعه!! ای سرداران سپاه، ارتش  و بسیجیان جان بر کف،  ای دانشگاهیان و معلمین،  و همه ی دلسوزان مملکت، رسانه ها، به کمک رهبر انقلاب بشتابید  و بار دیگر کشور را از چنگال اختاپوسی این رنجیره دویست خانواری و آقا زاده ها( در لباس ملاء و مترف) خارج کنید و کاری کنید که  اعتماد عمومی را به ملت و مملکت برگردانید.مطمئن هستیم به فضل الهی و اراده ملت و مدیریت  هوشمندانه رهبر انقلاب این بار توطیه دشمنان قسم خورده داخلی و خارجی شکست می خورد و انقلاب اسلامی به راه خود ادامه و در نهایت  ملت پیروز این آزمون بزرگ میباشند.انساءالله
حمدالله مبشری



کانال تلگرام عصر جهان


سیدعلی کرم افراز
|
Iran
|
1397/05/18 19:41
  +0

  -0
پاسخ
بسمه تعالی،، ضمن تشکروامتنان ازبانیان وگردانندگان، همچنین نظرپردازان، مقاله نویسان، خبرنگاران عصرجهان، لطفابادقت نظرمنطقی وقانونی بیشترمشکلات عامه مردم، شهرستانها،،،،،،، اطلاع رسانی گردد،، بحق درچارچوب قانون، وبرادرانه نقدهاصورت گیرد،، بیشترمشکلات روستاهاوشهرهابه مسولین استانی،، ارایه گرددباسپاس
ناشناس
|
Iran
|
1397/05/18 20:13
  +0

  -0
پاسخ
آن موقع که فرماندار بود وقتی حتی سرایداری را میخواستن بگیرن محل کار را ترک میکردی وبا سرعت باد به سمت یاسوج میشتافتی تا آنکه خودت میخواستی را تحمیل کنی وهیچ اعتقادی به ضوابط وقوانین نداشتی باید میدانستی این عاقبت کار میشود .
علی
|
Iran
|
1397/05/19 02:47
  +0

  -0
پاسخ
باید کسانی ادعای عدالت و... کنند که خودشان اینکاره باشند
نه منی که امتحانمو پس دادم و زمانی که میتونم همانند بالائیا قومگرایی راسرلوحه خود قرارندهم...
...
ما ایرانیها زمانی که قدرت دستمونه نمی تونیم قومگرانباشیم و شایسته سالار باشیم ولی بعدا!!!!!!!
....خداوند مارابه راه راست هدایت کند ...
ولی خدایی یه نفر راسراغ دارم زمانی که مسئول بود هیچ کدوم ازاقوام وآشناهاشو پست نداد وسرکارنبرد وتاهمیشه نام نیکش برزبانهاجاری است ومطمئنم خداهم به وی کمک خواهدکرد
...همه هم بخاطر اینکه جای دیگری رابه اقوام خودنداد همیشه دعایش میکنن...
..
تازه توحرفاش هم هیچ ادعایی نداره...
ناشناس
|
Iran
|
1397/05/19 02:48
  +0

  -0
پاسخ
درود آقای مبشری . برای اثبات هرمطلبی سندی لازمه واین گفته شما با سخنان امام که فرمودند نگذارید انقلاب به دیت نااهلان بیفته مطابقت داره کسانیکه توان اداره مسئولیتی را ندارند نااهلند وزیان ده وهمچنین گفته اند نگذارید فقیران ومستضعفین درپیچ وخم زندگی به فراموش شوند .کسانیکه بنام اسلام برگرده مردم سوارند میلیاردرهای نهفته ای هستند که باسازوکاراسلام جوردرنمیاد .وقتی رئیس جمهوری که شورای نگهبان تائیدش کرد ومن بیش رای دادم درخانه هفتادمیلیاردی می نشینه کجا ازقبرخوابها خبرداره .من مقصرم ودیگران نیزاما اگه به دنبال عدالت هستیم راهی جزاصلاحات واقعی ویاانقلاب درانقلاب نیست .وزالوصفتان راست وچپ باید رخت بربندند وقتی کسانی چندین پست دارند وفوق لیسانسها خودکشی میکنند باید یه حرکت جدی درنظام صورت بگیره
مهدوی
|
Iran
|
1397/05/19 02:50
  +0

  -0
پاسخ
کاش جناب مبشری توضیح بفرمایند چگونه به کمک رهبر بشنابیم؟
چه کار باید بکنیم.؟
جواد
|
Iran
|
1397/05/19 10:34
  +0

  -0
پاسخ
ذهن مردم فراموش نخواهند کرد استخدامهای ناحق دوره فرمانداری و تصدی دوره فرمانداری ایشان را ،و اما در تعجبیم که موقع عمل توجه به هیچ قانون و شرعی نمیکنن اما بعد جانماز آب میکشن
دد
|
Iran
|
1397/05/19 19:06
  +0

  -0
پاسخ
هزاران درودد
|
Iran
|
1397/05/19 19:08
  +0

  -0
پاسخ
بسیار زیبا قلم زدید. بی تقوایی از قضاوتهای بعضیها سرریز کرده. نگران نباش. این پارازیتها همیشه بود
تت
|
Iran
|
1397/05/19 19:08
  +0

  -0
پاسخ
بعضی ها که دارند به تو تهمت میزنند، شک ندارم خودشان خواسته های غیر قانونی داشتند
انصاف
|
Iran
|
1397/05/19 22:37
  +1

  -0
پاسخ
اخیراشنیدم جنابعالی ادعاکردید خان هستیدوبه جای یادواره شهدا یادواره خان برگزار می کنید.نندازاستمرارانقلاب مایوس شدیدوفکرمی کنیدخوانین حاکمان آینده اند.
پاسخ ها
شاهد
|
Iran
|
1397/05/21 08:23
  +1

  -0
با انصاف مسجد خانه خداست.. همه مردم مراسماتشان را در مسجد برگزار میکنند.. 10 ماهه که این مسجد توسط حاج مبشری راه افتاد.. تا حالا بیش از پنج یادواره شهدا درش برگزار شد.. مطمئنم امثال تو شرکت نکردند و نمیکنند و بیزار هم هستید... رحم کنید به خودتان. . اینقد ذلیل نباشید...
منتقد
|
Iran
|
1397/05/20 16:05
  +0

  -2
پاسخ
اعای مبشری چرامسجدشهیدان رادراختیارخوانبن ...... قراردادی.چه اصراری داری نام خان رازنده کنی

پاسخ ها
خداعقلی به منتقدین عنایت فرمای
|
Iran
|
1397/05/21 01:48
  +0

  -0
جواب ابلهان وبیخردان سکوت است خودرا اصلاح کنید که عامه مردم وخاص نسل جوان شماها رامردگان متحرک میدانند بدانید اصالت رابه قیمتی به هرکسی نمی دهند ۴۰سال ازانقلاب گذشت هنوز خودرا اصلاح نکردید این متوفی به جرم پناه دادن به روحانیت قم وشیخ دانش وسیله ساواک دستگیر ۲سال ونیم تبعیدشد دردوماهگی مادرش را ازدست داد دائیش درممبی هم پدرش بود وهم مادرش تاترست معلم رفت ودرسن۲۳سالگی راهی دیشموک شد این بی انصافی است هنوزشماها خودر دراین قرن تکنولوژی اصلاح نکردید وتادیروز پرسه زن خوانین بودین ایمان وتقوا داشته باشید ازخدابترسید
ناشناس
|
Iran
|
1397/05/21 02:13
  +0

  -0
بحث خان و یا شخصیت مرحوم نیست ایشان آدم آزاد منشی بود که دعوت حق را لبیک گفت و سنجش اعمال ایشان هم دست خدای رحمان است که انشالله در جوار اولیا و صلحا محشور گردد و زیبده نیست جز به نیکی از ایشان یاد شود
در محبث فاتحه در مسجد، مسجد هم خانه خدا است و جای بندا خدا است فارغ از سلیقه و منشی
اما موضوع اصلی شخصیت سیاسی ناپایدار مبشری است که در دوره حاکمیت حزبی ها خان ها و ابستگان خان ها را مطرود می کرد
وقتی فرماندار شد به برای رای آوری بزرگواری چه خیانت های سیاسی و اداری که نکرد چه حق هایی را که ناحق نکرد؟چه ناحق هائی را که حق نکرد؟ که البته از گندم ری نخورد و بعد ورود بزرگواری به مجلس عزل شد گرچه مدتی بعد مدیرکل سیاسی و انتخابات استانداری شد و در دولت تدبیر و امید بازنشسته گردید
ایشان وقتی به دیشموک رفت و جمعیت را دید احتمالا فکر کرد که کار انقلاب تمام است لذا خودش را به خوانین و سلطنت طلبان بچسباند غافل از اینکه اولا اینگونه اتفاقی رخ نمی دهد به فرض محال ایشان هرچه دارند از انقلاب و به برکت خون شهدا دارند و خدای ناکرده و به فرض محال از اتفاقی رخ دهد(بلا از انقلاب میراث شهدا به دور باد) حافظه ها اونقد ناپایدار و فراموشکار نیستند
احتمالا مدتی بعد دید خبری نیست و اومد این یاداشت دوسویه نوشت
جناب آقای مبشری ما شما را دوست داریم و دوست نداریم که خودخواسته و به دست خود از قطار انقلاب پیاده شوی انقلاب پابرجااست انقلاب خون بهای شهدا است خوبهای شهیدم رمضان جشان زاده است
ضمنا خان ها هم برادران ما هستند و قابل احترام
بهمیی پاینده باد
|
Iran
|
1397/05/20 21:31
  +0

  -0
پاسخ
🏵قابل توجه کسانی که به جایی خدا برای مسجد خدا تصمیم میگیرند!! ومراسم اموات مردم را درجه بندی میکنند!!
و از شهید و شهادت بی خبرند!!
و به بهانه مسجد شهیدان به اموات و مراسمات هم نوعان خود بی احترامی میکنند!! وبه خیال خام خود دعوایی حق طلبی دارند!! کجایی قرآن، تعالیم امامان، مراجع تقلید شیعه، مراسم یه فرهنگی به بهانه خان
بودن باید در مسجد محکوم شود!!! چرا جایی خدا تصمیم میگیری!! ای بنده گناه کار!!!😀
🏵🏵🏵🏵🏵🏵🏵
⤵️⤵️⤵️⤵️⤵️⤵️⤵️
«تساهل و مدارای آیت الله العظمی بروجردی»
نوشته حجة الاسلام والمسلمین منتظری
..................................................................

چند سال قبل حضرت آیت الله علوی بروجردی نوه مرحوم آیت الله العظمی بروجردی در یک جلسه مهمانی در منزل یکی از دوستان چند خاطره نقل کردند که عینا تقدیم خوانندگان روزنامه سازندگی میکنم:

زمانی که آقای بروجردی ساکن شهر بروجرد بودند پزشک معروف شهر آقای حکیم یوسف یهودی بود. نوه آن دکتر برای آقای علوی نقل کرده بود که حکیم یوسف ارادت خاصی به آقای بروجردی داشت و در قم به دیدار آقای بروجردی میرفت. علت این بود که وقتی دکتر برای عیادت علمای بروجرد میرفت آنان تکه پارچه ای پهن می کردند که پای دکتر به فرش های آنان برخورد نکند؛ ولی وقتی خانه آقای بروجردی میرفت از این کارها خبری نبود و مانند یک مهمان معمولی با او برخورد میکردند.

در زمانی که آقای بروجردی هنوز به قم نیامده و ساکن بروجرد بودند شنیدند که در آن شهر هنگام تشییع جنازه یهودیان بعضیها به طرف جنازه سنگ پرتاب میکنند. آقای بروجردی مردم را از این کار ناشایست نهی فرمودند ولی بعضی از مردم توجه نکردند و به این عمل ادامه دادند. آقای بروجردی گفتند هر وقت تشییع جنازه یک یهودی بود به ایشان اطلاع دهند. در اولین تشییع آقای بروجردی شرکت کردند و این باعث شد این سنت زشت سنگپرانی به کلی ترک شود.

وقتی مسجد اعظم قم ساخته میشد قرار شد چاه آبی حفر کنند که آن مسجد مستقل از آب شهر باشد. تحقیق شد که چه کسی این کار را بهتر از دیگران انجام می دهد. معلوم شد شرکتی در خیابان سعدی تهران هست که مدیریت آن با آقای جمشید یگانگی است ولی ایشان زردشتی میباشد.
موضوع را با آقای بروجردی مطرح کردند و ایشان فرمود: «زردشتی باشد، چه اشکالی دارد؟». آقای مهندس لرزاده که معمار مسجد اعظم بود قرارداد حفر چاه و سیستم آبرسانی مسجد را با آن شرکت بست و کار تا آخر انجام شد. هنگام تسویه حساب، آقای جمشید یگانگی گفته بود مایل است با آقای بروجردی ملاقات کند. آقای لرزاده اجازه گرفته بود و ملاقات انجام شد. در ملاقات آقای بروجردی از ایشان تشکر کرده بود ولی آقای یگانگی خواهش کرده بود که اجازه دهید من هم در ثواب این مسجد شریک باشم و پولی بابت کار دریافت نکنم و آقای بروجردی هم قبول کرده بود.
در همین حال یکی از حاضرین به آقای بروجردی گفته بود: «آقا به ایشان بفرمایید مسلمان شود». آقای بروجردی از شنیدن این جمله آنقدر ناراحت شده بود که صورت و گوشهایش قرمز شده بود. آقای یگانگی هم سرش را زیر انداخته و ساکت بود. پس از مدتی آقای بروجردی فرمود: «من دعا میکنم خداوند از این صفا و اخلاص ایشان به ما هم عنایت بفرماید».

پس از چندین سال چاه به تعمیر و بازسازی نیاز پیدا کرد و به همان شرکت مراجعه شد و معلوم شد آقای یگانگی مرحوم شده و پسرانش شرکت را اداره میکنند. قرار شد آنان برای تعمیر اقدام کنند. کار که انجام شد برای تسویه حساب رفتیم. معلوم شد مرحوم جمشید یگانگی در پرونده مربوط به مسجد اعظم قم یادداشت کرده که تا هر زمان این چاه تعمیراتی لازم داشت به طور مجانی انجام گردد.

آقای علوی در سفری به نجف اشرف ملاقاتی با آیت الله العظمی سیستانی داشتند. ایشان فرموده بود در زمانی که من در قم شاگرد آقای بروجردی بودم یک روز توصیه اخلاقی داشتند با این عنوان: «مواظب باشید دزد عقیده مردم نباشید». آقای بروجردی فرموده بودند: «یک روز دزدها جلو کاروانی را میگیرند و اموال آن را غارت میکنند. میان اموال و اثاثیه آنان بقچه ای بود که روی آن نوشته شده بود "بسم الله الرحمن الرحیم". آن را به رئیس دزدها نشان دادند و او پرسید این بقچه مال کیست؟ معلوم شد متعلق به یک پیرزن است. از آن پیرزن پرسید این کاغذ بسم الله برای چیست؟ جواب داد این را نوشتم تا از خطر دزدها محفوظ بماند. رئیس دزدها گفت محفوظ ماند، بردار و برو. نوچه های رئیس اعتراض کردند که این همه زحمت کشیدیم و دزدیدیم چرا به او برگرداندی؟ رئیس جواب داد: «ما دزد اموال هستیم دزد عقیده نیستیم». آقای بروجردی با نقل این داستان فرموده بودند: «شما طلاب عزیز مواظب باشید دزد عقیده مردم نباشید».

رحمت و رضوان بی انتهای الهی بر آن مرجع عالیقدر که با عمل خود مردم را هدایت می فرمود.

نقل از روزنامه سازندگی، ۱۶ مرداد ۱۳۹۷
معین فر
|
Iran
|
1397/05/20 22:12
  +0

  -0
پاسخ
با سلام حقیر که مخالف فکری حاج مبشری هستم و در این متن هم ایراداتی میبینم اما
اما کامنتها و در بحث قومگرایی ایشان ما باید با یک دیدگاه وسیع و شناسایی عوامل موثر در این مسیله ورود کنیم
در یک متطقه ی عشیره ای مثل بهمیی هرگز به این زودی نمی شود قونیت زدایی کرد
و بلاشک این حس ناسیونالیستی در همه هست و عمدی هم نیست و حتی در خود همان غرب مدعی شایسته سالار و نخبه سالار باز هم این مسیله نه تنها رنگ دارد بلکه کمرتگ هم نیست

بحث قومیت گرایی یک بحث اجتناب ناپذیر هست البته در هر شخص یا مکان و یا زمان حتی ممکنه متفاوت با دیگری باشد

من علیرغمیکه یکی از منتقدان و کسانی بودم که حتی دست به تخریب آقای مبشری هم در برهه ای زدم ولی امروز احساس می کنم مدیریت مبشری ها علیرغم تمام کاستی ها بهتر بود

من در خانواده ی آقای مبشری که فامیلهای من هستند و رفت و آمد داریم هیچ کدامشان موافق آقای مبشری نیستند و دلیلشان عدم همکاری آقای مبشری در زمان سکانداری اجرایی بهمیی بود!!!

بهرحال قصد حمایت از ایشان ندارم صرفا دوست دارم مسایل را عمیقا ریشه یابی و کارشناسانه بیان کنیم تا تقابل گونه و با هدف کوبیدن همدیگر..

من الله توفیق
انصاف ومنتقد
|
Iran
|
1397/05/21 01:04
  +0

  -0
پاسخ
شماها : بین مردگان هم تفاوت میگذارید حرفهای رکیک نثار خوانین که ازبطن مردم هستند زدید اوالابدانید اصالت رابه هرقیمتی به همه کس نمیدهند وتادنیادنیاست این ریشه تنومند پابرجاست ؛درمورداین متوفی بی انصافی کردید شمعه ی از زندگی وی در دوماهگی مادرش فوت کرد دایی اش ایشان راآورد ممبی بزرگش کرد بعد ۲۳سالگی باافتخار معلمی با صدسوار از غیور مردان دائیهاش بیژنی هاووو به دیشموک رفت دراوج انقلاب وسیله ساواک به جرم پناه دادن روحانیت قم خاص شیخ دانش ۲سال ونیم دستگیر وتبعیدشد حتی نرفت دنبال سوابق فوق والاه آزاده میشد ۴۰سال ازانقلاب گذشت شماها هنوز خودرا اصلاح نکردین فقط دنبال تهمت وافترا وووووو هستید ازخدابترسید تقوا داشته باشید ؟؟چرا دنبال خوانین شبانه روز پرسه میزنید؛؛ذات بد نیکو نگردد؛؛؛؛:چونکه بنیادش بداست
مبشری وامثالهم
نژاد ازدوکس دارد آن نیک پی
زافراسیاب وزکا ووس کی
شماها حرفتان دربین مردم ونسل جوان خریداری ندارد خودتان را اصلاح کنید وازخدا استغفارنمایید
انصاف ومنتقد
|
Iran
|
1397/05/21 01:04
  +0

  -0
پاسخ
شماها : بین مردگان هم تفاوت میگذارید حرفهای رکیک نثار خوانین که ازبطن مردم هستند زدید اوالابدانید اصالت رابه هرقیمتی به همه کس نمیدهند وتادنیادنیاست این ریشه تنومند پابرجاست ؛درمورداین متوفی بی انصافی کردید شمعه ی از زندگی وی در دوماهگی مادرش فوت کرد دایی اش ایشان راآورد ممبی بزرگش کرد بعد ۲۳سالگی باافتخار معلمی با صدسوار از غیور مردان دائیهاش بیژنی هاووو به دیشموک رفت دراوج انقلاب وسیله ساواک به جرم پناه دادن روحانیت قم خاص شیخ دانش ۲سال ونیم دستگیر وتبعیدشد حتی نرفت دنبال سوابق فوق والاه آزاده میشد ۴۰سال ازانقلاب گذشت شماها هنوز خودرا اصلاح نکردین فقط دنبال تهمت وافترا وووووو هستید ازخدابترسید تقوا داشته باشید ؟؟چرا دنبال خوانین شبانه روز پرسه میزنید؛؛ذات بد نیکو نگردد؛؛؛؛:چونکه بنیادش بداست
مبشری وامثالهم
نژاد ازدوکس دارد آن نیک پی
زافراسیاب وزکا ووس کی
شماها حرفتان دربین مردم ونسل جوان خریداری ندارد خودتان را اصلاح کنید وازخدا استغفارنمایید
حقیقت تلخ
|
Iran
|
1397/05/21 01:29
  +0

  -0
پاسخ
«درود بر نسل آفتاب»
نسل آفتاب در یکصد سال سکوت، انزوا، رنجوری ومهجوری و محنت تاریخ نه تنها به حاشیه نرفتند!! که در بیدادگاه تاریخ در مبارزات بی امان خود دوباره مجدد احیاء
تاریخ اجداد خود شدند و مظلومیتشان ماندگاری آنها رادر فرهنگ مردم حیاتی دیگر بخشید. «یادمانها»
مستعار
|
Iran
|
1397/05/21 02:02
  +0

  -0
پاسخ
عالیجنابان که بجای خدا نشسته و نظر میدهید .ایا خوانین بهمیی همیشه در صف مبارزات نبودند.شهید ندادند.جانباز ندادن.ازاده ندادن.اخیرآ هم جز مدافعان حرم به سوریه رفتند.به دست رضا شاه شهید نشدن که شدند.کجا سیر میکنید.به حال خود بنگرید.
این اقایان هیچگاه دنبال مقامات دنیوی نبودند با این همه امتیازی که بالا نوشتم که داشتند.
م.خ
|
Iran
|
1397/05/21 02:05
  +0

  -0
پاسخ
عالیجنابان که بجای خدا نشسته و نظر میدهید .ایا خوانین بهمیی همیشه در صف مبارزات نبودند.شهید ندادند.جانباز ندادن.ازاده ندادن.اخیرآ هم جز مدافعان حرم به سوریه رفتند.به دست رضا شاه شهید نشدن که شدند.کجا سیر میکنید.به حال خود بنگرید
م.خ
|
Iran
|
1397/05/21 02:12
  +0

  -0
پاسخ
به به اخیرا جای خدا هم قضاوت میکنید.
همین اقایان خوانین.مگر شهید تحویل انقلاب ندادند.جانباز ندادن .ازاده ندادن.اخیرا هم جز مدافعان حرم به سوریه رفتن.
همین شمایی ک پشت پرده باترس مینویسی ایا این همه امتیاز یکجا در خانوادتان هست نثار کرده باشی؟
پاسخ ها
علی
|
Iran
|
1397/05/21 02:19
  +0

  -0
خان بخشی از مردم هستند و همه هم آنها را احترام می کنند درج یک کامنت ممکن است نظر شخص خاصی باشد
درود خدا بر مرحوم
اما روی سخن با نویسنده مطلب است که هر روزی یک گونه می نویسد یک روز حزبی، روز اصلاح طلبف روز دیگر احمدی نژادی روزی ضد خان و روزی دیگر حامی خان
قبول کنید وقتی این یاداشت ها را می نویسد مردم هم حق دارند وی را نقد کنند
م.خ
|
Iran
|
1397/05/21 02:31
  +0

  -0
پاسخ
ایا خوانین بهمیی مثل سایر خوانین در استانهای دیکر ظالم بودند؟نبودند.
دنبال چی هستید.از خود پرسیدید چرا هر روز شما کوچکتر و این اقایان روز به روز محبوب تر میشوند.
دلیلش یه جمله است,چون کوچیکی مردم را میکنند ,اما شما ها چی ؟؟ فقط دنبال غیبت و تهمت هستید.البته جای بحث نمیبینم چون پشت پرده هستید و فقط سایه را جای خودتان میفرستید جلو
گفتگو باید منطقی و اصولی باشد نه از روی کینه و حسادت به اشخاص دیگر.

بهمیی
|
Iran
|
1397/05/21 06:51
  +0

  -0
پاسخ
قلم زدن در فضایی مجازی و کامنتها مثل دزد نگرفته پادشاه است!! میماند!! آنهای که توان استدلال در حضور ندارند!! به فرموده قرآن کمین گاه سنگر میگیرند و نقاط کور را هدف قرار میدهند!!شما که از انقلاب صحبت کردی و شهید رمضان..
قطعا هیچکاره انقلابی!! نه جبهه رفتی و نه شهید دادی!! ونه مثل مبشریها در همه عرصه ها کار کردی و امتحان پس دادی!! فارغ از خدا و قیامت و انقلاب واز عقده شخصی کامنت زدی!!
اولا مبشری دیشموک نرفت و آن زمان در اردوی ده روزه در مشهد و شمال بود!! مطلب ایشان که به گفته شما سیل جمعیت او را متزلزل کرد!! بعد دوباره اینگونه انقلابی نوشت!! بدان که مطلب ایشان خیلی جلوتر از مرگ مرحوم و تشیع نوشته شد وبه چند سایت کشوری و استانی ارسال شدو سر نوبت چاپ بود!!اگر در کمینگاه خفاشی کونه!! ناجوان مردانه قلم میزنی و دزدانه پا به فرار!!
آیا فکر نمیکنید پیش خدا اعمال آشکار و پنهان را باید جواب دهی!! کمی تعقل وتفکر!!
تت
|
Iran
|
1397/05/21 07:38
  +0

  -0
پاسخ
الله اکبر.... امان از کینه و حسادت... امان از بی تقوایی... الله اکبر... پناه بر خدا .... عجب قضاوتهایی...
الهی شکر
|
Iran
|
1397/05/21 07:41
  +0

  -0
پاسخ
خدایا زمانه ای شد که عده ای که از در گاه تو و خانه تو گریزانند، میخواهند درب خانه ی رحمتت را بر سایر بندگانت نیز ببندند.. الهی هدایتشان کن
رحمان
|
Iran
|
1397/05/21 07:43
  +0

  -0
پاسخ
نور به قبر پدرت بباره آقای مبشری..
اینهایی که توان اداره ی یک سبزی فروشی را هم ندارند، به تو خورده میگیرند... قضاوتها و حرفهایشان را بخوان... شکر خدا کن چنین کسانی دشمنان تو هستند..
جواد پ
|
Iran
|
1397/05/21 07:57
  +0

  -0
پاسخ
سلام جناب معین فر. واقعا نشان دادید که انصاف تان از بسیاری از این مدعیان بیشتر است. دینتان و شرفتان نیز همچنین..
؟؟
|
Iran
|
1397/05/21 08:07
  +0

  -0
پاسخ
سیله ای کامنتل
ایییییییییییییییییش
حالم از گپل بعضی ها و هم خه
بوی گپل بعضی آدمل از همیرو تا چاردره دالون ایره..
هموطن
|
Iran
|
1397/05/21 08:09
  +0

  -0
پاسخ
ککا ایشا اگر یه آیم وه درد بخور داشته بیت، همی آغای مبشرییه. خسه نکنیت ختونه
داد
|
Iran
|
1397/05/21 08:11
  +0

  -0
پاسخ
عقل اگر فحشم بده من راضی ام..
شما را به خدایی که میپرستید از حرفها و کامنتهای مغرضانه ی خودتان شرم ندارید؟؟ شما کدام خدا را میپرستید؟؟؟ آیا خدای شما تهمتهای ناروا، قضاوتهای مغرضانه و بدون دلیل، بی انصافیهای از سر کینه و عداوتهای بیجا را جایز میداند؟؟؟؟ شما دیگه کی هستید؟؟؟؟ مسجد خانه ی خداست... درب آن به روی تمام خلایق باز است.. خداارحم الراحمین است.... اگر جای خدا بودید چه میکردید؟؟؟؟؟ الله اکبر...
مگر جناب مبشری چه گفتند که اینگونه بی رحمانه قلع و قمش میکنید؟؟؟؟ اتفاقا علیرغم قضاوتهای مغرضانه شما، آحاد مردم میدانند که هنوز هیچ کس نتوانست مدیریتی مثل ایشان در بحث خدمات رسانی به مردم بهمئی داشته باشد... از انتخابات گفتید... مگر افتضاحات بیشرمانه و بهت انگیزی که در انتخابات 96 شماها ایجاد کردید را فراموش کردید؟؟؟؟ از حافظه مردم پاک نخواهد شد. وجدان شما کی بیدار خواهد شد؟؟؟ مدیران مطبوع شما چه گلی به سر مردم بهمئی زدند؟؟؟ اگر مرد هستید که تردید دارم، هویتتان را بنویسید تا مشخص شود به چه خاطر اینگونه تیر کینه و حسادت و عقده را به سمت کسی رها میکنید که برای انقلاب خون دادند، جوان دادند، خدمت کردند و همچنان تا آخرین نفس مدافع انقلاب و خون شهدایشان هستند...تقوا که نباشد علیه خدا هم تظاهرات میکنید... آیا رواست مسجد که خانه ی خداست، خدایی ارحم الراحمین است، به روی بندگانش(هرکس که باشد) بسته شود؟؟؟ این چه اندیشه ی زشت و بی رحمیست؟؟؟ بدانید حسادت و عداوت ضررش برای خودتان است و بس. کمی خداترس باشید..
اناری
|
Iran
|
1397/05/21 08:18
  +0

  -0
پاسخ
تحلیل را خواندم زیبا و جامع بود و نشان از عمق بینش سیاسی نگارنده دارد.. تشکر از عصر جهان وزین.
کامنتها را هم خواندم.. ناخودآگاه این شعر زیبا را زمزمه کردم..
دی شیخ با چراغ همی‌گشت گرد شهر. کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست. گفتند یافت می‌نشود جسته‌ایم ما. گفت آنک یافت می‌نشود آنم آرزوست.
و این فرمایش شهید کربلا..
اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید..
بهمی خارج از شهرستان
|
Iran
|
1397/05/21 08:40
  +0

  -0
پاسخ
متاسفانه بعضی ها قدر نشناس هستند .تا الان مبشری بهترین فرماندار بود.بعد از مبشری چکار کردند .انصاف...
رزمنده
|
Iran
|
1397/05/21 08:59
  +0

  -0
پاسخ
آقای ...... چگونه می خواهدخودراتبرئه کند.مگراون کسی که دستوردادقبر.......... را آتش زدند کی بود؟مگرآن که برپهلوی خرباخط درشت نوشت "......." آقای.......نبود؟مگراون کسی که بجه .......رادرگونی بندی دربسته وسط بیابان دوقلعه رهاکردتاطعمه شغالها شوند.......نبود؟
حالاداردبه خوانین متمسک می شود.باخوانین به مراسمات می رود وباقلم زدن وکتاب نوشتن زیرزمینی به گذشته خولنین مشروعیت می بخشد.امان ازدوگانگی وچندشخصیتی بودن وبی بصیرتی آن هم درزمانی که این نظام آماج حملات بی امان دشمنان داخلی وخارجی است.بصیرت کیلویی چند؟!!!!

این پیام توسط مدیریت سایت ویرایش شد

بهمئی
|
Iran
|
1397/05/21 09:03
  +0

  -0
پاسخ
قلم زدن در فضایی مجازی و کامنتها مثل دزد نگرفته پادشاه است!! میماند!! آنهای که توان استدلال در حضور ندارند!! به فرموده قرآن کمین گاه سنگر میگیرند و نقاط کور را هدف قرار میدهند!!شما که از انقلاب صحبت کردی و شهید رمضان..
قطعا هیچکاره انقلابی!! نه جبهه رفتی و نه شهید دادی!! ونه مثل مبشریها در همه عرصه ها کار کردی و امتحان پس دادی!! فارغ از خدا و قیامت و انقلاب واز عقده شخصی کامنت زدی!!
اولا مبشری دیشموک نرفت و آن زمان در اردوی ده روزه در مشهد و شمال بود!! مطلب ایشان که به گفته شما سیل جمعیت او را متزلزل کرد!! بعد دوباره اینگونه انقلابی نوشت!! بدان که مطلب ایشان خیلی جلوتر از مرگ مرحوم و تشیع نوشته شد وبه چند سایت کشوری و استانی ارسال شدو سر نوبت چاپ بود!!اگر در کمینگاه خفاشی کونه!! ناجوان مردانه قلم میزنی و دزدانه پا به فرار!!
آیا فکر نمیکنید پیش خدا اعمال آشکار و پنهان را باید جواب دهی!! کمی تعقل وتفکر!!
مبشری
|
Iran
|
1397/05/21 09:17
  +0

  -0
پاسخ
عالیجنابان سلام.
از همه شما تشکر دارم.
هرچه ازدوست رسد نیکوست🌷
اولا از مدیرمحترم سایت جناب جهانتاب پور تشکر دارم که در تلاشند تا ذهن خلاق نسل جوان را موتور محرکی باشند به سمت توسعه پایدار 🔩
من با سایتهای کشوری و استانی دوست هستم و راه بلد، برخی
مطالب بنده مثل همین مطلب آخر در چند سایت کشوری و استانی منتشر شد و آخرین سایتی که اقدام نمود سایت عصرجهان به مدیریت جناب جهانتاب پور بود.،تشکر دارم.
همینکه عزیزان وقت گذاشتند و مطلب من حقیر را خواندند
قدردانی ویژه دارم🏵قصد من از ارسال برخی مطالب به سایت عصر جهان همین است که
عزیزان سر از لاک اندرونی بیرون آورند و هراز گاهی خونشان به جوش آید و عوض خاموشی!!داد و هوار📢 بکشند😀اگر قرار است مشتی🥊 چکشی🔨 شلیک شود!! چه بهتر که به سمت من حقیر باشد. و آنکس که به هر طریق ناراحت، افسرده است، آرام گیرد!! اگر عزیزی به هر دلیل ناراحتی دارد ( سیاسی،اقتصادی،فرهنگی،وحتی قومیتی)
با انتقاد ولو ناحق به من حقیر تخلیه روانی 😀و تسلی پیدا کند!! برای وجودش صلوات ( ص)🍉 نگران نباشیم!! دنیا میگذرد و روزگاری نه چندان دور!!! استخوان کله ماه در کوزه گری به طریق دیگر!! دلبری میکند🏺خوش، باشید وپایدار ♥️♥️
🏵 مبشر 🏵
منتقد
|
Iran
|
1397/05/21 09:55
  +0

  -0
پاسخ
همه خوانین ظالم بودن.خان یعنی ظلم بیخودی دفاع نکنید
پاسخ ها
دوست قدیمی نواده حمداله
|
Iran
|
1397/05/21 12:36
  +0

  -0
نمی دانم آقای مبشری چگونه می خواهد حودراتبرئه واستحاله نماید.به قول جناب انصاف شایدمبشری امیدی به ادامه انقلاب نداشته باشدوحال بااین تفکرمی حواهدپناهگاهی میان خانزاده ها بیابد.اماهمین برادرمبشری بودکه بارنگ قرمزبرپهلوی الاغ نوشت"......"آتش زدن قبر...... هم بادستورمستقیم مبشری بود.
شاید جناب مبشری نداندکه فعالیت خوانین درراستای احیای انجمن پادشاهی محمدرضا پهلوی است.به جدقسم می خورم اگرفرداپسرشاه بخواهد به ایران بیاید پیاده نظام اوهمین خوانین هستند.امیدوارم فعالیتهای جناب مبشری برای احیای نام خوانین ازسرندانم کاری باشد.وروزی احساس ندامت کند.
منتقد
|
Iran
|
1397/05/21 09:56
  +0

  -0
پاسخ
مبارزه خوانین باساه عقیدتی نبودبرای کسب قدرت ظالمانه بود
بی طرف
|
Iran
|
1397/05/21 14:34
  +0

  -0
پاسخ
بلانسبت برخی حضار محترم و خانواده دار و با اصالت.
همیشه تو هر گله ای یه بز گری بی.
این منتقدین که منتقد نیستند فقط قلم میزنند ولی جرات ندارند و پشت پرده سایه خودشان را جلو میفرستند حکم همان بز گر را دارند.
واقعا این منتقدین نیازمند برخی اشخاص هستند وجودشان الزامیست ,بابا مردم دیگه بعد از چهل سال همه را شناختند.همین الان دور خود را ببینید کی برایتان ماند,انها را هم ببینید.اینقد که دیگر چیزی ندارید اخرین هربه خود را با تهمت زدن انجام میدین.اینجاست که دیگر نشان میدهد چقدر کم اوردید که اخرین هربه به قول امام علی ع تهمت را نشانه گرفتید.



پند روزگاران
|
Iran
|
1397/05/21 14:39
  +0

  -0
پاسخ
لقمان راگفتند ادب از کی آموختی، گفت از بی ادبان
لقمان را دوستانی بود بسیار ... همه ناباب و خفن ... تا نیمه شب به عیش و مستی و رجعت به منزل، هنگام سحر !

بزرگان شهر، وی را خرده گرفتند که این چه رسمی است لقمان ؟! تو را سزاوار نباشد این همه علافی و خماری و عیش و مستی !

لقمان بیاندیشید و فرمود : ... " من زین دوستان ناباب و بی ادب ، ادب آموزم ... هرکار ناپسند دیدمی به وی ، آنکار ، پیشه خود نکردمی ! "

و اینچنین بود که تمام مردان شهر به صفاسیتی و عیش و نوش و گمار پرداخته تا کسب ادب نمایند !

حتماً بارها این ضرب المثل را شنیده اید: ادب از که آموختی ؟ از بی ادبان. ادب به معنای دانش ،فرهنگ، معرفت، روش پسندیده و خوی خوش می باشد. سعدی ماجرای این ضرب المثل رادر باب دوم گلستان، چنین بیان نموده است:
لقمان را گفتند: ادب از که آموختی؟ گفت از بی ادبان ؛ هرچه از ایشان در نظرم ناپسند آمد از فعل آن پرهیز کردم.
نگیرند از سر بازیچه حرفی
کزان پندی نگیرد صاحب هوش
وگر صد باب حکمت پیش نادان
بخوانند آیدش بازیچه در گوش
اگر بخواهیم این حکایت را به ساده بیان کنیم ، می توانیم بگوییم : از لقمان پرسیدند : از چه کسی ادب را یاد گرفتی؟ گفت: از افراد بی ادب ، به این ترتیب که کارهای زشت آنها را دیدم اما انجام ندادم. افراد دانا هر حرفی که می شنوند از آن پند می گیرند اماافراد نادان اگر صد جمله و سخن حکمت آمیز هم بشنوند، آن را شوخی و بازیچه می پندارند و پند
نمی گیرند.
بسیاری از گفته های شیخ سعدی، به شکل ضرب المثلهای رایج در آمده اند و مردم آنها را در گفتگوهای خود به کار می برند.مانند:
*یکی را گفتند: عالِِمِ بی عمل به چه مانَد؟ گفت: به زنبور بی عسل.
زنبور درشت بی مروت را گوی
باری، چو عسل نمی دهی نیش مزن.
لبیک یا خامنه ای.
|
Iran
|
1397/05/21 14:51
  +0

  -0
پاسخ
بیشتر پیامها نشانگر این هست که برخی به اهداف شخصی خود نرسیدن به اقای مبشری حمله میکنند,
چقد من از نزدیک شخصیت اقای مبشری و مرحوم رزمجو را که سوابق مبارزه با ساواک و زندانی شدن ایشان را دیدم.
از کدام مکتب این حرفها و نقدها را جمع کردید پس حتما مسجد جای شماست.
لبیک یا خامنه ای.
|
Iran
|
1397/05/21 15:04
  +0

  -0
پاسخ
بله به شما باشه که اون جوان بیست ساله که از این خانواده رفته مدافه حرم بوده به جنگ داعش رو در رو رفته رو هم میگید برای قدرت رفته.
که شما حتی فیلم داعش را میبینید ترستان میگیرد.
حتما ازاده هم که داشتن رفت که عراق دوری بزنه.
بابا خحالت بکشید.شهید شیمیایی چی؟شهید از زانو به پایین نداشت رو ویلچر بود چی؟ اینم برای قدرت بود؟ حالا جانبازها که تعدادشان بی شمار هست پیش کشت.



همین تویی که مینویسی چندبار برا جانبازی سند سازی کردی درصد بیشتر بگیری,اونا حتی دنبال اینا هم نبودن.
کاش کمی تاریخ بلد بودی بعد نقد میکردی.یا حداقل مشکلت را بگو شاید حلش کردن برات .
رهبرم سید علی
|
Iran
|
1397/05/21 15:05
  +0

  -0
پاسخ
هی خدااااا قربون اصالت و با اصالت برم
که به هر کسی ندادی.اصالت اینها کجا و شما کجا.اصلا نباید جوابتان را هم داد.


درود بر مبشری.
خدا ناظر است
|
Iran
|
1397/05/21 15:24
  +0

  -0
پاسخ
..............حالا یه مرتبه بوقلمون شدی بروخودت را اصلاح کن که خداوند ناظر براعمال همه بندگانش هست ................ ای چاپلوسان وتملق گویان تاکی خودزنی وتهمت وافترا بخود بیائید دست ازجاهلیت برداریدمردین بروید دربین نسل جوان وعامه مردم این مسایل راعنوان کنید بعدنتیجه اش راببینیدخداوند عقلی سالم به شماهابدهد
ناظر
|
Iran
|
1397/05/21 15:38
  +0

  -0
پاسخ
خوانین ظالم نبوده چون اصالت داشتند چون مردمی بودن چون عقیده داشتند بروتاریخ را مطالعه کن
انصاف
|
Iran
|
1397/05/21 21:31
  +0

  -0
پاسخ
کجاست انصاف؛مردانگی؛غیرت لر؛کجاست اصالت:
اگر ازسیره نبوی وعلوی اطلاع داشته باشیم قطعا راه آنها راپیشه میکنیم
درغیرآن تربیت
آثار رفتارمان ژنتیکی وخانوادگی مثل عقرب میمانیم که نیشش از کینه نیست
از طبیعتش وذاتش میباشد ؛آن حکیمی که تمثیل عقرب را نقل کرد
منظورش طبیعت حیوانی انسان بود ؛که فقط اسم انسان را یدک میکشد
خدای رحمان درقرآن فرمود ؛ ای پیامبر اگرنبود خلق نیکوی تو مردم
از گردتو فرار میکردند من و ما وتو که دعوی اسلام وانقلاب داریم
چقدر به سیره نبوی وعلوی عمل میکنیم چرااینگونه شدیم
این تذهبون؛؟ مگه قلم زدن جرم است؟؟چرا اهل قلم را در درستی ونادرستی همان مطلبش نقد نمیکنید؟؟
کجای اسلان وفقیه اسلامی گفتند ما حق داریم وارد حوزه حقوقی افراد
شویم ؟ چراشما درنقد مطلب اراده نمیکنید مطلب بهتری ارایه دهید
یا کورید؛ یاکرید؛ یا بیسوادی؛یا حسود؛الحسود لایسود؛
چرا درعوض نقدعلمی ؛وارد حوزه آبروی مردم میشوید ؛
نه به زنده ها رحم میکنید ونه به مرده ها چرا؟؟
آیا بیماری روان پرسشی مسبوقق به سابقه خانوادگی نیست؛
مبشری درهمه عرصه ها؛ خدمت به مردم وانقلاب جهاد وشهادت
وجانبازی وکارهای فرهنگی پیشگام بود شما چکار کردی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مرحوم رزمجو از فرهنگیان خوش سابقه که وجودش شمع چراغ مردمانی بود که تاریکی وجهل برآنها مستولی بود؛ اوازمبارزین قبل ازانقلاب
علیه ظلم وطاغوت بود که درجمهوری اسلامی اهل تسامح نبود
همواره روح ظلم ستیزی که ذاتی او بودسرلوحه رفتار سیاسی اش بود
میتوان به جرات ادعا کرد که آن معلم سلیم النفس از شمای مدعی انقلاب
انقلابی تر بود ولی اهل ریا وتظاهر نبود ؛آیاشمابرای اسلام نگرانی
یا برای انقلاب؟؟یابرای شهداء؟ یابرای مسجدشهیدات که خانه خداست؟؟
یا مشکل شخصی داری؟ آیا شما ازمبشری ها به انقلاب نزدیکتری؟
یا از او لیشتر خدمت به انقلاب ومردم کردی؟ چه خوب است
درخلوت خود استغفار کنی ودرخصوصی ازکسانی که با آبرویشان تاختی
عذرتقصیربخواهید ؛ تا اگر اهل هدایتی هدایت شوی گرچه سخت است
واین تو فیق رفیق هر کسی نمیشود ....


خدا ناظر است
|
Iran
|
1397/05/21 23:28
  +0

  -0
پاسخ
با سه دسته دوستی جایز نباشد:
چاپلوسان؛ ریاکاران؛ و یاوه گویان ؛
که موروث بدبختی ورسوایی میباشند؛(کنفوسیو)
زنده باد ایل بزرگ بهمئی.از سرد
|
Iran
|
1397/05/23 00:36
  +0

  -0
پاسخ
حبیب«حبیب‌الله‌خان‌رزمجو» ایل بهمئی رابیشتر بشناسیم

زنده یاد حبیب الله خان رزمجو در اسفند ماه ۱۳۲۳ در روستای دیشموک(شهرفعلی دیشموک)که از قدیم الایام بعلت موقعیت خاص جغرافیایی واستراتژیکی مرکز کلانتر نشینی بهمیی سردسیر بود متولدشد.
وداع ملکوتی بزرگ مرد دایل بهمئی ما را برآن داشت تا گذری بر تاریخ، به روایت تاریخ نویسان بزنیم.
بسمه تعالی
وقتی که در تاریخ به بررسی سلسله های تاریخی پرداخته میشود بیش از هرکس نظرها به بانیان حکومت هامعطوف میشود.این بدانجهت است که طلیعه شروع هر رویدادی از دشواریهای بیشتری برخوردار است.ودوران آموزگاری حبیب اله رزمجو بعنوان اولین نیروی بومی هم زحمات طاقت فرسایی رابه همراه داشته وهم سبب رونق وگسترش روز افزون علم ودانش در این منطقه شد.در واقع ایشان همچون زنده یاد بهمن بیگی در منطقه بهمیی سردسیر اولین نیروی محلی بود که دیواره ظلمت بی دانشی راشکافت وبرعفریت فرصت سوز وتوان فرسای جهل .مردانه نهیب زد.او کوچ دهنده ایل بوداز برهوت جهل به سوی وادی روشنایی .او قبل ازهمه مردان ایل با قلم برفرق سیاهی کوبید وزنجیر جهل وظلمت وتاریکی راپاره کرد.نهال کم رمق دبستانی راکه وی در ابتدای دهه چهل آبیاری کرد وپرورش داد اینک به درخت تناور وسرسبزی مبدل گردید که دیگر بواسطه برخورداری ازشعله های فروزان علم ,هیچ آفتی نمیتواند مانع رشد وشکوفایی آن شود.حبیب اله رزمجو تنها آموزگار دبستان نوبنیاد دیشموک نبود که تنها ساعاتی رادر آن دبستان تدریس نماید.بلکه او یار ورفیق دردآشنای مردمی بود که انزوای سیاسی ومحصور بودن جغرافیا,وفقدان ارتباطات مشکلات عدیده ای برای انها بوجود اورده بود.رزمجو وایل بهمیی چنان به هم آمیخته بودند که میتوان گفت ایل شیفته اوبود و او شیفته ایل.بویژه تواضع وفروتنی او نسبت به بهمیی ها وغیرت وتعصبش به حمایت از ایل وخدمتگزاری نسبت به انها او را محبوب ایل کرده بود. ومیتوان گفت که انهایی که با وی ارتباطی داشتند هرگز مهربانی وخوی برجسته انسانی وی را بویژه نسبت به ضعفای ایل فراموش نمیکنند. این حقیر که سالها با وی رفاقت وآشنایی داشتم بخاطر دارم که یکبار از ایشان خواستم تا از گذشته اش برایم تعریف کند وایشان بسان, افسر بختیاری به من گفت …..(
گر کسی پرسید حبیب کیست
برگویش جواب ….
بهمیی زاده خدمتگزاری
بیش نیست.)
وبنده نیز دست وپا شکسته در وصف وی گفته ام……(گرپرسند زمن از احوال حبیب….
گویم که اوبود ما رانخستین طبیب….در آن عصر تاریک وجهل وضلال …بشد هادی وروشنگرجهان جدید…..اگر جد وجهدو تلاشش نبود ….که میداد ما رابه فردا نوید؟…..گر زبان وقلم ورایش نبود….عفریت جهل راکه میداد نهیب؟…محبت به ایل داشت واز جان ودل….چوترسا که برسینه دارد صلیب…چو آمد به دیشموک بلند شد ندا……بشارت به نصرش به فتح قریب….) بعد از آن با متانت وفروتنی همیشگی خویش مرا تشویق به مطالعه بویژه در حوزه ادب فارسی ونیز ثبت پیشینه ایل وزندگینامه بزرگان این دیار نمودند .و اینک مختصری از زندگی آن فرهنگی فرهیخته را در راستای پاسداشت علم وادب وفرهنگ به اطلاع میرسانم.
زنده یاد حبیب اله رزمجو در اسفند ماه ۱۳۲۳ در روستای دیشموک(شهرفعلی دیشموک)که از قدیم الایام بعلت موقعیت خاص جغرافیایی واستراتژیکی مرکز کلانتر نشینی بهمیی سردسیر بود متولدشد.دوران طفولیت.کودکی ونوجوانی رابعلت فوت نابهنگام مادرش در تحت سرپرستی داییان خویش آقایان خلیلی وبویژه مادربزرگش در روستای ممبی از توابع بهمیی گرمسیر گذراند.
خواندن ونوشتن راابتدا طی یکسال بصورت ملامکتبی در روستای مذکور یاد گرفتند.وسپس دوران ابتدایی را در دبستان قا آنی لیکک که در سال ۱۳۳۶ افتتاح شده بود بصورت جهشی گذراندند.ودر شهریور ۱۳۴۰ باشرکت درامتحانات ورودی وبا استفاده ازسهمیه تخصیصی بهمیی سردسیر به دانشسرای شبانه روزی عشایری بهبهان راه یافت.پس از یک دوره کوتاه در ابانماه ۱۳۴۱ فارغ التحصیل وبه شغل مقدس معلمی نائل امد.وعلیرغم علاقه ومیل باطنی ورضایت خاطر بعنوان آموزگار محل زادگاهش دیشموک منصوب گردید. ایشان ۲۶ سال از عمر خویش رابعنوان آموزگار.رییس آموزگار وهمچنین دفتر دار آموزشگاههای دیشموک .قلعه رییسی.ومدارس ابتدایی وراهنمایی ودبیرستانهای شهر دهدشت گذراندند.وحدود چهار سال یعنی از مهرماه۵۴ تامهرماه۵۸ رادر سمت نمایندگی اموزش وپرورش طیبی وبهمیی سردسیر خدمت نمودند که در این زمان بانی خدمات درخشانی شدند که در پایان به ان اشاره میشود.اما خوب است که ابتدا توضیح داده شود که چرا زنده یاد حبیب اله رزمجو ابتدا علیرغم میل باطنی به دیشموک امدند وبعدها شیفته خدمت در این دیار شد؟ از زبان خودش موضوع را جویا شدم .او گفت که از کودکی در دامان مادربزرگم ودایی هایم آقایان خلیلی بزرگ شدم وبه انها دلبسته ووابستگی زیادی داشتم.وبه اجبار به دیشموک امدم.اما پس از دوران نسبتا کوتاهی به دیشموک راغب وعلاقمند وبعدها شیفته این دیار شدم.ودلیلش محبت خالصانه ای بود که غیرمنتظره وبصورت خود جوش از همان بدو ورود به دیشموک وآشنایی مقدماتی از جانب اکثر افراد شریف وموثر ایل نسبت به خود احساس کردم.وبا برخورداری از این عطیه بزرگ دریافتم که قلب مردم دست خداست وبس.وبا همین جرقه عاطفی بوده که احساس علاقمندی متقابلی نسبت به مردم منطقه در تار وپود وجودم رخنه کرد واز جهتی چنان ازنظر روحی متحول ومتعهد شدم تا دینم رامتقابلا به مردم ادا نموده وبا تمام وجود در جهت مبارزه بافقر فرهنگی حاکم برمنطقه که همانا ریشه در جهل وبیسوادی داشته تلاش نمایم ومصمم شدم در این راه مقدس اگر لازم باشد حتی زندگی خود را وقف نمایم.که بدور از غلو چنین هم شد,زیرا مشاهده تظلمات واجحافات موجود ورایج ونهادینه شده در فرهنگ جامعه عشایری وجدان بیدار وروح هر فرد روشنفکر راآزرده وجریحه دار میکرده .ومبارزه با چنین آفاتی جزازطریق پیشبرد اموزش وپرورش وآگاهی نسل کودک ونوجوان امکان پذیر نبوده است.در چنین شرایطی بود که اینجانب به اتفاق هفت نفر از همکاران فرهنگی بومی وافراد روشن بین منطقه ازسال۴۵ بانوشتن طومار به مقامات ذیربط وپیگیری مستمر نسبت به منفک نمودن بخش اموزش وپرورش از بخش ثلاث اقدام نمودم.تا جاییکه مرا بعنوان مخل امنیت به خارج ازاستان وسپس با واسطه بازی از جانب اداره کل اموزش وپرورش وساواک گچساران یکسال واندی به قلعه رییسی تبعید شدم ودیگر همکاران تهدید به انتقال به جاهای دیگر شدند.در نهایت اینکه ابتدا به لطف خداوند وبعد هم تلاش بی وقفه همفکران پس از ده سال .اول مهر ۵۴ آرمان دیرینه ما تحقق پیدا نمود ومنطقه طیبی وبهمیی سردسیر با چندین دهستان وموقعیت جغرافیایی مناسب و وسعت چشمگیر وجمعیت کثیر ودارای مکانهای زیارتی وسیاحتی واب وهوای مناسب وبا مردمی شجاع وبا صداقت ومهمانواز از پیکره بخش ثلاث جدا گردیده واین جدایی اموزش وپرورش چاروسا از بخش لنده وبدنبال ان وقوع انقلاب اسلامی طلیعه ای در جهت متحول شدن منطقه بود.وخدای راسپاسگزارم که به من توفیق داد تا در سمت رییس نمایندگی طیبی وبهمیی سردسیر بتوانم خدماتی را به مردم مهربان این دیار عرصه نمایم. به همین جهت به مختصری از این خدمات اشاره مینمایم.
۱_ تاسیس بیش از هفتادوپنج مدرسه عادی وسپاهی علاوه برچند مدرسه ابتدایی عادی وسپاهی که قبلا اسما وجود داشتند
٢_جذب وثبت نام بیش از ۳۸۰۰ دانش اموز پسر ودختر در واحدهای اموزشی
٣_دایر نمودن سه مدرسه راهنمایی در دیشموک.قلعه رییسی ودرغک
۴_دایر نمودن کلاسهای شبانه در اقصی نقاط منطقه
۵_گرفتن مجوز وتخصیص اعتبار ازمقامات دولتی وقت جهت احداث۳۵ مکان مدرسه ابتدایی وراهنمایی
۶_بکار گیری ۱۵ نفر نیروی بومی بعنوان آموزگار وپیمانی ومستخدم که از ذکر نام ایشان معذورم
٧_تجهیز کلیه مدارس به وسایل رفاهی واموزشی ازقبیل میز.نیمکت.تخته سیاه وسایر وسایل کمک اموزشی.
٨_اهدا ۳۰۰۰ متر زمین شخصی خودم جهت احداث مدرسه راهنمایی دیشموک .
٩_تعیین ۶ حوزه مستقل امتحانی درسطح منطقه به منظور رفاه حال دانش اموزان
١۰_احداث مدرسه ابتدایی دهقاضی با همکاری وکمکهای شخصی خودم…..
اینها تنهافشرده ای از خدمات حبیب اله رزمجو در منطقه طیبی وبهمیی سردسیربوده که صرفا برای آگاهی از پیشینه اموزش وپرورش به اطلاع رسیده است.وبدون تردید آن روانشاد مصدر خدمات بیشتری در حوزه های مختلف دیگر بوده اند که در صورت لزوم در اینده منتشر خواهد شد. در پایان یکی از سروده های زنده یاد حبیب اله رزمجو را که در وصف دیشموک سروده اند را به همه دوستداران این دیار تقدیم مینمایم…
چه خوش اب وهوایی داره دیشموک
عجب سیر وصفایی داره دیشموک..
خوشا دیشموک خوشا آن پهن دشتش….
خروشان چشمه های زیر سنگش……
مگو دیشموک بگو آن خوش مکانم….
که نامش روز وشب ورد زبانم…….
به دیشموک میروم سیر وصفاهست….
اگرزندان شوم ترکش خطاهست….
بود در شرق دیش آن کوه ممبل…..
به فصلش سبزه درسبزه پر از گل…….
شمالش قد کشیده کوه سرخک….
بود در دامنش چندار وریزک
شمال غربیش روستای احمد…..
بود مرز دو ایل علا ومحمد……
اگر پرسند غربش گو پلنگاب ……
اما برعکس نامش دیم وکم آب…..
جنوب دیشموک دشت گراب است……
همیشه سبز وخرم کان آب است…….
جنوب غربیش تل کرایی…..
که مرز دیشموک وطایفه کمایی……..
نگین دیشموک تپه سنگر ….
که مشرف به ده انداخته لنگر…….
میان پهن دشتش قلعه موگ….
حکایتها کند از شادی وسوگ…..
ز ادوارگذشته هست چناری…..
که ازعمرش گذشته یک هزاری…….
زلال وبس گوارا آب خرسک…..
به زمزم نسبتش دادند بی شک…..
شمالش چشمه دهورگ نام است……
به سوی باغی از شاه توت روان است….
انار دیشموک به از مهان است…..
شیرین وخوشمزه ویاقوت فام است……
نخست باری که شد کشت وکیالی…..
یقین دارم که بود خاک فیالی……
گواهی میدهند غارون ومنگشت…….
که شاهانی گذر کردند از این دشت……
زلطف مردم نیکوخصالش…….
به اخلاص کردند مدح وثنایش……
زبان رزمجو قاصر والکن…….
زوصف دیشموک واولاد بهمن………
حسن امیریان
بخشدار دیشموک
بهمی پاینده باد
|
Iran
|
1397/05/23 16:54
  +0

  -0
پاسخ
سلام هم قطار، سلام همسفر، سلام گو،،،،سلام برادر،،،، سلام ایلیاتی،،،،سلام بهمیی، سلام بازمانده نسل پارسی و ایرانی هخامنشی،،،، امیدوارم حالت خوب ومالت زیاد ،..ایلت خوشحال،،و همیشه وارت نو
باشدو چراغانی🏵 گو اشکال ندارد از سر عصبانی یه هواری سر مبشری و مرحوم رزمجو کشیدی!!!مبشری زجر کشیده و مرحوم رزمجو هم دنیا دیده بود
گو جون خوت هروقت عصبانیت کم شد یه سری بیا دیشموک یه فاتحه سر مرحوم رزمجو بخوان و اگر راهت دور است از همه بهمیی گرمسیر فاتحه بخوان و چند آیه قرآن،،و بعد از اینکه حالت خوب شد و کاملا آرام گرفتی... به صورت نا آشنا چند پیام گوگری و دل خشی هم برای مبشری به شماره 7412254 بفرست،،، گو ما کینه نداریم و اگر گوم از سر ناراحتی روزگار و گرفتاری اقتصادی و سیاسی، چند تا هوار کشید حق دارد،،، چون مدتی از هم خبر نداشتیم و با این ورک گوگری من بد بیشتر پرس هم ایکنم!! گو ما صعه صدر داریم.و از نامهربانی
گوولم ای گذرم و میدانم که نسل آفتاب در تاریخش و تقدیرش رنجوری ومهجوری رقم خورد و پیش خدا طالع نسل آفتاب اینگونه رقم خورد که بعد از مرگشان مظلومیتشان آشکار میگردد و ماندگار تاریخ و فرهنگ مردمان خود میشوند،،
گو سلام و همه گوگل برسان
🏵یادمانها🏵

ثبت نظر

نام*
ایمیل(اختیاری)
نظر*