اخبار عمومی

 

 

 

 

265812
تاریخ انتشار: 1397/10/19 19:05
یاداشتی از دکتر فضل الله جهان آرا؛
دکتر پلاک اتریشی دربارة امیرکبیر می گوید:"پول هایی که می خواستند به او بدهند و نمی گرفت خرج کشتنش شد"

۲۰ دی ۱۲۳۰ سالروز قتل امیرکبیر در حمام فین کاشان است نکته قابل تامل این تراژدی تاریخی را اینگونه می توان نگاشت: در حالیکه جامعه ژاپن هنوز دوران فئودالی را سپری می کرد امیر کبیر اصلاحات اساسی خود را در کسوت صدراعظمی ایران به مدت (سه سال و سه ماه)آغاز کرد و ژاپنی‌ها ۱۴ سال بعد از امیر کبیر (سال ۱۸۶۸-نیمه دوم قرن نوزدهم) و در زمان امپراتوری «موتوسو هیتو» به اتفاق صدراعظمش «هیرو بومی‌ای تو» از سال ( ۱۸۶۸ تا ۱۸۸۹ به مدت ۲۱ سال)  اصلاحاتی را اغاز کردند که به انقلاب میجی معرف شد. تاثیر این اصلاحات بگونه ای بود که آلبرماله مورخ فرانسوی نوشت: "ژاپن را به اندازه 600 سال جلو بردند"

عصرجهان؛ دکتر فضل الله جهان آرا-میرلقبی است که از واژة امیر مشتق شده است و در رسوم اسلامی به افرادی داده می شد؛ که از نسل فرماندهان بودند. این واژه در زبان هایی که تحت تاثیر اسلام بوده اند مانند بلوچی، ترکی عثمانی، فارسی، ترکی، کردی آذربایجانی،کشمیر و پشتو وارد شده است. امیر(عربی: امیر) عنوانی است که درکشورهای عربی و فارسی زبان به برخی از مقام ها اطلاق می شود. در ارتش کنونی ایران، برای مقام سرتیپ دوم به بالاتر از عنوان امیر استفاده می شود. در تاریخ ایران از این کلمه در دربار هم استفاده می شده است: مثل امیرکبیر یا امیرالامرا.
تاریخ پر فراز و نشیب ایران مملو از مردانی است که فداکارانه برای پیشرفت و تعالی کشور تلاش کرده اند و با وجود مشکلات فراوان و بدون هیچگونه چشم داشتی کوشیده اند تا میهن شان سرفراز و آباد باشد. درخشش نام بعضی از انسانها در صفحات تاریخ چنان عظمت و شکوهی به تاریخ می دهد که نیازی به تورق در آن نیست. و چه نیکوست که این درخشندگی حاکی از مثبت بودن اثراتی باشد که از آن انسان ها باقی مانده باشد. میرزا تقی خان امیرکبیر از جمله این شخصیت هاست که به خاطر انقلابی که در خیلی از حوزه ها ایجادکرد، نام خود را به صورت جاودانه در تاریخ حک کرد.


میرزا تقی خان امیرکبیر یکی از تاثیرگذارترین رجال تاریخ اخیر ایران است که در دورة سه سال و سه ماهة صدراعظمی بیش از تمامی صدراعظم های سلسلة قاجار به ایران خدمت کرد. وی بنای نوسازی(مدرنیزاسیون)در ایران را پی ریزی کرد. ایشان از سوی ناصرالدین شاه ملقب به امیر نظام گردیده است. ستارة بی نظیر تاریخ ایران زمین، دارای چنان روحیه ای اصلاح طلب و عشق عمیق به استقلال و  آزادی و اقتدار ملت مسلمان ایران بود که نه تنها تاریخ دو هزار و چند سالة ایران بلکه درتاریخ جهان،کم نظیر وکمیاب است.
عملکرد او چنان برجسته بودکه نمایندة بریتانیا رابرت کرزن دربارة وی چنین نوشت«میرزاتقی خان ورای هر مقایسه ای است و جالب ترین فرد در میان اعضای هیئت های ترکیه، ایران، روسیه و بریتانیا است که در ارزروم جمع شده اند. نویسندة صدرالتواریخ که زیر نظراعتماد السلطنه این کتاب را پرداخته دربارة ایشان می گوید: «این وزیر هم در وزارت مثل نادرشاه بود... هم مانند نادر عزم ثابت و اصالت رأی داشته است. در موردی که نمایندة انگلیس خواست رأی امیر را عوض کند خود اعتراف داردکه: «سعی من و کوشش نمایندة روسیه و تلاش مشترک ما همه باطل است». در ذکاوت، برهان قاطع و استقلال فکری میرزا تقی خان امیرکبیر همین بس که درکنفرانس ارزنه الروم بارها دستور حاجی میرزای آقاسی را که مصلحت دولت نمی دانست زیر پا نهاد و از چنان صلابتی برخوردار بودکه حتی امر محمدشاه را نادیده می گرفت و آنچه را که خیر مملکت تشخیص می داد همان را می کرد.
بی اثر بودن پافشاری های روس و انگلیس و عثمانی در رأی و تصمیم میرزا تقی خان امیرکبیر از برگ های زرینی است که حیات صدراعظمی وی شاهد آن است. امیر در زمینة سیاست خارجی سیاست معروف به «موازنة منفی» را در پیش گرفت که براساس آن می گفت نه به روس امتیاز می دهیم، نه به انگلیس و نه به هیچ قدرت خارجی دیگر. درستی، پاکدامنی، پاک دستی و راست کرداری از مظاهر اخلاقی ایشان بود به همین جهت تطمیع و تهدید و ارعاب در ایشان بی اثر بود به گفته و قضاوت وزیر مختار انگلیس«پول دوستی، که خوی ملت ایرانیان است در وجود امیر بی اثر بود. رضاقلی خان هدایت که به خوبی امیر را می شناخت و از سرشت والا و خصایص انسانی بالای وی آگاهی داشت می گوید: «به رشوه و عشوة کسی فریفته نمی شد».
دکتر پلاک اتریشی دربارة ایشان می گوید:«پول هایی که می خواستند به او بدهند و نمی گرفت خرج کشتنش شد». عینیت بخشی و اعتبار به گفته و نوشته خویش از دیگرخصایص برجستة امیرکبیر بود در همین راستا واتسون می نویسد:«امیرنظام به آسانی به کسی قول نمی داد. اما هر آینه انجام کاری را وعده می کرد، باید به سخنانش اعتماد نمود و انجام آن کار را متحقق می کرد. براساس گفتة نویسندة صدرالتواریخ امیر از برای حکم خود ناسخ قرار نمی داد. هرچه می گفت بجا می آورد به هیچ وجه حکم او ناسخ نداشت.
مناعت طبع چنان شخصیتی از امیر کبیر ساخته که هرگز تن به خواری و مذلت نمی داد به همین جهت نمایندة انگلیس با داشتن آگاهی و وقف کامل به حیثیت خواهی و حساسیت میرزا محمدتقی در روابط با بیگانگان می گوید:«هیچ گاه حاضر نبود رفتار متکبرانة کسی را تحمل کند». درهنگامی که سعایت سعایت کنندگان کارخود را کرده و مورد بی مهری ناصرالدین شاه واقع گشت و زمان عزلش فرا رسید بزرگ منشی خویش را از دست نداد و به شاه نوشت:«اگرحقیقتاً مقصودی دارند چرا آشکار فرمایش نمی فرمایند... بدیهی است این غلام طالب این خدمات نبوده و نیست و برای خود سوای زحمت و تمام شدن عمر حاصلی نمی داند تا هر طور دلخواه شماست به خدا باکمال رضا طالب آن است.
مقام معظم رهبری دردیدار با نمایندگان مجلس پیرامون فضایل و اقدامات امیرکبیر فرمودند: یکی از نامهای دارای افتخار در تاریخ ما- به همان اندازه که واقعیت دارد- امیرکبیراست. امیرکبیر درکشور ما سه سال در رأس دولت بوده است. همة کارهایی که امیرکبیر انجام داده و همة خاطرات خوبی که تاریخ و ملت ما از این شخصیت دارد، محصول سه سال است.
سخنان آموزنده امیر کبیر
من ابتدا فكر ميكردم كه مملكت، وزير دانا ميخواهد؛ و مدتي بعد به ايـن نتيجه رسيدم كه مملكت، شاهِ دانا ميخواهد؛ اگر نیت یکساله دارید، گندم بکارید؛ اگر نیت ده ساله دارید، درخت بکارید و اگرنیت صدساله دارید انسان تربیت کنید. از امیر كبیر پرسیدند : در مدت زمان محدودی که داشتی چطور این مملکت رو از هرچی دزده پاک کردی؟ گفت: من خودم دزدی نمی کردم و نمی گذاشتم معاونم هم دزدی کند. اونم از این که من نمی گذاشتم اون دزدی کنه، نمی گذاشت معاونش دزدی کنه و تا آخر همین طور ... اگه من دزدی میکردم تا آخر دزدی میکردند و کشور می شد دزدخونه همه هم دنبال دزد می گشتیم و چون همه مون دزد بودیم هیچ دزدی هم محکوم نمی کردیم مردم هم گیج و ویج می شدند
پیشینة خدمات ومبارزات امیرکبیر درسه سال و سه ماه صدارتش چندان است که حتی به فهرست درآوردن آن کارساده ای نیست
اقدامات انقلابی و ملی امیرکبیر، قهرمان مبارزه با استبداد داخلی و استعمار خارجی سبب شد که درباریان فاسد و خودخواه از او سعایت کنند تا اینکه فرمان عزل و قتل ایشان را از ناصرالدین شاه خودکامه گرفته وسرانجام در روز بیست دی ماه  در حمام فین کاشان به شهادت رسید. درست است که امیر رفت ولی اقدامات او، روز به روز بر شوکت او افزود و هرچند شاه ماند ولی لکه ننگ قتل امیر تا ابد بر دامن قاجار خواهد ماند پس از فوت امیر، او را با احترام با حضور اعیان کاشان، در جوار قبه حاجی سید محمدتقی مدفون ساختند. ولی چندی بعد عزت الملوک همسر وفادارش حکم انتقال او را به کربلا از شاه دریافت نمود. و در اتاقی که درب آن به سوی صحن امام حسین (ع) باز می شد به خاک سپردند. مقبره امیرکبیر اکنون در کربلا می باشد
دکتر فضل الله جهان آرا


بیشتر بخوانید :


کانال تلگرام عصر جهان


ناشناس
|
Iran
|
1397/10/20 00:37
  +0

  -0
پاسخ
بنازم دهه فضل الله
همجا را فتح کردید
یکی اصولگرا، یکی اصلاح طلب و دیگری پایداری و اون یکی دلبسته احمدی نژاد
از دایره خارج شده هم دارید
حالا دکتر فضل الله جهان آرا هم یاداشت نویس سالروز قتل امیر کبیر شد
عدل هاشمی کاندیدای مورد حمایت دکتر فضل الله جهان آرا هم در دوران تبلیغات خود را امیر کبیر نامید
البته الحق و الانصاف دکتر خوب نوشتی
علوی
|
Iran
|
1397/10/20 12:34
  +0

  -0
پاسخ
نگاه ما به تاریخ فقط باید روایی باشد یا می‌توان نگاه نقادانه هم داشت اصلا می‌توان در مباحث تاریخی زاویه نگاه را تغییر دهیم؟

در تاریخ نباید نگاه‌مان صرفا یک نگاه روایی باشد بلکه باید یک نگاه نقادانه باشد و نگاه نقادانه‌ می‌تواند حاوی سؤال های زیادی باشد، چرا امیرکبیر و بقیه نخبگان ما نتوانستند کارهای خود را اجرایی کنند؟ آیا مشکل در ساختار حکومت بود؟ آیا مشکل در ساختار اجتماع ما بود؟ آیا روش هایی که انتخاب می‌کردند اشتباه بود؟ اساسا اگر موفق می‌شدند و به این سرنوشت دچار نمی‌شدند نهایتا به کجا می‌رسیدند؟ آیا موفق می‌شدند منویات اصلیشان را انجام دهند؟ امروز ما کجا قرار داشتیم؟ امروزه بین علمای تاریخ در دنیا یک مبحثی وجود دارد تحت عنوان اگر اینگونه نبود یا اگر اینگونه می‌شد و سعی می‌کنند با استفاده از قوای تخیل خودشان وقایع تاریخ را به گونه ای دیگر ببینند با این هدف که آینده را پیش بینی کنند و بسازند. در حال حاظر این سوال مطرح است اگر امیرکبیر کشته نمی‌شد چه اتفاقی می‌افتاد و امروز ما کجا قرار داشتیم؟ آیا امیرکبیر با آن شیوه‌ای جلو می‌رفت با آن خشونت و شتابی که به خرج می‌داد می‌توانست موفق شود؟ اگر امیرکیبر زنده بود آیا ما امروز اینگونه از آن یاد می‌کردیم؟ و تعداد زیادی خیابان و تالار به نامش می‌زدیم؟ و در سال مرگش مصاحبه انجام می‌دادیم؟ یا اینکه به عنوان یکی از مظاهر استبداد و دیکتاتوری از وی یاد می‌کردیم؟ آیا در برخورد با یک جامعه‌ی سنتی که سنت‌هایش در طی قرن های متعدد ریشه دارد ما می‌توانیم اینگونه برخورد کنیم؟ آیا برخوردهای سلبی و ایجابی به این شکل در جامعه جواب می‌دهد؟ راه درست چیست؟ آیا گناه کشته شدن امیرکبیر یا برکناری آن یا حذف شدن وی فقط باید به گردن شاه و جامعه باشد یا اینکه باید به گردن یک روندی انداخت؟

این ها سوالاتی است که اگر بتوان به آن ها جواب داد ممکن است بتواند برای آینده راهگشا باشد، به عنوان مثال امروزه ما از رضاخان به عنوان یک چهره‌ی منفور یاد می‌کنیم، چرا؟ زیرا رضاخان کشته نشد اگر رضاخان هم در سال 1304 قمری کشته شده بود ممکن بود امروزه به گونه‌ای دیگر از آن یاد کنیم چرا؟ چون هرچه که تا آن زمان می‌بینید خدمات است، اما بعدا در طول زمان رضا شاهی که اول دارد خدمات عمومی انجام می‌دهد یواش یواش شروع به حذف نخبگان جامعه می‌کند به حذف کسانی که از وی حمایت کردند و در این پروسه حذف دور بر آن خالی می‌شود و حکومت آن منجر به یک حکومت دیکتاتوری می‌شود . چرا آتاتورک در ترکیه موفق شد، اما رضاخان در ایران موفق نشد؟ چون آتاتورک یک پس زمینه بسیار محکمی از احزاب پشت سر خودش داشت، خودش را نماینده احزاب می‌دانست اما رضاخان به خاطر آن حس تاریخی که بین مردم ما وجود دارد خودش را دیکتاتور مطلق می‌دانست و می‌گفت من از همه بهتر فکر می‌کنم از همه بهتر می‌اندیشم و از همه بهتر حرف می‌زنم و از همه بهتر عمل می‌کنم.

با وجود این تفاسیر پیش‌بینی شما از شخصیت امیرکبیر اگر کشته نمی‌شد چه بود؟

می‌توانم پیش بینی کنم اگر امیرکبیر کشته نمی‌شد نهایتا یک شخصی مانند رضاخان می‌شد بنابراین همه کسانی که دوست دارند در حوزه تاریخ پژوهش انجام دهند باید نگاهشان این باشد که سوالات جدید مطرح کنند سوالاتی که پاسخ دادن به آن‌ها حداقل ذهن افراد را برای نگریستن به آینده آشنا تر کند.

ثبت نظر

نام*
ایمیل(اختیاری)
نظر*