اخبار عمومی

 

 

 

 

 

298374
تاریخ انتشار: 1398/06/22 11:32
هنگامی که جان بولتون در آوریل 2018 به عنوان مشاور امنیت ملی کاخ سفید به کابینه دونالد ترامپ راه یافت، باور همگان این بود که با پیوستن این چهره تندرو و رادیکال، کابینه ترامپ نسبت به گذشته رادیکال‌تر، تهاجمی‌تر و البته ضد ایرانی‌تر می‌شود.

البته چنین پیش بینی از سمت سوی های آینده کابینه ترامپ خلاف انتظار نبود و به واقع با پیوستن بولتون به کابینه ترامپ بخشی از برنامه های ضد ایرانی کاخ سفید سرعت بیشتری گرفت. دلیل راه یابی بولتون به کابینه نیز به جهت همسویی و مواضع مشترک با ترامپ در موضوعاتی چون: مخالفت با برجام و اصرار برای خروج واشنگتن از این توافق بود،چراکه تا قبل از ورود بولتون به کابینه دیدگاه ها و نظرات ژنرال هربرت مک مستر مانع بزرگی برای اجرایی سازی نقشه های ترامپ بود و اساسا گله و شکایت ترامپ آن بود که چرا دیدگاه های او با مک مستر و رکس تیلرسون نزدیک و همسو نیست و آنکه چرا مک مستر در کنار رکس تیلرسون کمی عقب تر از او در قبال اولویت هایی چون تهران و مشخصاً برجام حرکت می کنند؟ بنابراین و برای این همسویی لازم و ضروری بود که موازنه ای میان دیدگاه های ترامپ با مشاور امنیت ملی او ایجاد شود و آمدن بولتون به کاخ سفید پاسخی به این نیاز ترامپ بود. به همین خاطر بود که مک مستر جای خود را به بولتون داد. این جابجایی به ظاهر توانست موازنه ای را میان دیدگاه های ترامپ و دیدگاه های بولتون ایجاد کند. اما سیاست های و رویکرد های بولتون به مرور زمان از دیدگاه های ترامپ پیشی گرفت. به واقع مشکل فعلی ترامپ با آمدن بولتون نه دیگر نهیب زدن برای همسو شدن با او بلکه آن بود که چرا رویکرد های بولتون رادیکالتر و تندتر از از رویکردهای او در قبال تهران و مشخصا برجام است؟ به واقع ترامپ نقش نهیب و کنترلی مک مستر و تیلرسون را اینبار بر روی بولتون به اجرا در آورد. البته تندروی و منش رادیکال بولتون منحصر به برجام و ایران نماند. این مواضع آنگونه که از زیاده خواهی و تند روی های جاه طلبانه بولتون پیدا بود، در قبال کاراکاس، و پیونگ یانگ،پکن و مسکو نیز به نمایش در آمد، به گونه ای که موجب اختلال در موازنه ای شد که ترامپ قبل آن بخاطرش مک مستر را بر کنار کرده بود.
به هر حال و با تصمیمی که ترامپ گرفته است، بولتون از کار برکنار شده است و قرار است که ترامپ طی روزهای آینده، چهارمین مشاور امنیت ملی خود را معرفی کند. به این ترتیب و با تصمیم معقولی که ترامپ گرفته است،دیگر چرایی و دلایل برکناری بولتون مهم نیست، مهم آن است که ترامپ با این تصمیم یکی از جنجالی‌ترین و جنگ طلب‌ترین چهره های نئوکانسرواتیسم در دایره دیپلماتیک آمریکا را از کابینه اخراج کرد و اجازه نداد که مواضع افراطی بولتون در ضدیت و مخالفت با سازمان ملل و نهادهای بین المللی ادامه یابد. ضمن آنکه این برکناری شرایطی را فراهم کرد که طرح توسعه طلبانه و سیاست های تخاصمی و جنگ افروزانه بولتون نتواند در قبال تهران، پیونگ یانگ، کاراکاس و حتی در کابل به توفیقی دست یابد. چراکه بولتون در راستای تصورات متوهمانه و روانپریشانه خود تلاش داشت که به همراه مجاهدین شاهد جشن و شادی ناشی از تغییر رژیم و فروپاشی ایران آنهم در چهلمین بهار تولدش باشد. همچنین او در این تکاپو بود که با حمایت و معرفی خوان گوایدو دولت قانونی مادورو در ونزوئلا را برکنار کند. همچنین تلاش داشت که مقامات پیونگ یانگ را در آمدن به میز مذاکره تسلیم قدرت آمرانه واشنگتن کند. طرفه آنکه مشاوره هایش در ارتباط با مسکو و پکن نیز متضمن نتیجه ای سود بخش وگره گشا برای کاخ سفید نشد و آنکه سرانجام عقیم و بی حاصل به پایان رسید. این برکناری آنگونه که از زوایای آشکار و پنهان آن پیداست، متضمن پیام ها و نتایجی نیز است که قبل از هر چیز متوجه تهران است. در این ارتباط مهمترین نتیجه و پیامی که از برکناری بولتون مخابره می شود آن است که وضعیت و شرایط محتمل مذاکره تهران- واشنگتن بدون حضور بولتون نفس راحتری می کشد، چراکه بولتون با الگو ها و کنش های روان پریشانه و زیاده خواهی های خارج از قاعده خود عامل بازدارنده در پیشروی مذاکرات بود. حال و اگرچه رفتن و اخراج بولتون پیش شرط تهران در مذاکره نیست و حتی تهران با رفتن بولتون نیز راضی به مذاکره با واشنگتن نمی شود،اما قطع به یقین شرایط محتمل مذاکره با نبودن مانع بزرگی چون بولتون آسان می شود. پیام دیگری که از برکناری بولتون مخابره می شود آن است که صبر استراتژیک و مقاومت تهران در قبال راهبرد اقدام و سیاست فشار حداکثری واشنگتن نتیجه داده است و لاجرم تحت این شرایط مقامات کاخ سفید و در راس همه آنها یعنی ترامپ گزینه ای جز تغییر رفتار در مواجهه با تهران ندارند. حال جدا از آنکه چه کسی قرار است بر صندلی بولتون تکیه بزند، این جابجایی می تواند تاثیرات فراوانی را بر آینده سیاست خارجی و امنیتی دولت ترامپ بگذارد، تاثیراتی که قطعا نه تنها می تواند صحنه داخلی آمریکا را آنهم در ماه‌های منتهی به انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۰ متاثر کند، بلکه می تواند پیام هایی را نیز به جهان مخابره کند. البته هر گونه توفیق ترامپ در تاثیر گذاری سازنده بر سیاست داخلی و خارجی آمریکا بسته به آن است که ترامپ نخواهد خود را تسلیم تفکرات کارافزایانه و البته مخرب افرادی چون بولتون و پمپئو کند.حال باید دید که آیا راهبرد های جنگ طلبانه پمپئو این فرصت را به ترامپ می دهد یا آنکه او نیز باید عطای خدمت به ترامپ را به لقایش ببخشد و از قطار همراهی با دولت پیاده شود؟به نظر می رسد پمپئو اخراجی بعدی کابینه باشد.

دکتر صلاح الدین هرسنی/کارشناس مسائل بین الملل



کانال تلگرام عصر جهان



ثبت نظر

نام*
ایمیل(اختیاری)
نظر*