اخبار عمومی

 

 

 

 

 

302220
تاریخ انتشار: 1399/11/19 20:30
یادداشت/نوذر اولیا
به مناسبت پیروزی انقلاب اسلامی ایران و ۲۰بهمن سالگرد کشتن خان طلا رهبر قیام ۱۳۱۶ به دست ارتش رضاخانی نوذر اولیا محقق تاریخ محلی و فعال فرهنگی-رسانه ای زاگرس با ارسال یادداشتی تطبیقی به واکاوی این قیام پرداخت

 انتشار این مطلب  لزوماً به معنای تایید تمام محتوای آن نیست 

پایگاه خبری عصرجهان؛نوذر اولیا محقق تاریخ محلی و فعال فرهنگی-رسانه ای زاگرس-قیام ۱۳۱۶ علاءالدینی بهمئی که با حضور ۶تیره نسبی علاءالدینی (شیخ،محمد،خواجمیر،نعمت اله،میراحمد،قنبر)و۲تیره ی سببی(مهمدمیسا و عالی مهمد) در سال ۱۳۱۶رخ داد شباهت عجیبی با چند واقعه ی تاریخی در طول تاریخ اسلام داشت.

تیره ی علاءالدینی ایل بهمئی در کنار تیره ی احمدی و تیره ی مُهمدی یکی از شاخه های سه گانه ایل بهمئی را تشکیل میدهد و بخش بزرگی از سرزمین ایل بهمئی سکونتگاه علاءالدینی ها است که نزدیک به نیمی از جمعیت بهمئی را تشکیل میدهند. این تیره و طایفه به جنگجویی،دلاوری،وسلحشوری در میان ایلات کهگیلویه و بویراحمد و خوزستان زبان زد عام و خاص است.

علاءالدینی ها در دوران پهلوی با شورش های هر از چند گاهی خود،همواره موجبات آزار و اذیت نیروهای رضاشاهی را فراهم میکردند و به درخواست تامین های نیروهای دولتی برای تامین راه عبور مهندسین اکتشافات نفت انگلیسی از سرزمین آنها به منظور سفر به سایر مناطق کشور توجه نمیکردند و بارها و بارها به محض مشاهده ی این مهندسین به آنها حمله و آنها را کشته و زخمی میکردند و در پاسخ به درخواست تامین برای عبور نیروهای اکتشافات نفت کمپانی انگلیس اینگونه پاسخ میدادندکه:《ما فرزند ایرانیم و اجازه ورود هیچ اجنبی را به سرزمینمان نمیدهیم و چنانکه آنها به سرزمین ما پا بگذارند مانند آریو برزن سردار رشید ایران با چنگ و دندان از سرزمین تحت نفوذ خود دفاع میکنیم.》رضا شاه که همواره در فکر سرکوب و یکجانشین کردن عشایر بهمئی بود در سال ۱۳۱۶درحالی که تقریبا تمام عشایر ایران را سرکوب کرده بود و کشور در آرامش کامل به سر میبرد فرصت را غنیمت شمرد تا اینبار بهمئی ها را نیز سرکوب و یکجا نشین کند همزمان با شروع تخت قاپو و یکجا نشین کردن عشایر علاءالدینی به منظور کاهش توان رزمی آنها و از بین بردن وحدت عشایر، نیروهای نظامی بدون آماده کردن زیرساختهای لازم به ظاهر شروع به ایجاد تخت قاپو در مناطق علاءالدینی کردند و و موجبات آزار و اذیت آنان را فراهم میکردند و بر آنان ظلم و ستم میکردند و از ییلاق و قشلاق آنها جلوگیری میکردند و با کسانی که لباس سنتی ایل بهمئی را میپوشیدند خشن ترین برخوردها را میکردند و شدت برخوردها چنان سنگین بود که باعث جدایی چند دهه ای مردمان ایل بهمئی از پوشش محلی خود شدند و بخاطر تعرضاتی که به مردم میکردند و همکاری هایی که این دولت با نیروهای انگلیسی و بیگانه برای تاراج مملکت داشت،آنان تشخیص دادند که حکومت پهلوی از دین منحرف شده و شش طایفه ی تیره علاءالدینی پس از نشست با خوانین و بزرگان طوایف خود، تصمیم به قیام علیه دولت پهلوی گرفتند آنها در برگ قرآن اتحاد نامه ای برای شورش و قیام علیه دولت پهلوی امضا کردند و باهم متحد شدند.
آنان انگیزه خود از این شورش و قیام را در قالب بیتی شعر اینگونه اعلام کردند:

پهلوی بی دینی یه باش اِکنُم جنگ
لشکری نابود کردم افسر و سرهنگ

یعنی:پهلوی بی دین است و با آنها میجنگیم و لشکری از آنها که شامل افسر و سرهنگ بود نابود کردیم.

نکته: قیام امام حسین (ع) نیز بخاطر انحراف حکومت بود و مردم علاءالدینی با الگو گرفتن از قیام کربلا نشان دادند که به راستی در پایبندی به فرامین اسلامی نمونه اند و پیمان و اتحاد آنان در برگهای قرآن کریم برای آغاز قیام خود نشان از بندگی و یگانه پرستی آنان دارد و اوج ارادت آنان را به پیامبر و اهل بیتش و قرآن کلام خدا،نشان میدهد.

در این جنگ علیداد مهدعلی که پدرش ملا مهدعلی که در تحکیم جایگاه خداکرم خان نقش بسزایی را داشت و خود نیز مردی بزرگ و بی نمونه بود و در میان مردم علاءالدینی دارای جایگاه ویژه ای بود بعنوان وزیر جنگ علاءالدینی در جنگ حضور داشت و در مورد او گفته اند:

علی داد مهدعلی وزیر جنگه
طایفه ی علاءالدینی یکیش نه لنگه

یعنی:علی داد فرزند مهدعلی وزیر جنگ طایفه ی علاءالدینی علیه پهلوی است و این طایفه هیچگونه کم و کسری و لنگی ندارد و یک ارتش کامل است.

با آغاز جنگ، طوایف مهمدمیسائی و عالی مهمدی در این نبرد شرکت کردند و مبارزین این تیره ها هم در کنار دیگر مبارزین شش تیره ی علاءالدینی از خود رشادتهای زیادی به خرج دادند و حماسه ها آفریدند.

اما علی رغم همکاری طوایف مهمدمیسایی و عالی مهمدی با علاءالدینی ها در این بین طوایف و ایلات کهگیلویه، خوزستان و حتی برخی از ...... با دولت پهلوی در سرکوب طوایف علاءالدینی با دولت پهلوی همکاری میکردند و کوفه ای دیگر برای مردم طایفه ی علاءالدینی و یار و یاوران همیشگی آنها یعنی دو طایفه ی مهمدمیسائی و عالی مهمدی شکل گرفت

نیروهای نظامی در طول این نبرد نابرابر با بستن راه ها و گذرگاه های منتهی به سرزمین علاءالدینی جلوی رسیدن آذوقه به آنها را می گرفتند تا کربلایی دیگر را برای مردم علاءالدینی رقم بزنند، همچنین آنان توسط هواپیماهای جنگی خود که آنها را تازه از کشورهای خارجی خریداری کرده بودند عشایر طایفه ی محمدی علاءالدینی را که در حال کوچ و مال بار بودند در منطقه ی 《پَهنُک》 بمباران هوایی کردند و چندین نفر از آنان را کشته اند. اما این اقدامات دولت پهلوی نتوانست این عشایر را از پای در آورد.

اما علاءالدینی ها با وجود همه ی اینها،طی این مبارزان چندین لشکر و سیاره ی دولتی و چندین دسته از چریک های محلی همراه آنان را به طور کامل نابود و منهدم کردند. وقتی که دولت در سرکوبی نیروهای مردمی عاجز و ناتوان ماند و دید حتی با بمباران هوایی قادر به شکست علاءالدینی ها و مبارزین همراه آنان نیست تنها راه پیروزی خود در این نبرد را سواستفاده از ساده دلی و اعتقادات دینی و مذهبی مردم دانست به همین خاطر چون مردم بهمئی اعتقاد و علقه ی گسست ناپذیری با قرآن و اهل بیت داشتند لذا ارتش رضاخانی با الگو گرفتن از نیرنگ عمروعاص اموی در جنگ صفین قرآن های امضا شده را برای تامین  مبارزین و جنگجویان بهمئی با دعوت به صلح، سازش و آرامش فرستادند

مردم و مبارزین بهمیی بنا به اعتقادات دینی خود این دعوت را پذیرفتند اما ارتش رضاخانی که از ابتدا راه خدعه را در پیش گرفته بود به عهد و سوگند خود وفا نکردند و همه ی سران طوایف علاءالدینی را صفین گونه در دو منطقه ی علاء و ممبی به رگبار بستند و برخی را هم زندان و برخی را هم به درخواست سفیر آلمان برای احیای نسل به آلمانی که در جنگ جهانی دوم بزرگترین تلفات انسانی را داشت تبعید کردند و در تاریخ ۲۰بهمن سال ۱۳۱۶ مصادف با ایام انقلاب جمهوری اسلامی ایران خان طلای علاءالدینی را در منطقه ی چهل پلکان از پشت مورد هدف قرار داده و اینگونه به غائله ی علاءالدینی بهمئی وقیام ۱۳۱۶آنها پایان دادند.

نکته: تعداد سران و محرکین قیام ۱۳۱۶که توسط رژیم پهلوی تیرباران شده اند تقریبا ۷۰نفر بودند.

اما پس از چهار سال مختاران ایل بهمئی(ملامرادخون،گرگعلی فرزندان ولی خون علاءالدینی معروف به دهه ی ولیخون و گلمحمد عبدمحمد مهمدمیسائی که بعد از تسخیر مجدد قلعه علا توسط نظامیان،مبارزین علاءالدینی را میان آن همه مصیبت تنها گذاشتند و به مناطق بویراحمدی رفتند با بازگشت از سرزمین بویراحمد به سرزمین بهمئی همانند مختار به خونخواهی مبارزین قیام ۱۳۱۶برخواسته اند و تلفاتی سنگین را به دولت پهلوی وارد کردند و تا آخرین لحظات عمر خود به مبارزات آزادی خواهانه ی خود علیه دولت پهلوی ادامه دادند تا اینکه جان خود را در این راه ازدست دادند و تنها ملامرادخون سردسته ی آنان توانست جان سالم به در ببرد و در نهایت عفو شامل وی شد

آری مردمان ایل بهمئی در سال ۱۳۱۶قبل از تمام ایرانیان متوجه انحراف حکومت پهلوی شدند و نشان داده اند که همواره در طول تاریخ بیدار و هوشیار بوده اند و ارزشمندی این قیام آنجا بود که کوچ ابدی رهبر آن قیام《خانطلا》در تاریخ۲۰بهمن ۱۳۱۶اتفاق افتاد که پیروزی انقلاب جمهوری اسلامی ایران در همین تاریخ اما در چند دهه بعد رخ داد.

اما این مردم باز با حضور خود در جریان انقلاب جمهوری اسلامی و قیام ۱۵دی پنجاه و هفت خود با تقدیم دو شهید《احمد داورپناه و اسکندر جاویدان》و یک جانباز《مظفر جاویدان》دَین خود را به انقلاب ادا کردند و قیام ۱۳۱۶خود را با انقلاب جمهوری اسلامی پیوند زدند و با تقدیم ۶۰۰شهید در ۸سال دفاع مقدس و بعدها با تقدیم شهیدان مدافع حرم و شهیدان راه امنیت ایران این انقلاب را آبیاری نمودند.

سردار شهید 《علیخانی》و سردار رشید اسلام حاج مهدی رفیق دوست فرمانده ی تیپ بخردیان بهبهان که در آزادسازی سوریه و عراق از دست تکفیری های داعش، یار و همسنگر دو سردار رشید اسلام،سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی و سردار ابومهدی المهندس بود نقش به سزایی داشت، تربیت شدگان مکتب فرزندان همان سرداران ۱۳۱۶هستند.

سرداران قیام ۱۳۱۶با آن قیام دینی و معنوی خود به نسل آینده ی ایل بهمئی درس آزادی و آزادگی داده اند حال امید است که این قیام‌بیش از پیش مورد توجه مسئولین جمهوری اسلامی ایران واقع شود و در معرفی این قیام سرشار از پیام الهی،به مردم ایران زمین نهایت همکاری را کنند. تا نسل جوان ایل بهمئی بتوانند هر ساله با تجدید میثاق با اهداف و آرمانهای آن حماسه آفرینان ودر پیشبرد اهداف جمهوری اسلامی ایران مثمر ثمر باشند.

تاریخ : ۲۰"بهمن۱۳۹۹

 


بیشتر بخوانید:

فروپاشی افسانه شکست ناپذیری ارتش رضاخان با قیام ایل بهمئی


لباس سنتی مردان ایل بهمئی؛ تن پوشی زیبا در زمره آثار ملی/گالری عکس و آلبوم


لباس و زیور آلات زنان ایل بهمئی

 


بیشتر بخوانید :


کانال تلگرام عصر جهان


حمید پناهنده
|
Iran
|
1399/11/21 01:33
  +0

  -0
پاسخ
سلام. آقای نوذر اولیا.....ازطرف اینجانب حمید پناهنده فرتاجایی که ازبزرگان شنیده ام در راس مبارزان بهمئی .گلمحمدکایدعبدمحمدوجودداشت که رشادت ودلاوری تمام جنگجویان دیگر طوایف به اندازه ده درصددلاوریهای گلمحمدوکایدصفرنبود.ولی اسمی از وی نمیبریدیااطلاعاتتان ضعیف هست یاناعادلانه دست به قلم میشوی..که مکاتبه ناعادلانه حکم شرعی دارد.خداوندبهت کمک کنه وتجدید نظرکنی...اگرکسی نوذراولیارا میشناسه.این پیامو بهش برسونه
حمید پناهنده
|
Iran
|
1399/11/21 01:53
  +0

  -0
پاسخ
قلم مورخ باید ب واقعیات را بنگارد
قیام ۱۳۱۶ قیامی برعلیه یکی از برنامه های رضاشاه بود ب نام اسکان عشایر
واما این قیام قیام ایل بهمنی بود و ایل بهمئی دخیل در قیام ۱۳۱۶شامل محمدموسی نریموسی و علائدین بودن

دو فرد شاخص قیام خداکرم خان از طایفه ی نریموسی
و گل‌محمدخان از ایل محمد موسی عوامل و دو فرد محوری قیام ۱۳۱۶ بودن و غیر قابل انکار هستند
نگارنده ی این متن با پا گذاشتن بر واقعیت مطلب رو ب صورتی ک خود خواست و دوست داشت نوشت که هم ب دور از واقعیات تاریخی و بدور از برادری نوشته شد
هرگز تاریخ ازیاد نخواهد برد واقعیات رو
قیام ۱۳۱۶
قیام ایل بهمئی بود و خواهد بود

ثبت نظر

نام*
ایمیل(اختیاری)
نظر*