تبلیغات

اخبار عمومی

 

 

 

 

 

303754
تاریخ انتشار: 1400/07/16 22:15
عنایت آزغ: لحظه ای که فریاد کمک خواهی زنان و کودکان را شنیدم و باورهای آموخته شده از دوران کودکی انگیزه حرکت من به سمت حادثه و صعود سخت به بالای طبقه چهارم ساختمان کلنیک سینا اطهر تهران شد خوب به یاد دارم تصویر کسانی در ذهنم ثبت شد که بنا به گفته خودشان قطع امید کرده بودند در آن لحظه من به تکریم مادی و معنوی فکر نمی کردم حالا اینکه وظیفه مسئولان چه بود باید از خودشان بپرسید و مردم قضاوت کنند

پایگاه خبری عصرجهان؛ خلیل جهان تاب- شامگاه سه شنبه ۱۰ تیرماه ۱۳۹۹ در جریان آتش سوزی کلنیک سینا اطهر تهران ۱۹ نفر (۷ پزشک متخصص، ۲ پرستار، 5 تکنسین، ۲ نفر از کارکنان و ۲ نفر از مراجعه‌کنندگان) جان باختند
12 زن و کودک هم در محاصره شعله های آتش قرار گرفتند صدای ناله و کمک خواهی آنان از طبقه چهارم شنیده می شد و هر لحظه فریاد کمک خواهی آنان بلند‌تر می‌شد
 ۵۰۰ الی ۶۰۰ نفر نظاره گر، شنونده و یا تصویر بردار این حادثه تلخ بودند
 اما یک نفر غیرتش اجازه نداد که صدای کمک خواهی زنان و کودکان را بشنود و بی تفاوت باشد. قهرمان قصه ما با خود گفت: چطور بپذیرم که من زنده بمانم و زنان و کودکان در آتش بسوزند.
عنایت آزغ با شکستن شیشه ها تا طبقه ۴ بالا رفت و با عبور از میان دود و آتش جان  ۱۱ زن و یک کودک را نجات داد


عنایت آزغ جوان دستفروش رامهرمزی که به  هنگام انفجار کنار ساختمان در حال کار بود قهرمان و ناجی تراژدی کلنیک سینا اطهر تهران شد
اقدام جوانمردانه عنایت آزغ مورد توجه رسانه ها قرار گرفت و بعضی از  مقامات با وی دیدار کردند تمام قصه این سوپرمن عالم واقع در رسانه ها مستندسازی، و قابل دریافت است
مجری شبکه سه سیما در مقابل "عنایت آزغ" سر تعظیم فرود آورده بود و وی را به اسپایدرمن فرانسوی که در حادثه مشابه نشان شوالیه دریافت تشبیه کرد


"عنایت آزغ" قهرمان روستا زاده رامهزی در پاسخ به سئوال خبرنگار ما مبنی بر اینکه آیا بعد از این اقدام جوانمردانه شما و دیدار با تعدادی از مسئولین، اقدامی در راستای تکریم مادی و معنوی شما انجام گرفت اظهار داشت: لحظه ای که فریاد کمک خواهی زنان و کودکان را شنیدم و باورهای آموخته شده از دوران کودکی انگیزه حرکت من به سمت حادثه و صعود سخت به بالای طبقه چهارم ساختمان کلنیک سینا اطهر تهران شد خوب به یاد دارم تصویر کسانی در ذهنم ثبت شد که بنا به گفته خودشان قطع امید کرده بودند
چگونه می توانستم در حالیکه بالای 10 زن و کودک فریاد کمک خواهی سر می داند ساکت و یا نظاره گر بمانم ؟ گرچه کار بسیار سختی بود اما غیرتم اجازه نداد که نظاره گر باشم و خداوند توفیق داد که ناجی جان همنوعانم شوم
وی افزود: در آن لحظه من به تکریم مادی و معنوی فکر نمی کردم حالا اینکه وظیفه مسئولان چه بود باید از خودشان بپرسید و مردم قضاوت کنند
شایان ذکر است دست و پای «عنایت آزغ» بهمئی تبار و اهل روستای باوج رامهرمز در آن رخداد تلخ آسیب دید
وی اکنون بیکار و در کنار خانواده اش زندگی می کند و در یک جمله می توان گفت: "عنایت آزغ" قهرمانی که مورد "عنایت" قرار نگرفت
از مجموعه دولت، نمایندگان حوزه های انتخابیه و افراد ذی نفوذ مطالبه داریم نگذارند چنین قهرمانان ملی به بوته فراموشی سپرده شود و کاستی و کم لطفی های که نسبت به ایشان شده جبران گردد

 

 

 

بیشتر بخوانید :


کانال تلگرام عصر جهان



ثبت نظر

نام*
ایمیل(اختیاری)
نظر*