تبلیغات

اخبار عمومی

 

 

 

 

 

304815
تاریخ انتشار: 1400/12/21 16:20
یادداشت|هادی جلالی زاده
شهید سپهدار جوانمردی یکی از بهترین آرپیجی زنان تیپ ۱۸ الغدیر در آن عملیات بودند که با شجاعت تمام دهها تانک و نفربر از دشمن را منهدم و سرانجام شهد شیرین شهادت را نوشید

پایگاه خبری عصرجهان؛ در این ایام مصادف است با سالروز عملیات بدر- به همین مناسبت هادی جلالی زاده از رزمندگان جمعی تیپ ۱۸ الغدیر یزد  در عملیات بدر بود با ارسال یادداشتی منضم به تصاویری با عنوان "نقش جمعی از رزمندگان غیور بهمئی در عملیات بدر جمعی تیپ ۱۸ الغدیر یزد " نوشت:

  بسم الله الرحمن الرحیم

نقش تعدادی از فرزندان غیور بهمئی در عملیات بدر جمعی تیپ ۱۸ الغدیر یزد

عملیات بدر اولین عملیات آبی و خاکی کشورمان در هشت سال دفاع مقدس بود که ۱۹ اسفند سال ۱۳۶۳ در منطقه جنگی هور العظیم ( شرق رودخانه دجله ) با رمز یا فاطمه الزهرا ( س ) آغاز شد ؛ ماموریت تیپ ۱۸ الغدیر یزد در این عملیات ، تصرف دژ اول عراق و روستای الصخره و پدافند در حاشیه شرقی رودخانه دجله و انهدام پل دجله بود که قرار بود گردان‌های محمد رسول الله ( ص ) امام علی ( ع ) امام حسن ( ع ) امام حسین ( ع ) و گروهان‌های زبده و خط شکن حزب‌الله و جندالله از این تیپ وارد عمل شوند گروهان حزب‌الله و گروهان جندالله به عنوان گروهانها خاص و ویژه و خط شکن اولین نیروهای تیپ ۱۸ الغدیر بودند که از ساعت ۲۳ به وسیله قایق حرکت و به خط کمین و مقدم دشمن زدند و به صورت برق آسا آنها را از مواضع و استحکامات خود عقب راندند ؛
سردار شهید ابراهیم جعفرزاده فرمانده تیپ ۱۸ الغدیر در ساعات اولیه به شهادت رسید؛ گروهانهای مستقل حزب الله و جند الله از زبده ترین نیروهای تیپ ۱۸ الغدیر بودند ؛ انواع آموزش ها لازم عملیاتی را دیده بودیم ، مثل آموزشهایی جنگ در سرزمین های آبی خاکی ؛ شنا و غواصی ؛ جنگ با تانک های پیشرفته ؛جنگ تن به تن و حتی مواد منفجره ابتکاری برای منهدم نمودن تانکها و نفربرهای دشمن ؛صبح یکشنبه مورخ ۱۹ / ۱۲ / ۶۳ روز دیگری بود ؛ همه بچه ها حال و هوائی عملیاتی داشتند؛ نماز ظهر و عصر خوانده شد و نهار هم خوردیم ؛ زمان خیلی کند می گذشت ؛ تمام ساعت ها را تحویل داده بودیم ؛ وصیت نامه ها را نوشته و در کیف ها گذاشته و تحویل دادیم ؛
حدود ساعت ۳ بعد از ظهر بود که بچه ها از هم حلالیت می طلبیدند، در دفترچه خاطرات یکدیگر یادگاری می نوشتند ؛ بعضی ها آخرین عکس را با هم می‌گرفتند ؛  حال و هوای بچه ها کاملاً تغییر کرده بود ؛ بنا به درخواست فرمانده تیپ سردار شهید ابراهیم جعفرزاده در سنگری بزرگ جمع شده و او شروع به سخرانی کرد و بشارت داد که همه شما در این عملیات سازماندهی و با توکل به خدا شرکت می کنید ؛ ولی تعدادی در شب اول عملیات و تعدادی هم برای ادامه عملیات؛ وقتی این جملات را گفت؛ اشک شوق بر گوشه چشمان همه نشست؛ چون چندین ماه بود که منتظر چنین لحظاتی بودیم ؛ حتی خود شهید جعفر زاده بچه ها را در آغوش میگرفت و اشک از چشم هایش جاری بود ؛ شاید آخرین وداع فرمانده با نیروهایش بود؛ اشکها اشک شوق برای پیروزی یا شهادت بود ؛ همه جا بوی بهشت استشمام می‌شد ؛ بچه ها به خالص ترین حالات خود رسیده بودند ؛ سبک بال و آماده پرواز به ملکوت و به سوی معبود خود و آماده کوچ به معراج شده بودند ؛ آدم اینجا به خود می بالید و مصداق خلیفه خدا روی زمین بودن را مشاهده می کرد ؛ برای حرکت سر از پا نمی شناختند
عملیات بدر عملیات گسترده نظامی نیروهای مسلح ایران، در خلال جنگ ایران و عراق بود ، که در اسفندماه ۱۳۶۳ به مدت ۱۰ روز در منطقه هورالعظیم ، به فرماندهی سپاه و با مشارکت نیروی زمینی ارتش ، بر علیه نیروهای ارتش عراق انجام شد ؛ عملیات بدر در تاریخ ۱۹ اسفند ۱۳۶۳ آغاز شد و تا ۲۹ اسفند ۱۳۶۳ ادامه داشت
 نیروهای ایرانی در پیشروی اولیه از جزایر مجنون ، موفق به گرفتن پاسگاه ترابه و تسخیر بخشی از بزرگراه بغداد - بصره شدند ؛ با این حال پاتک عراقی‌ها نیروهای ایرانی را به عقب راند ؛ در این عملیات میزان تلفات طرفین بسیار بالا بود ؛ ایران در روزهای اول عملیات بسیار خوب عمل کرد و پیروزی های عظیمی به دست آورد ؛ اما در ادامه عملیات این عراق بود که با پاتک های سنگین از هوا و زمین و توپخانه سنگین به مواضع رزمندگان حمله ور شده و مناطق فتح شده را پس گرفت؛ تعداد زیادی از فرزندان بهمئی در آن عملیات از تیپ های مختلف حضور داشتند خیلی از آنها مجروح شدند؛ چند نفرش اسیر شدند که در ادامه به بعضی از اسامی آنها اشاره خواهم کرد ؛ افرادی چون اسحاق آرمند ؛ یارمحمد خانی؛ عیسی خازنی؛ شهید عزیز خانی؛ موسی حق طلب؛ شمس الله طاهری؛ حسین چمنی؛ سرهنگ ستاری؛ شهباز فضلی؛ دکتر جان افزا ووووو در تیپ و لشکرهای دیگر در عملیات حضور داشتند ؛
یاد شهداء عملیات بدر بخیر ؛ خاصه شهید یدالله جوخی زاده و شهیدان سپهدار جوانمردی و یدالله جوانمردی آن دو پسر عمو بودند؛ من از کودکی تا شهادت با ( پسر دایی هایم سپهدار و یدالله ) بزرگ شده بودم جدایی همیشگی از آنها خیلی سخت بود؛ اگر بگویم عملیات بدر تجسم عینی صحرای کربلا بود سخن بیهوده ای نگفته ام؛ در خیلی از محورهای عملیات بدر جنگ تن به تن بود؛ قبل از عملیات بیش از ۴ ماه انواع آموزش‌ها را دیده بودیم و برای ورود به عملیات آمادگی کامل روحی و جسمی را داشتیم؛ دقایق زمان خدا حافظی فرا رسید بود؛ یکدیگر را بغل میکردیم؛ همدیگر را حلال میکردیم چون از چند ماه قبل به ماها گفته بودند هیچ امیدی به برگشت نداشته باشید؛ معلوم نبود چه کسی برمی‌گردد و چه کسی شهید یا اسیر و یا مجروح می‌شود؛ اما روحیه ها خیلی بالا بود؛ از شهرستان بهمئی ۸ نفر بودیم ‌که اماده عملیات ولی ۷ نفرمان جزء گروهان ویژه و خط شکن جندالله بودیم؛ این جمع ۸ نفر باقی مانده  از یک جمع حدودا ۱۴۰ الی ۱۵۰ نفر در تیپ ۱۸ الغدیر یزد  که برای عملیات مانده بودیم ؛ همه عضو گروهان جندالله بودیم  جزء دکتر دهبانی که معاون یکی از گردانها پشتیبانی عملیات بود ؛ دکتر منوچهر جوانمردی هم حدودا ۵ روز قبل از عملیات از گروهان جندالله جدا و به عنوان بیسیم چی رفت گروهان حزب الله :
و اما ۸ نفر بهمئی به ترتیب سن و سال عبارت بودند از
۱- دکتر حاج رضا دهبانی پور
۲- حاج فریبرز خوبنژاد
۳- کریمداد مسلمی نیا
۴- حاج محمد رضا پرمهر
۵- شهید یدالله جوانمردی
۶- شهید سپهدار جوانمردی
۷- دکتر منوچهر جوانمردی
۸- هادی جلالی زاده
از این ۸ نفر ۵ نفر با هم فامیل و تقریبا عضو یک خانواده بودیم ؛ همه هم در یک دسته و فرمانده دسته هم از بین همین جمع
و در چند رسته فعال بودیم ؛
۱- حاج فریبرز خوبنژاد فرمانده دسته
۲- کریمداد مسلمی نیا تیربارچی
۳- یدالله جوانمردی کمک آرپیجی زن
۴- سپهدار جوانمردی آرپیجی زن
۵- محمد رضا پرمهر کمک تیربارچی
۶- منوچهر جوانمردی بیسیم چی
۷- هادی جلالی زاده تک تیر انداز
نکته قابل توجه که شهید سپهدار جوانمردی یکی از بهترین آرپیجی زنان تیپ ۱۸ الغدیر  در آن عملیات بودند که با شجاعت تمام دهها تانک و نفربر از دشمن را منهدم و سرانجام شهد شیرین شهادت را نوشید ؛ فرزندان بهمئی در آن تیپ و عملیات در کنار سایر رزمندگان چنان حماسه ای را خلق کردند که بعد از عملیات خطیب نماز جمعه تهران یک خطبه را به پایمردی ، شجاعت و مقاومت رزمندگان تیپ الغدیر در مقابل دشمن در عملیات بدر اختصاص دادند و مهمتر اینکه پس از دهها سال هنوز فرماندهان ارشد تیپ و سپاه الغدیر یزد از حماسه آفرینی ها فرزندان بهمئی به اسم و با افتخار یاد می‌کنند ؛
متذکر میشوم که گروهان‌های جندالله و حزب الله ها اول عملیات موفق شدیم ولی روزهای بعد شکست خوردیم و دستور عقب نشینی داده شد ؛ سرانجام در تاریخ ۲۳ / ۱۲ / ۱۳۶۳ در عملیات بدر فریبرز خوبنژاد به اتفاق محمدرضا پرمهر اسیر شدند یدالله و سپهدار شهید شدند مسلمی و جلالی مجروح شدند
دکتر منوچهر جوانمردی هم در ساعت های اولیه عملیات به شدت مجروح شده بود؛ پیکر پاک و مطهر شهیدان سپهدار و یدالله جوانمردی پس از ۱۰ سال در تاریخ ۲۳ / ۱۲ / ۷۳ به وطن برگشتند
یاد آن ایام یاد باد 🌹

هادی جلالی زاده

۲۰اسفند ۱۴۰۰

حاج فریبرز خوب نژاد و حاج محمد رضا پرمهر⏫

محمد رضا پرمهر منوچهر جوانمردی رضا دهبانی کریمداد مسلمی نیا  نشسته هادی جلالی زاده⏫

سخنرانی شهید سردار ابراهیم جعفرزاده فرمانده تیپ ۱۸ الغدیر ساعاتی قبل از آغاز عملیات بدر⏫

از راست دکتر رضا دهبانی پور هادی جلالی

از راست شهید سپهدار جوانمردی شهید یدالله جوانمردی

شهید سپهدار جوانمردی⏫

 

از راست محمد رضا پرمهر ؛ منوچهر جوانمردی ؛ رضا دهبانی پور ؛ کریمداد مسلمی نیا نشسته هادی جلالی زاده

از راست شهید سپهدارجوانمردی- کریمداد مسلمی نیا و منوچهر جوانمردی⏫

شهید یدالله جوانمردی⏫



کانال تلگرام عصر جهان


Ym
|
Iran
|
1400/12/22 03:05
  +0

  -0
پاسخ
سلام خدمت ایل غیور بهمئی و عرض تسلیت دارم خدمت تمام خانواده های شهدای جنگ تحمیلی و بلاخص خانواده های شهیدان بهمئی،جمله زیبای شهید باکری را مصداق درست رزمندگان میدانم،خوشا به حال آنانان که شهید شدند

دعا كنيد خداوند شهادت را نصيب شما كند در غير اين صورت زماني فرا مي رسد كه جنگ تمام مي شود ورزمندگان امروز سه دسته مي شوند:دسته اي به مخالفت با گذشته خود بر مي خيزند و از گذشته خود پشيمان مي شوند ! دسته اي راه بي تفاوتي را بر مي گزينند و در زندگي مادي غرق مي شوند و همه چيز را فراموش مي كنند ودسته سوم به گذشته خود وفادار مي مانند واحساس مسئوليت مي كنند كه از شدت مصائب و غصه ها دق خواهند كرد .
چمنی
|
Iran
|
1400/12/22 15:06
  +0

  -0
پاسخ
قلمت مانا باد
درود بر شما ای رزمنده ی پاک دل
پایدار و استوار بمانی

ثبت نظر

نام*
ایمیل(اختیاری)
نظر*