تبلیغات

اخبار عمومی

 

 

 

 

 

305315
تاریخ انتشار: 1401/02/29 13:56
یادداشت|عبدالرسول نوری
در روزگار ما رسم عشق و عاشقی رنگ ریا و تزویر گرفته است.این روزها پرستوها مشق عاشقی می کنند تا دلدار و دلداده سیاه روز رابه چاه ویل بیندازند. همه چیز عوض شده است حتی عاشقی....

پایگاه خبری عصرجهان؛ عبدالرسول نوری-گاهی در عالم‌ تنهایی خود بیتی از غزلیات دل انگیز رند خرقه پوش شیراز را زمزمه می کنم‌، کمتر بیتی از غزلیات حافظ پیدا می شود که موضوع و محمول آن بی نسبت به واژه عشق نباشد.شیخ علیه الرحمه به زبانی دیگر و خداوندگار حضرت مولانا جوری دیگر به بیان عشق می پردازند. به راستی،" عشق" چیست ؟ که اینهمه دامنه اش وسعت دارد و در تبیین و تفسیرش بسیاری از گفته ها و ناگفته ها مستور است.


نقل است  وقتی خبر شیدایی قیس (مجنون) با باد در همه کوچه ها پیچید،حاکم دیار قیس و لیلی از سر تعجب و کنجکاوی و شاید نیتی دیگر ... حکم می دهد که  لیلی را حضورا به خیمه و درگاهش احضار نمایند، وقتی چشم حاکم به جمال لیلی افتاد، در نهایت بهت و تعجب،دختری بادیه نشین و سیه چرده وآفتاب سوخته ... در برابر دیدگانش دید و مرتب از خود می پرسید که قیس فلان شده برای کدامین زیبایی نداشته ی این دخترک خودش را به این حال و روز انداخته است؟ گویند، حاکم پس دیدن جمال لیلی حکم به ترخیص ایشان می دهد و سپس به گماشتگان دستور می دهد که فی الحال مجنون صحرا گرد را جهت استنطاق جلب و به محضرش بیاورند.وقتی که مجنون را به سرای سلطان آوردند.
خطاب به مجنون گفت: امر فرمودیم که معشوق شما را اینجا بیاورند تا راز دلدادگی شما بر وی برایمان آشکار گردد.اما هیچ زیبایی در جمال وی ندیدیم و در عحب مانده ایم که قیس به چه سبب اینگونه مجنون گشته است ؟
"به مجنون گفت روزی عیب جویی
که پیداکن به ازلیلی نکویی
که لیلی گرچه درچشم توحوریست
به هرعضوی زاعضایش قصوریست"
مجنون درپاسخ به حاکم گفت:
"اگربردیده ی مجنون نشینی
به غیرازخوبی ازلیلی  نبینی"
به عبارت دیگر:
"عاشق چوشدی تیغ به سربایدخورد
زهری که خوری همچو شکر بایدخورد
هرچندتورادرجگر آبی نبود
دریادریا خون جگر بایدخورد

عشق و عاشقی گاهی تا مرز جنون ، گاهی خفته در خون گاهی رسوایی و گاهی محکوم به پرداخت انواع تاوان ها... در یک کلام هزینه های عاشقی سخت است و خانه خراب کن...
اماگاهی افرادهزینه های عاشقی راازبیت المال یاجیب دیگران می خواهندپرداخت نمایند!
حافظ می گوید:
اگرآن ترک شیرازی به دست آرددل مارا
به خال هندویش بخشم سمرقندوبخارارا
 همین شعر خشم سلطان صاحب قران که بخاطر آبادانی سمرقند و بخارا، جهانی را ویران کرد، را بر انگیخت و یقه ی حافظ بگرفت که فلان شده به کدامین جرئت زادگاه من را به خال لب هندو به حراج گذاشته ....!!
لیک در روزگار ما رسم عشق و عاشقی رنگ ریا و تزویر گرفته  است.این روزها پرستوها مشق عاشقی می کنند تا دلدار و دلداده سیاه روز رابه چاه ویل بیندازند.
همه چیز عوض شده است حتی عاشقی....

برچسب ها:
عبدالرسول نوری ؛


کانال تلگرام عصر جهان



ثبت نظر

نام*
ایمیل(اختیاری)
نظر*