اخبار عمومی

 

 

 

 

53123
تاریخ انتشار: 1395/06/08 23:54
حکایات طنز/
شتر گفت: هر بدی از ناحیه تو به من رسیده می گذرم؛ مگر یکی از آنها را که هرگز نمی بخشم و آن اینکه گاهی تو افسار مرا به پالان الاغ می بستی و سوار او می شدی و مرا به دنبال الاغ می بردی و مردم با دیده حقارت به من نگاه می کردند

پایگاه اطلاع رسانی عصرجهان/محمد شریفی

مرحوم میرزا علی اکبرخان دهخدا یکی از حکایت های کلیله و دمنه را  با اندکی تصرف و تخلص در طنزی دلنشین به روایت در آورد ۰
 "من" نیز  روایت موصوف را با مقداری لعاب کاری با سبک و سیاق خودم مرمت نمودم با این امید که اصحاب و اذناب  را به لبخندی تلخ و شیرین  مهمان کرده باشم ۰
 لولیان و طوطیان شیرین سخن چنین روایت نمودند در عهد ماضی مردی بود به گوشه عزلت خمیده و از  دنیا و ما فی ها بریده  اما یکباره سنگی به کلوخی خورد و  شاهین بخت به پرواز در آمد  و آن مرد به اوج علیین و صدارت و وزارت رسید . اما طولی نکشید که قهرمان حکایت ما آرمان ها و اعتقادات حزبی و سیاسی  و حتی  گذشته خود و رفاقت یاران را به باد فراموشی سپرد  و کم کم به مرحله و  مرتبه ای رسید که دیگر  هیچ خدایی را بنده نبود  ؛ یاران خانه و گرمابه ی سابق را منزوی و منفعل و شیوه ی سلطان مسعود غزنوی را در پیش گرفت٫ آنچنان که کارهای بزرگ را به آدم های کوچک و کارهای کوچک را به آدم های بزرگ حوالت نمود تا اینکه  چرخ گردون چرخید و چرخید  و آن مرد به عهد ادبار سابق برگشت ۰ می گویند خیلی مریض الاحوال و نزار گشت  و  هنگام مرگ خود در خواست کرد تمام اهل خانواده اش در بالینش جمع شوند تا از آنها حلالیت بطلبد.
در آخر گفت شتر مرا هم بیاورید تا او هم مرا حلال کند، چون شتر را به حضور او آوردند دست محبتی بر سر و صورت او کشید و گفت:
ای حیوان! مدتها بود که به من سواری می دادی و از برای من زحمت می کشیدی چنانچه در این مدت صدمه ای به تو رسیده یا در آب و علفت کوتاهی نموده ام مرا حلال کن.
شتر گفت: هر بدی از ناحیه تو به من رسیده می گذرم؛ مگر یکی از آنها را که هرگز نمی بخشم و آن اینکه گاهی تو افسار مرا به پالان الاغ می بستی و سوار او می شدی و مرا به دنبال الاغ می بردی و مردم با دیده حقارت به من نگاه می کردند که الاغی جلو دار من شده، بر من این کار تو سخت می گذشت و در قیامت جلوی تو را می گیرم که چرا توهین به حیثیت من نمودی و الاغی را بر من مقدم داشتی،
مگر نمی دانستی مقدم داشتن کوچک و نادان بر بزرگ و دانا خلاف عدالت و گناهی نابخشودنی است!
نتیجه گیری نهایی : تا مدت زمانی که کارهای بزرگ در دست ادم های کوچک است . درب همچنان بر پاشنه ی قهقرا  و عقب ماندگی خواهد چرخید

برچسب ها:
محمد شریفی ؛

بیشتر بخوانید :


کانال تلگرام عصر جهان



ثبت نظر

نام*
ایمیل(اختیاری)
نظر*