اخبار عمومی

 

 

 

 

 

53221
تاریخ انتشار: 1395/06/19 11:51
حکایت طنز به قلم محمد شریفی/
کاید علی ضامن گفت: من طوری آتش اختلاف را شعله ور می کردم که مردم به فکرشان نرسد که اختلاف را چه کسی برپا کرد ولی همیشه در ذهن کورشان این باور را خلق کردم که کاید علی ضامن باعث و بانی صلح و صفا در بین آنهاست و آنها چه ساده انگارانه شق دوم را باور کردند و از شق اول غافل ماندند.

پایگاه اطلاع رسانی عصرجهان/محمد شریفی
 حکایت یکم: شورای شهر اهواز ابتدا بر انتخاب سید خلف موسوی در مقام شهردار کلانشهر اهواز با اذن رضا و صفا؛ در نهایت صحت و سلامت و بلاغت و شجاعت فی المجلس و اندر مطالبه و بدون مطالعه و با نهایت  مبالغه و معاوده به مفاهمه کامل رسیدند و بعد از آن اتفاق مبارک اذناب و اصحاب شورای شهر اهواز چون قوم  موعود هرگز بوی آرامش ندیدند و به دو دسته حیدری و نعمتی تقسیم و به مکیدن سماق و کوبیدن آب در هاون مشغول گشتند و دست کدخدا شهردار را باز باز باقی گذاشتند ـ من وقتی مصاحبه های دوستان شورای شهر را می خوانم به یاد شیخویت کدخدا علی ضامن می افتم ـ ماجرا را در حکایت دوم با هم بخوانیم بعد برویم سراغ اصل ماجرا
حکایت دوم: مرحوم کاید علی ضامن در یکی از قصبات بلاد ما برای خودش دم دستگاه و کر و فری داشت که آنورش ناپیدا بود. مرحوم کاید با شیوخیت و حکمیت و رفع دعاوی امرار معاش می کرد. وقتی بین طوایف صلح و آرامش بود نان کاید آجر می شد؛ اما این نابغه ی شرارت برانگیز  تکنیک ها و تاکتیک های عجیب و غریبی طراحی و کشف کرد که طوایف هیچگاه بوی آرامش ندیدند و در عوض کاید همچنان سوار بر اسب مراد با نعل وارونه می تاخت۰ مرحوم کاید تا سال ۵۸ در قید حیات بود وی در مقام کدخدا   در حل دعاوی و اختلافاتی که خودش بانی و مسببشان بود؛  ید طولایی داشت با اینکه بیسواد بود چرچیل را  سرچشمه می برد و تشنه بر می گرداند و ماکیاول به گرد پاش هم نمی رسید.مرحوم  کاید علی ضامن باور داشت؛  اگراختلاف بین مردم نباشد حضورش  درجامعه کان لم یکن و بی خاصیت خواهد بود اگر بین  دو طایفه درگیری ایجاد نکند  نانش در روغن برشته نخواهد شد.
کاید گفت: من طوری آتش اختلاف را شعله ور می کردم که مردم به فکرشان نرسد که اختلاف را چه کسی برپا کرد ولی همیشه در ذهن کورشان  این باور را خلق کردم که کاید علی ضامن  باعث و بانی  صلح و صفا در بین آنهاست و آنها چه ساده انگارانه شق دوم را باور کردند و از شق اول غافل ماندند.
کاید اعتقاد داشت: زمانی قوی می شوید که  توانسته باشید  نایره جنگ و نزاع و طبل تفرقه را به صدا در  آورده باشید و دار و ندار خلایق  را دود هوا کرده باشید.
حکایت آخر: کاید علی ضامن ها مدرن شدند ـ شورا ساز تفرقه می زند ـ خیابان ها پر از چاله و چوله و مانع ـ پارک ها بی رمق ـ فضای سبز رنگ باخته است ........اما تا دلتان بخواهد آفتابه لگن هفت دست هفت دست  زیاد است


بیشتر بخوانید :


کانال تلگرام عصر جهان



ثبت نظر

نام*
ایمیل(اختیاری)
نظر*