1400/01/21 16:46


302189
تاریخ انتشار: 1399/11/15 21:48
استاد اسدالله اسدی شاعر پردرد و خوش قریحه ی خوزستانی زاده ی شهرایذه یا همان کهنه دیار مالمیر است ،سال ۱۳۳۴ مطابق شناسنامه ی صادره چشم به جهان گشوددوره ی ابتدایی و دوسال اول دبیرستان را در شهر ایذه به اتمام رسانید

پایگاه خبری عصرجهان؛محمد شریفی-شعر های ناب استاد اسدالله اسدی شاعر پردرد و خوش قریحه ی خوزستانی، ایشان شعر معروفی دارد که پاسخی است به مهدی اخوان ثالث و شعر ناب - خوشا اقلیم خوزستان - سال ۱۳۵۱ اخوان با دیدن خروش کارون و سرزندگی و نشاط مردم اهواز و آبادان آن شعر حماسی بی بدیل را سرود، ۴۵ سال بعد از آن واقعه ، یعنی :سال ۱۳۹۵،اسدالله اسدی در پاسخ به اخوان غمنامه ای سرود که در انتهای متن خواهد آمد.

اسدالله اسدی، زاده ی شهرایذه یا همان کهنه دیار مالمیر است ،سال ۱۳۳۴ مطابق شناسنامه ی صادره چشم به جهان گشود ، ولی خود اسدی تاکیددارد، سال ۱۳۳۳ بدنیا آمده است،
دوره ی ابتدایی و دوسال اول دبیرستان را در شهر ایذه به اتمام رسانید،و سال های پایانی را در اهواز در دبیرستان های دکتر حسابی ودکتر کریم فاطمی در رشته ی ریاضی پشت سرگذاشت، وی فارغ التحصیل رشته ی ریاضیات محض از دانشگاه اراک است.
از اسدی می پرسم ، شما که غرق در ریاضیات محض بودی، چه شده است که به شعر و شاعری کشیده شدی؟
می گوید:علاقه به شعر و ادبیات بر می گرده به سالهای کودکی و خواندن اشعار خمسه نظامی به جای لالایی که از زبان مادرم برای خواباندن خواهران وبرادر کوچکتر می شنیدم و این ذوق شعری را هم از او به ارث بردم ،ولی سرودن شعر درسالهای پایانی دبیرستان و زمان دانشجویی آغاز شد.
در قالب های مختلف تجربه هایی دارم ،غزل،مثنوی، رباعی،دوبیتی که هم به فارسی هستند وهم به گویش بختیاری،در شعر سپید نیز
اولین کتابم " با تکه های ماه " نام دارد ودر قالب شعر سپید است که سال ۷۷ در نشر سپهر تهران زیر چاپ رفت. البته سروده هایم بیشتر مربوط به دهه ۶۰ هستند که به دلیل سالهای جنگ چاپ مجموعه به عقب افتاد .
دومین کتاب "بابوسه گاه آفتاب " یا منظومه ی منگشت است ، این اثردر سال ۸۴ توسط نشر آنزان تهران به چاپ رسید.
سومین کتاب " با زمزمه های مادری ام" نام دارد که سال ۸۶ توسط نشر دستان تهران منتشر شد.البته شعرهای گویشی ،ترانه ها و تصنیف هایم هنوز بصورت کتاب منتشر نشده اند، اما تعداد زیادی از آن اشعار در روزنامه ها و مجلات ادبی منتشر شدند.
غزل های فارسی که از سال ۵۳تا کنون سروده ام همچنان گرد و خاک می خورند، مجموعه چهارم که شامل سرودهایی سپید است بنام " با جنوبم " مجوز چاپ گرفته ولی هنوز به مرحله ی چاپ نرفته است .
مجموعه های دیگری نیز دارم که همه آماده ی چاپ هستند ولی هنوز تصمیم به انتشار نگرفته ام .
از جمله سروده های کلاسیک فارسی که شامل دومجموعه می شوند ، سروده های گویشی و ترانه ها ، که از این ترانه چندتایی توسط خوانندگان محلی خوانده وپخش شده است وبه زودی نیز آلبومی از آنها با صدای نیما حافظی با همکاری استاد علی حافظی روانه ی بازار موسیقی می شوند.
کتابی بنام "با اساتیر شاهنامه " هست که به شکلی خلاصه نویسی وهمراه با توضیحاتی وبرداشت شخصی خودم از دوران اساتیری شاهنامه است که سعی کردم حداقل در حوصله ی نسل جوان باشد و بخاطر علاقمندی و کشش آنان به سمت خود شاهنامه انجام گرفته است ،ودر پرده ی دوم همین کتاب استخراج بیش از ۱۲۰۰ نام ایرانی از متن ۵۲ هزار بیت شاهنامه با دقت ووسواس بیت به بیت انجام شده است .
سروده های طنز وبداهه نیز یک مجموعه ی جداگانه را شامل می شوند .
خلاصه وساده نویسی وزن وعروض با استفاده از " المعجم فی معابیر اشعار العجم" شمس قیس رازی وبهره گیری از کتاب های دکتر سیروس شمیسا ، لغت نامه ی دهخدا ، ناتل خانلری و دبیرسیاقی ودیگران گردآوری کردم که امیدوارم مفید فایده باشد.
همچنین مقالات وخاطرات ونامه ها و نوشته های پراکنده که نمیدانم باید چاپ شوند یا نه ؟در مجموع بجز چهار جلدی که ذکر شد آنچه مانده است ، یا ۷ یا ۸ جلد می شوند که باید به چاپ برسند.
از اسدی اسدی در رابطه با همکاری اش با مطبوعات و رسانه های ارتباط جمعی می پرسم،
اسدی می گوید:
با روزنامه روزان با صاحب امتیازی خانم شمسی پورمحمدی در سالهای اولیه ی آغاز به کار در دهه ۷۰ همکاری داشتم همچنین هفته نامه همدلی در سالهای ۸۵به بعد به سردبیری ماشالله براتی .
همکاری با ماهنامه ی سخن از اولین شماره در سال ۹۶ تاکنون به صاحب امتیازی دوست شاعروپژوهشگرم جناب آریا پور فریاد و به تازگی همکاری با روزنامه ی چشم انداز روشن بعنوان دبیر صفحه ی ادبی.
شعر هایم در مجلات و روزنامه های سراسری واستانی چاپ شده است مانند ، دنیای سخن ، امرداد ، جمهوری اسلامی ، مجله اطلاعات هفتگی ، ماهنامه هستی. روزان ،فجر خوزستان ، هفته نامه آنزان ، بهار ، وحدت ،.توسعه جنوب ، ندای بهبهان.هفته نامه همدلی ،کهرنگ. ،شباب ،
فرهنگ جنوب ، قلم امروز ، هفته نامه آستانه پارس ، کارون، پیمان ، ندای جنوب ،ماهنامه سخن ، چشم انداز روشن ،وبسیاری دیگر که یادم نیست.
اسدی اسدی شعرخوانی اش را اینگونه بیان می کند:
شعرخوانی از رادیو جوان تهران ومصاحبه درمورد شعرمعاصر ایران ،شاملو ،اخوان وفروغ ...با رادیواقیانوسیه ،
اسدی در بیشتر همایش ها حضوری فعال و پررنگ دارد ، او می گوید:
شرکت در همایش های مختلف ادبی و پژوهش های شاهنامه، از تهران ،کرج ، اهواز، اصفهان، خرم آباد گرفته تا دیگر نقاط کشور ..
اسدی در مورد آثار و نوشته های تلنبار شده اش سردرگم است، او می گوید:
مقالات وخاطرات و نوشته های پراکنده و نامه ها که نمیدانم باید چاپ شوند یا خیر؟ نوشتارهای مربوط به دوران همکاری ام با روزنامه در کنار دوستان عزیزم: بهزاد خواجات،هوشنگ شاهین زاده،ماریا نقیب زاده ،مجیدرمضانی،البرز کاظمی،مجتبی گهستونی ،در همین سالها بود که جلساتی نیز داشتیم با حضور ، هرمز علی پور ، محمد شریفی ،حیاتقلی فرخ
منش،فرج الله عباسیان،علیرضا وهاب علیرضا حامی پور ،رضا بختیاری اصل،مجیدزمانی اصل،علیرضاشکرریز،مهشید نقاشپور،دکتررسولی ، دکتربهروز یاسمی،دکتر ایرج نظری ،امید حلالی، علی قنبری ،سیروس رادمنش... که یاد آن ایام بخیر باد .

دعوت در جایزه ی مجله گردون در دهه ی ۷۰ ودیدار از بزرگان شعر وادبیات از جمله: سیمین دانشور،احمد محمود،سیمین بهبهانی، بیژن جلالی،حمید مصدق و....
به جز شعر پژوهش ومقالاتی نیز دارم که مقالات در روزنامه ها چاپ شده ولی پژوهش ها هنوز خاک می خورند و من همچنان به افق های دور می نگرم...

شعری در وصف خوزستان از شادروان مهدی اخوان ثالث که در سال 1351 سروده شده است،اسدالله اسدی سال ۱۳۹۵ یعنی :چهل وپنج سال بعد در پاسخ به مهدی اخوان ثالث ، حال و روز امروز اهواز را اینگونه به تصویر می کشاند:

"خوشا اقلیم خوزستان وخورشید خطرخندش"

نمیدانی امیداکنون چه شد کارون و اروندش

"جواهرشرمگین، چون کیمیا، ازخاک زرخیزش"

به یکباره همه تاراج شد از خاکهای آبرومندش

"زمستان رفته است از یاد تقویمش که هر سالی"

بهارش خاک وتابستان بتر زین خاک برکندش

"پس از ایام نوروزی، به تابستان گراید سال"

بهار آید فزون این خاکها تا ساق فرزندش

"به نخلستان از آن بینی به سر هر نخل را چتری"

همه بی سرشدند ازجنگ یا بی چتر گویندش

"شقایق‌زارها بینی شکفته در زمستانها"

نمی بینی دگر زآنها مگردرخواب مانندش

"اگر من پیش از این می‌دیدم اینجا را، نمی‌گفتم:"

هنوزم هست اما دل کجا؟ماندست پابندش

"لب کارون و اروندش تفرجگاهها بینی"

نمی آیدمسافر نیست آن ذوق هنرمندش

"مسافر بیند ار شبهای کارون و بلم‌رانی"

همی پرسد چه آمد بر سر کارون دلبندش

"خبرها می شنیدم حسن سبز هند را بسیار"

کنون خشک است ازسبزه وخاکستان بخوانندش

"مکرر کن«امید» این نغمه تا خاطرنشین گردد:"

نمیدانی ولی افسرده شد کارون خرسندش


بیشتر بخوانید :



Copy Right 2013 Artmis.ORG