1400/09/06 11:34


303435
تاریخ انتشار: 1400/05/18 10:36
بچه بنویس، خبرنگاری مثل داهول( مترسک) جالیز خالو نیازعلی است که گنجشک ها با خیال راحت می نشینند روش و آواز می خونند، آقا اجازه دایی حسن گفت: بچه بنویس، خبرنگاری مثل گیوه های عامو خیرالله است، که چپ و راست ندارند

پایگاه خبری عصرجهان؛محمد شریفی-

موضوع انشاء: روز خبرنگار؟

تقی جان، بیا انشایت را بخوان.

آقا اجازه ، چشمت روز بد نبیند، بازهم ما، انشا داشتیم، خونه ما شد عین بازار عبدالحمید سابق ،انگار پر سیمرغ را آتش زدن، مردم آبادی  یکی یکی اومدند، آقا یک دورهمی شد که اونورش ناپیدا،  بابام که جمعیت را دید یک ذره جوگیر شد، گفت: موضوع انشاء فرداتان چیست؟ آقا اجازه ما گفتیم، موضوع انشاء روز خبرنگار است، حرف من تمام نشده، چنان معرکه ای بیا شد که نگو و نپرس، آقا اجازه خالو عباس گفت: بچه بنویس، خبرنگاری مثل داهول( مترسک) جالیز خالو نیازعلی است که گنجشک ها با خیال راحت می نشینند روش و آواز می خونند، آقا اجازه دایی حسن  گفت: بچه بنویس، خبرنگاری  مثل گیوه های عامو خیرالله است، که چپ و راست ندارند، اگه بخوای پاشنه ی گیوه را بکشی بالا، پشت پات را طوری رخم می کند که بعد از چند قدم راه رفتن دادت به آسمان هفتم میره، اگه هم بی خیال کشیدن پاشنه هاش بشی طوری از پات میزنه بیرون و پرت هوا میشه، که پیدا کردنش به دردسرش نمی ارزد و آخر سری  هم مجبوری هر دو لنگ گیوه را بذاری  زیر بغلت و پاپتی راه بیفتی ...

 آقا اجازه خالو درویش گفت، بچه بنویس: خبرنگاری مثل تف سربالاست، اگه به ضرر مدیران  بنویسی، با شکایت انها کارت میکشه به آژان و مامور و پلیس فتا، اگه مطابق میل مدیران بنویسی وجدان خود طرف معذب میشه ....آخرشم خالو شیرعلی گفت: بنویس، خبرنگار از بانگ خروس خوان صبح تا بوق شب، از این اداره به آن اداره دویدن، و همینطور از رودخانه های کرخه و دز گرفته تا مارون و کارون خشکیده سرک کشیدن و هزار بار اینور و آنور دویدن و عکس گرفتن و گزارش نوشتن، اما آخر ماه که میشه، حقوقی که دریافت مینکنه کفاف ده درصد مخارجش را هم نمیده ، اما بازهم میدود ، می نویسد ، عکس می گیرد و ...

 آقا اجازه ، خالو دشتکی ، خانقلی، میراحمد و دایی ابول هم حرف های دیگری زدند که گفتن آنها خوبیت ندارد، آقا  بروم بشینم؟

برو بنشین پسرم...

برچسب ها:
محمد شریفی ؛

بیشتر بخوانید :



Copy Right 2013 Artmis.ORG