به کانال ما در ایتا ملحق شوید

 

آی دی «پایگاه خبری عصرجهان» در «ایتا» و سایر شبکه های اجتماعی -به کانال ما «ملحق» شوید
asrejahan@

اخبار عمومی
اعلام وصول 2
 
 
 
128052
تاریخ انتشار: 1396/03/07 22:59
مدیرکل منابع طبیعی استان از آتش سوزی در جنگلها و مراتع کوههای حاتم بهمئی و تل رش لنده خبرداد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی عصرجهان، بخشی ازجنگل های شهرستان های بهمئی و لنده طعمه حریق شد.
عزت الله بهشتی در گفتگو با رسانه ها اظهار داشتند: این آتش سوزی از دیروز در جنگلها و مراتع شهرستانهای بهمئی و لنده آغاز شده و تاکنون ادامه دارد.  
وی افزود: با توجه به سخت گذر بودن مناطق جنگلی برای مهار آتش سوزی به بالگرد و نیروی انسانی نیاز است.
مدیرکل منابع طبیعی استان ادامه داد: در حال حاضر جنگلهای این مناطق در حال  سوختن هستند و تنها وسیله مهار آتش نیروی انسانی است.


پایگاه اطلاع رسانی عصر جهان قبلا دو گزارش مجزا در خصوص اوضاع درختان جنگلی کوه حاتم و تلرش به شرح زیر منتشر نمود:
تراژدی قلع و قمع ناجوانمردانه درختان بلوط کوههای "حاتم" و "تلرش" در مرز مشترك شهرستان های بهبهان ،بهمئي ،لنده و كهگيلويه
اوضاع بگونه ای است که باید گفت: "دوستداران منابع طبیعی و محیط زیست کهگیلویه و بوبراحمد خیمه عزا به پا کنند و انجمن های زیست محیطی خوزستان رخت سیاه به تن کنند"-سال هاست که ناله درختان بی پناه گوش فلک را کَر کرد اما انگار اراده ای جهت جلوگیری از این رویه وجود ندارد.در حالیکه قطع کنندگان درختان بلوط و تولید کنندگان ذغال چوب به نام برای ضابطان خاص قضائی مشخصند

قلع و قمع ناجوانمردانه بَلوط های کوه "حاتم" در تنهائی و بی کَسی/تَرس و یا مماشات؟
به راستی مسئول کیست؟چرا علیرغم اینکه عاملان قلع و قمع ناجوانمردانه درختان بَلوط برای مسئولان ذی ربط شناخته شده است، و جرم محرز هست، جنایت به کَرات اِدامه دارد؟ ترس و یا مماشات؟به نظر می رسد اِهمال کاری به جائی رسید که مدعی العموم خود راسا موضوع را رَصَد و پیگیری نماید.




کانال تلگرام عصر جهان


شعر
|
Iran
|
1396/03/08 01:40
  +0

  -0
پاسخ
فرزاد فتحی شاعر جوان لنده ای در پی آتش سوزی در کوه حاتم قطعه شعری سروده است که در ادامه باهم می خوانیم:

یک دشت خاکستر در این ویرانه ها گم شد
حتی غرور پیله و پروانه ها گم شد
باید پس از این در بیابان ها ببارد باد
جنگل به دست آتش دیوانه ها گم شد

دستان آتش ریسمان بر قلب می دوزند
این لاشه ها، پس شاخه های سبز دیروزند
تاریک تر شد قلب کوه از سال ها پیش
موهای جنگل هم به دست باد می سوزند

من فکر می کردم که کوهستان همه مردند
از قلعه ها شان بادهای تازه آوردند
دیدم که آتش مست می رقصید در باد
وقتی درختان بی محابا گریه می کردند

هر قدر آب و آدم آوردند کم بود
پشت زمین، پشت زمان، پس شاخه ها خم بود
زن ها برای انهدام دود می رفتند
مردی که در آتش چنان می سوخت، حاتم بود
فتحی فرزاد

ثبت نظر

نام*
ایمیل(اختیاری)
نظر*