مشخصات
| ۱ |
نام |
حمید |
۷ |
مدرک تحصیلی |
دانشجوی رشته الکترونیک |
| ۲ |
نام خانوادگی |
رمضانی |
۸ |
محل شهادت |
شلمچه |
| ۳ |
محل تولد |
اهواز |
۹ |
نحوه شهادت |
– |
| ۴ |
تاریخ تولد |
۱۳۴۱ |
۱۰ |
محل خاکسپاری |
اهواز |
| ۵ |
تاریخ شهادت |
۴خرداد۱۳۶۷ |
۱۱ |
شاخصه |
فرمانده |
| ۶ |
سازمان |
سپاه |
۱۲ |
|
|
سوابق خدمتی
| ردیف |
مسولیت/سوابق خدمتی |
مدت |
تاریخ مسولیت |
| ۱ |
قائم مقام فرمانده محور عملیاتی فارسیات و خرمشهر |
– |
– |
| ۲ |
فرمانده محور اطلاعات شناسایی جبهه های سونگرد و بستان |
– |
– |
| ۳ |
فرمانده گردان عملیاتی کربلا د رسپاه سوسنگرد |
– |
– |
| ۴ |
فرمانده واحد اطلاعات قرارگاه نصرت |
– |
– |
| ۵ |
فرماندهی گردان شناسایی ۳۱۳حضرت قائم |
– |
– |
| ۶ |
فرمانده واحد اطلاعات و عملیات سپاه ششم امام جعفرصادق(ع) |
– |
– |

زندگینامه
در سال ۱۳۴۱ در شهرستان اهواز چشم به جهان گشود. در سنین کودکی در حوضچهای به عمق ۵/۱ مترغرق شد و به صورت معجزه آسایی نجات یافت. پدرش در اهواز کارگاه تراشکاری داشت. مطالعه كتابهای دكتر شریعتی و استاد مطهری، شركت در جلسات قرآن و عقیدتی از وی نوجوانی آگاه و با ایمان ساخت. او در مسجد طالب زاده برای اقامه نماز حضور پیدا می کرد. مدتی بعد به جوانان مسجد جزایری که فعالترین گروه سیاسی اهواز در قبل از انقلاب بودند، پیوست. مسجد جزایری از مهمترین وعدهگاههای جوانان اهواز بود كه عاشقانه عبادت میكردند، عالمانه میآموختند و شجاعانه مبارزه میكردند. بهار و تابستان ۱۳۵۷ فعالیتهای ضد رژیم آنها كه در مسجد دستهبندی میشد، شكل تازهای به خود گرفت. حمید هم كه در این زمان ۱۶ ساله بود در این جریانات انقلابی حضور به سزایی داشت. پس از پیروزی انقلاب حمید در دبیرستان با بحث و گفتگ، تشكیل نمایشگاه و روزنامه دیواری به ارشاد همسالان خویش پرداخت. او با آنكه سن و سال كمی داشت وارد سپاه شد. در آنجا با فعالیتهای فرهنگی از جمله پخش كتاب، نوار و پوستر امام جایگاه رهبر انقلاب و انقلاب را برای مردم روشنتر كرد. سپس وارد كمیته انقلاب اسلامی شد تا با حضور ضد انقلاب مقابله و مبارزه كند.حمید از استعداد تحصیلی بالایی برخوردار بود و چند بار در آزمون سراسری شرکت کرد و در رشتههای مختلف از جمله الکترونیک قبول شد. وقتی در این رشته قبول شد روزهای آغازین حمله ارتش عراق به ایران بود؛ خانواده پیشنهاد اعزام به خارج برای تحصیل در کنار دو برادرش را دادند، او گفت: «جبهه های جنگ خود دانشگاه بزرگی است» حمید جهاد در راه خدا را درسی از درسهای بهشت میدانست و آن را بر همه چیز مقدم می دید. با شروع جنگ تحمیلی همراه دیگر جوانان غیرتمند اهوازی به جبهه شتافت، به خرمشهر و آبادان رفت و در همان روزهای ابتدای جنگ از ناحیه پشتیبانی مجروح شد. اما پس از بهبودی مجدداً به منقطه عملیاتی بستان و سوسنگرد رفت. او درمأموریتهای شناسایی تا جایی پیش میرفت که به شهرهای زیارتی عراق مثل کربلا میرسید و به زیارت مولایش امام حسین (ع) و مرادش ابوالفضل (ع) میرفت. شهرهایی در عمق صدها کیلومتری عراق. شهید حمید رمضانی به قول دکتر محسن رضایی اعجوبهای در فكر و طراحی و ابتكار بود. سرانجام روز چهارم خرداد ماه سال ۱۳۶۷ و تنها ۲۳روز تا پایان جنگ مانده بود و حمید در این روز در حالی که تلاش میکرد از حملهی مجدد ارتش عراق به خاک جمهوری اسلامی ایران جلوگیری کند به شهادت رسید و آسمانی شد.
وصیت نامه
خطاب به فرزند خردسالش: بدان که اگر پدرت زنده بود، در یک دست تو شمشیر ودست دیگرت قرآن میداد. بدان پدرت از آن زمانی که با قرآن آشنا شد، با ظالمان درافتاد و به همین خاطر به شهادت رسید. برای اینکه نمیتوانست رفاه و آسایش دیگران را فدای منافع خود کند.
لینک منبع