واپسگرایی از نظر لغوی و اصطلاحی و حتی تفسیر، معانی متعدد و گوناگونی دارد که به یک نقطه منتهی میشوند و آن عبارت است از عقب گرد نمودن و یا مخالف پیشرفت و اندیشه های نو و یا دچار تحجر و تقهقر شدن و یا عادت به امری نمودن و دلبستگی نشان دادن به آنچه از روی عادتهای دروغین باشد
عصرجهان؛ حبیب جهان آرا- "واپسگرائی" این اصطلاح، مفسر و مبین رویکرد دهشتناکی در جهت معکوس از مسیر رو به رشد همه جانبه در جامعه می باشد و نقطه مقابل آن، رشد و بالندگی و گام نهادن در راه کمال خواهد بود.
در دانش جامعهشناسی و علوم اجتماعی، و گاها پژوهشهای سیاسی با بررسی رشد و گذر جامعه از گسلهای دشوار، خواهیم یافت که یقینا بشر در هر آغازینی از تاریخ که به عرصه وجودی گام نهاده است، قطعا مسیر طولانی و بسیار مشکلی را طی نموده است تا به نقطه ای از نمودار امروزی رسیده است و بدیهی خواهد بود که این پیشرفت و ترقی معمولا در تخاصم و تقابل و یا سازگاری با محیط پیرامونی خود، بارور شده است، فلذا از دیدگاههای متفاوتی به این آگاهی، و مدنیت رو به جلو پرداخته شده است، بنا براین بعضی معتقدند که یافته های بشری، معمول افکار و اندیشه، انسان است و در مقابل عده ای آن را ناشی از نیازها و تولیدات بشری میدانند، کما اینکه عده ای به جبر تاریخ و مسلوب الاختیار بودن آدمها در گستره هستی اذعان میکنند، بهر حال از نظر من، اجتماع این کنشها و واکنشها در پویایی آداب و فرهنگ و منتجات آن، تا به امروز نقش بسزایی داشته اند و تمدن امروزی بشر به نوعی مدیون انسانهای ماجرا جویی خواهد بود که با کنجکاوی و تلاش جسورانه، تا این نقطه از راه را آمده اند، همانطور که میتوان ادعا نمود در رشد و تکامل جامعه مدنی، اثرگذاری تمام ملل در این نمودار، قابل انکار نخواهد بود.
و اما واپسگرایی:
واپسگرایی از نظر لغوی و اصطلاحی و حتی تفسیر، معانی متعدد و گوناگونی دارد که به یک نقطه منتهی میشوند و آن عبارت است از عقب گرد نمودن و یا مخالف پیشرفت و اندیشه های نو و یا دچار تحجر و تقهقر شدن و یا عادت به امری نمودن و دلبستگی نشان دادن به آنچه از روی عادتهای دروغین باشد و همچنین در تعریف میتوان گفت مخالفت نمودن با رشد و بالندگی جامعه بشری به هر شکل ممکن چه با اقدامات خشونت آمیز و یا چه بصورت افکار و اندیشه ای که با پیشرفت جامعه منافات داشته باشد و انگاه که جامعه در خواستگاههای خود، دچار تزلزل و رویگردانی از دست یابی، به مبانی نو، در فراروی خود شود، به واپسگرایی مبتلا شده است، خواه در تمسک به آداب وسنن ابتدایی باشد یا در مرحله ایستایی از مترقی شدن، توقف نماید. در طوفان واپسگرایی مبادرت کننده گان به آن، در برابر هر گونه تغییری حساسیت بخرج میدهند و آن را واپس میزنند، و چه بسا ممکن است که واپسگرایی به شکلهای یا روشهای متعددی اتفاق بیفتد که اختصارا در این نوشتار تحت عنوان رفرمهای واپسگرایی طرح میشوند
رفرمهای واپسگرایی
1-تعصب نامتناسب:
یکی از عوامل سقوط و انحطاط ارزشهای بشری تعصب نامتناسب خواهد بود حال این تعصب را در هر زمینه ای مفروض بدارید و مقصود این نیست که اصول و بدیهیات شرعی و عقلی نادیده انگاشته شوند، واگر در حوزه تعامل و تشخیص درست از نادرست هر قوم و یا ملتی فقط بر مبانی فکری و فرهنگی خود پافشاری کند این خود نوعی تعصب ورزیدن است که منجر به گزینش راهی خواهد شد که نتیجه آن همان واپسگرایی و ایستایی در روند روبه رشد جامعه را ببار می آورد، و این نوع از رفرم ممکن است بصورت کلی به شکل های 1-تعصب مذهبی(مانند داعش) 2- تعصب قومی یا ملیتی حادث گردد،
2-تعصب مذهبی :
امروزه ما شاهد این هستیم که در اکثر نقاط دنیا، مذاهب مختلف با آئین های گوناگونی، وجود دارد و براساس اینکه هر قوم و یا ملتی برداشت خود را از مشی مذهبی خویش با صوابتر یا درست تر میداند به همین سبب بر مشی خود اصرار میورزند و تمامی پردازشهای آن را حق مدارانه می پندارند و به همین دلیل با تعصب ورزیدن بر طریقت مذهبی خود هرگونه نقد و تفسیر و یا تحلیل را نسبت به مذهب خویش بر نمی تابد فلذا تشبث به چنین امری منجر به نوعی واپسگرایی می گردد در حالیکه می توان به راهبرد "تقریب مذاهب اسلامی" روی آورد
3-تعصب قومی یا ملیتی :
جغرافیای پهناور کره خاکی را گریزی از مرزبندیهای قومیت و ملیت نخواهد بود، به همین دلیل هر قوم و ملیتی دارای آداب و رسوم و فرهنگهای خاص خویش است، و این فرهنگها در عبور از گذر زمان و تاریخ، تا حدودی به خلق وخو و فرهنگ هویتی آن قوم و یا ملت بدل شده اند لذا به همین سبب ممکن است که ساختار شخصیتی افراد براساس این فرآیندها شکل گرفته شده باشد به گونه ای که ایجاد تغییر و تحول در میان انها دشوار باشد کما اینکه اگر دقت کنید در طول تاریخ اقوام و ملل از آئین ها و آداب وووو خود دفاع میکردند و مدعی بودند که آنها را از نیاکان خویش به ارث برده اند و به سختی تا سرحد جنگهای خونین از آنها دفاع میکردند و این مشی را برگزیدن خلاف اصول عقلی و خرد گرایی میباشد. علی ای حال توقف و تعصب ورزیدن، بر داشته ها و پیشینه خود به هر قیمتی، ممکن است به واپسگرایی منجر گردد و اکتفاء کردن به این مبانی هرچند شاید پایه ای برای تحرک به جلو باشد، اما اگر در چرخه حیات خود" به اموری که از گذشته به آنها رسیده بسنده شود این هم خود نوعی واپسگرایی است
4-رویکرد خرافه گرایی و گریز از خِرد گرایی:
خرافه اموری غیر واقعی هستند که غالبا بر اساس اوهام، حدس و گمان وارد زندگی بَشر شده اند این خرافات و یا توهمات در نتیجه افکار و اندیشه ابتدایی بشری و عدم آگاهی از محیط پیرامونی وارد زندگی انسانها گردیده اند و در گذر زمان شاخ و برگهای فراوانی به آنها داده شده است لذا اگر قوم و یا ملتی علیرغم امور تجربی وگذر از قاعده آزمون و خطا در چَنبره خرافاتی که هیچ منبع شرعی و علمی ندارد دچار گردد فی الواقع به واپسگرایی بس تاریک گام نهاده است و این رویکرد موانع بسیاری را در جلوی رشد و ترقی آن جامعه بوجود می آورد و همچنین عبور از مرز بندیهای تعالیم پیامبران، یا همان مذاهب حقیقی و توسل به آنچه با حوزه خِرد و شریعت های راستین، منافات دارد نوعی واپسگرایی خواهد بود که پتانسیلهای بالقوه جامعه را دچار رِکود و سِکون خواهد کرد و آنچه مبین این سخن است اعتقاد به اعجاز در نجات جامعه از چنگالها دیوهای خیالی است که بر این اساس برای خود و جامعه خویش بوجود آورده ایم پس ملتی که با مقتضیات زمان جلو نرود و از حوزه شرع، منطبق با عقل و یا بالعکس برخوردار نباشد در هجمه خرافه گرایی بدور از خرد گرایی گرفتار میشود {كُلُّ ما حَكَمَ بِهِ الْعَقْلُ حَكَمَ بِهِ الْشَّرْعُ، وَ كُلُّ ما حَكَمَ بِهِ الْشَّرْعُ حَكَمَ بِهِ الْعَقْلُ} و آنچه مصداق این بیماری مزمن هست غالبا ملل جهان سوم بویژه مسلمانان هستند که از این رویه برخوردارند بنا براین آنچه به میزان خرد و عقلانیت نگنجد هرچند بطور مطلق قابل انکار نیست
5-بازگشت به سنن منسوخ:
بسیاری از سنن و آداب وجود دارد که با توجه به شکوفایی عقلی، فکری، و فرهنگی امروز از دایره کاربرد و اهمیت در زندگی بشر امروزی برخوردار نیستند، و بدلیل برتری فرآورده های علمی و دینی امروزی و همچنین قوانین حاکمیتی برتر مبتنی با واقعیتهای موجود، آن دسته از آداب وسنن از جامعه برچیده شده اند، فلذا در صورتی که قومی یا ملتی به امور منسوخ بِگراید به واپسگرایی دچار شده است که نمونه بارز آن بت پرستی خواهد بود حال این بت پرستی از نوع ابتدایی باشد و یا از نوع حاکمیت انسانهایی در رفرم، اشراف، و حاکمانی که مقهور اندیشه و افکار ارتجاعی خویش هستند و یکی از دلایل گرایش به این تقهقر و تحجر، جهالت و نادانی است که جامعه مشمول این پس افتادگی را بنا می نهد.
و در ادامه عوامل بسیاری در در واپسگرایی موثر واقع میشوند که شاید مهمترین آنها دو عامل 1-درونی و 2-برونی هستند که اختصارا از آنها میگذریم.
عوامل درونی: همان طبع وسرشت آدمیزادگان است که اگر به روش نیکو پرورش پیدا نکند سرانجام آن ناسازگاری و طغیان گری خواهد بود و تاریخ بشر مَشحون از چنین بحرانها و انحرافهای فراوانی است که در نتیجه جامعه بشری را در دامن واپسگرایی سوق داده است
2-عوامل بیرونی که تا حدودی مربوط به عوامل طبیعی و همچنین همان آداب وسنن هایی خواهد بود که در جان و دل انسانها رخنه نموده و دل کندن از آنها دشوار است برآیند واپسگرایی.
واپسگرایی دو برآیند مهمتر از همه را در پی خواهد داشت
1-افراطی گری
2-سقوط و انحطاط
ا-افراطی گری واژه مشمئز کننده ای است که در این عصر و اعصار قدیم معرکه دورانها و زبان زد عام و خاص بوده و هست آن پدیده شومی خواهد بود که ممکن است به هر دلیلی دامنگیر جامعه گردد و یکی از بسترهای ایجاد این پدیده، واپسگرایی است و در هجوم تندروی یا افراطی گری به تمامی مرزهای اندیشه و ادیان وحتی جغرافیا، هیچ بنیانی در امان نخواهد ماند همانند بحران افراطی گری که امروز ملل خاورمیانه را در می نوردد
2-سقوط یا انحطاط
هرازگاهی که بشریت با سعی و تلاش به آستانه ای از پیشرفت مدنیت و آرامش دست یازید بواسطه تَوحش و طوفان واپسگرایی از جانب قوم و یا ملتی در دامن زدن به رویه واپسگرایی، دست یافته های انسانها، دچار سقوط و انحطاط شده اند که مصادیق این ادعا در تاریخ به کِثرت اتفاق افتاده است و بدلیل پرهیز از اطاله کلام به همین مقدار در شرح اکتفاء میگردد
آری واپسگرایی در شعور نوعی بیماری مزمنی هست که آتش نفاق و کینه و مرزبندیها و در تقابل با هم قرار گرفتن را تا مرحله جنگ و خون ریزی را شعله ور میکند
واپسگرایی یعنی منکر شدن افکار و اندیشه دیگران و صحه گذاشتن فقط بر اندیشه خود
واپسگرایی یعنی منکوب کردن بدون دلیل واقعیتهای که در حوزه علوم تجربی به نقطه حقیقت می رسند
جهان آرا -حبیب
مطلبی که خوانید از سری یادداشت های دریافتی مخاطبین سایت عصرجهان است و انتشار آن الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست. می توانید با ارسال یادداشت خود، این مطلب را تأیید یا نقد کنید.