پدیده قومیت و عشیره گری در استان خوزستان مانع جدی بر سر راه تحقق اصل شایسته سالاری است و موجب شده تا نخبگان فاقد طایفه و عشیره به حاشیه رانده شوند.
موسی محمدی احمد محمودی فعال اجتماعی و رسانه در یاداشت ارسالی با عنوان "آسیب شناسی رفتار انتخاباتی رای دهندگان در استان خوزستان" در پایگاه اطلاع رسانی "عصرجهان" نوشت:
مشارکت سیاسی و تاثیر آن بر توسعه سیاسی از مهمترین مسائل و مباحث نوین جامعه شناسی توسعه محسوب می گرد. جامعه شناسی در مفهوم رایج و کلاسیک آن به بررسی روابط حکومت و جامعه در محدوده دولت مدرن می پردازد.جدا از چالش های فرا روی دولت مدرن که برگرفته از مبحث جهانی شدن است سطح تحلیل رفتار سیاسی فرد و گروه و قومیت کماکان از مطالب مورد توجه مباحث جامعه شناسی است. وجوه مختلف مشارکت سیاسی شهروندان به خصوص انتخابات کانون توجه پژوهشگران را به خود اختصاص داده است.
انتخابات مهمترین و مشخص ترین نوع مشارکت سیاسی افراد در عرصه اجتماع است که می تواند ضمن بیان پایه های اجتماعی قدرت سیاسی الگوی مناسبی برای ارزیابی سازوکار قدرت درجامعه باشد.
ازطرف دیگر بررسی انتخابات ومشارکت انتخاباتی می تواند رابطه متقابل حکومت و جامعه را به شکل عینی تر به نمایش بگذارد.
جدا از مباحث فوق آنچه بیش از بیش بررسی امر انتخابات در استان خوزستان را در کانون توجه قرار می دهد وجود اقوام مختلف است که باعث بوجود آوردن پدیده ای به نام رای قومیتی در غیاب احزاب می باشد. کانون توجه بحث نویسنده در خصوص چرایی و چگونگی عمل مشارکت سیاسی انتخابات در استان خوزستان براساس پدیده قومیت وعشیره می باشد.
نویسنده در بحث آسیب شناسی رفتار رای دهندگان به پدیده قومیت و عشیره گری در استان خوزستان و تبعات خطرناک این پدیده برای استان خوزستان اشاره می کند.
از نظر نویسنده بخش عمده تاریخ استان خوزستان را کشمکشهای قبیله ای و طایفه ای تشکیل داده و این وضعیت بر ذهنیت تاریخی و فرهنگ سیاسی شهروند خوزستانی اثر گذاشته است. استمرار این فرهنگ سیاسی در بعضی از شهرها و مناطق استان خوزستان جهت دهنده رفتار سیاسی افراد بوده و نشان میدهد که این وضعیت معمولاً مانع تفکر، تحلیل و تصمیم گیری درست سیاسی شده به طوری که نفع قبیله و طایفه و عشیره بر مصلحت جامعه و شهر برتری مییابد.
قبیله گری، دیدگاه طایفه ای وعشیره ای مانعی جدی بر سر راه تحقق اصل شایسته سالاری می باشد. در چنین شرایطی تعصبات مورد اشاره مانع از وفاق اجتماعی و مشارکتهای اجتماعی و سیاسی سالم میشود. این وضعیت بی گمان با تمدن و دنیای مدرن در تناقض است.
عصبیت و برتری طلبی طایفه ای جریان فکری و سیاسی را به نام طایفه گرایی و قبیله گرایی ایجاد میکند که بیشتر ازهمه در جریان بحث انتخابات نمایندگی مجلس شورای اسلامی و شورای شهر خود را بروز می دهد. انتخاب بر اساس چنین تفکر و میزانی راه را برای برگزیدن افراد توانمند و شایسته دشوار میسازد و به کارگیری افکار و اندیشه های خلاق را با تنگنا روبرو میکند.
جامعه طایفه گرا، جامعه ای است بی شکل و توده ای تفاوت چنین جامعه ای با یک جامعه مدنی در آن است که در جامعه توده ای تصمیمات سیاسی افراد بر اساس معیارهای قبیله ای و طایفه ای اتخاذ میشود در حالی که در جامعه مدرن و پیشرفته افراد بر اساس منافع دراز مدت و عقلانی و برای پیشرفت و آبادانی کلیه افراد جامعه تصمیم میگیرند.
این بدین معنی نیست که چون افراد شایسته و لایق در فلان طایفه هستند نباید آنها را انتخاب کنیم بلکه مقصود آن است که باید انتخاب ما از روی عقلانیت و شایسته سالاری باشد و اگر فردی واقعاً توانایی و لیاقت اداره اموری را دارد باید با قاطعیت از او حمایت کنیم حتی اگر از قوم و قبیله و طایفه ما نباشد .
پدیده قومیت وعشیره گری در استان خوزستان حتی به افراد تحصیل کرده سرایت کرده است، آنها به خاطر به دست آوردن منافع شخصی و پست و مقام به کاندید طایفه ای رأی میدهند و متأسفانه این وضعیت به موضوع قومیت گرایی و قبیله گرایی مشروعیت میبخشد و آن را نهادینه می کند و نخبگان فاقد طایفه و عشیره را به حاشیه میراند.
اين موضوع اگر چه ممکن است در کوتاه مدت به نفع وي يا قبيله اش باشد اما در درازمدت به اهداف توسعه منطقه که تمام اقوام و قبيله ها را تحت پوشش مي گيرد خسارت جبران ناپذیری وارد می کند.هر انتخابي که توسط هر فرد صورت مي گيرد بر چشم اندازهاي آن منطقه تاثير ميگذارد.
در آخر از نظر نویسنده تقویت احزاب وتشکل های مدنی، ایجاد سندیکا و اتحایه ها ، برگزاری همایش و سیمنارها ،بررسی هاس آسیب شناسانه، نقش نخبگان واساتید دانشگاهها در دراز مدت می تواند تاثیر ونقش مخرب رفتار رای دادن براساس عشیره وطایفه را کاهش دهد.
موسی محمدی احمد محمودی /کارشناس ارشد علوم سیاسی