به کانال ما در ایتا ملحق شوید

 

آی دی «پایگاه خبری عصرجهان» در «ایتا» و سایر شبکه های اجتماعی -به کانال ما «ملحق» شوید
asrejahan@

اخبار عمومی
اعلام وصول 2
 
 
 
18725
تاریخ انتشار: 1394/10/28 23:47
اخلاق موضوعی فردی که تمام مویرگهای جامعه را در بر میگیرد و نقش آفرینی میکند،و این مددکار اصلی قانونمداری و اجرای قوانین و اجتماعی در جهت برقراری حقوق شهروندی و دولتی هرکشور میباشد.

"رحمت الله دانا" اندشگر اجتماعی اجتماعی  در یاداشت ارسالی با عنوان "ارتباط متقابل اخلاق و قانون" در پایگاه اطلاع رسانی "عصرجهان" نوشت:

در گذرتاریخِ بشری همیشه اخلاق نقشی محوری بر تمام رفتارها و عملکردهای فردی و گروهی ایفا کرده است.

و این محوریت توأم با حفظ آزادی و حقوق و نیازمندیهای اصیل فرد و اجتماع تعریف و تمجید شده است.

شما فرض کنید در یک تیم اجرایی,اخلاق حضوری عملی نداشته باشد،چه اتفاقات غیرانسانی و حقوقی رخ خواهد داد؟از جمله بدعتگرایی در متن قانون!
بی اعتمادی،بی حرمتی،بی عدالتی،تحجر،بی وجدانی،عدم آزادی،فساد در تمام امور،و...

اخلاق از جمله بنیادیترین نهادهای مشترک بین اصالت فرد و اصالت اجتماع می باشد،همانطور که قانون نیز از جمله مشترکات فرد و اجتماع می باشد.

در این مقوله کوتاه به روابط و اهداف بین قانون و اخلاق را مورد تحلیل و بررسی قرار میدهم.!
برای توجه بیشتر به این مقوله باید گفت؛که اخلاق و رعایت اخلاقیات در تمام سطوح جامعه ی انسانی امری پرورشی در نهان و نهاد افراد و نهاد خانواده می باشد،چنانچه ننگی که بر پیشانی قانون میتوان چسباند ننگ زهر چشم و سوءاستفاده سیاسی از توده در سرکوب نخبگان یک کشور در هر لباس حزبی و قومی می باشد!!.

اخلاق از جزء به کل حرکتِ جوهری و محوری دارد,و از کل به جزء شأنی مسءولیتی و معرفتی دارد،که عدم توجه به آن بی مهری و بی اعتقادی محض به جامعه انسانی در برابر خداوند مقتدر و شاهد مطلق،را به همراه خواهد داشت!

بعبارتی هم نهاد خانواده را باید مورد توجه بعنوان کوچکترین اجتماعِ مؤثر جامعه قرار داد،و هم فردیت که تشکیل دهنده ی گروه و اجتماعات و در نهایت یک جامعه ی ملی و کشوری می باشد..

در یک جامعه مبتلا به بیماری،،کل جامعه را بیمار نمی شناسند که،بلکه عوامل ویروسی را شناسایی و دفع می کنند.

در مقوله اخلاق فردیت را شناسایی و مدارا میطلبد،چرا که اخلاق از درون به بیرون سیرِ نمایان دارد!
شما ببینید که اگر این موضوع در جامعه خوب تعریف و در نهان و درون افراد بشکل انسانی و عقلانی پرورش داده شود،بلاجبار جامعه ای سالم و پاک را ما شاهد خواهیم بود.

اخلاق سیاسی،اخلاق اقتصادی،اخلاق فرهنگی و اخلاق اعتقادی ،همه به ذات و ماهیت درونی افراد آن اجتماع بر میگردد..!
که چقدر دارای سلامت روحی و روانی و فکری می باشند.
اما اگر بداخلاقی بعنوان یک ارزش در جامعه رخت پهن کند,در بستر زمان فرهنگ میشود،سیاستِ دولتی و محلی میشود،مفاسد اقتصادی نوعی زرنگی و منطق تلقی میشود،و کلا جامعه دچار وبه سمت آفت ها و تعفن رفتارها و کردارها جهت گیری میکند..!

بنابراین,جامعه ای که دارای افراد و سیستم اجتماعی بداخلاق و مملو از فساد اخلاقی می باشد،دیگر جایگاه و فضایی برای قوانین حقوقی و قانونمداری نخواهد داشت..!

پس لازمه ی ارزشمندی قانون در گام اول اخلاقمداری می باشد، همانطور که آزادی مقدم بر عدالت و قانون می باشد،و دردآورتر اینکه ننگ بداخلاقی در متن قانون یک ماده و اصل لحاظ اجرایی بشود..!

این اخلاق است که سرتعظیم و التزام قانونمداران را به قانون خم می کند،این اخلاق انسانی و ایمانی است که غرور جاهلانه را در مقابل شکوه عاقلانه ذبح می کند،این اخلاق حقوقی و انسانی است که بی عدالتی و نفی آزادی را لغو و برابری و شایسته سالاری را ارج مینهد.
وگرنه همین قوانین را میشود برای جنگل و مقامات جنگلی دیکته کرد و تدوین نمود..!!

در ضمیر اخلاقیات مسئولیت موج میزند،در ذات قانون آزادی موج میزند،در نفس آزادی و اخلاق,التزام به قانون اساسی,,صحیح,, موج میزند،
مگر میشود یکی برای آزادی بمیرد ولی اخلاقمدار نباشد و در راه قانون شکنی گام بردارد؟!
مگر میشود مسئولیت توده را بدون استرسِ مرتکب شدن به بداخلاقی و بی قانونی و عدم آزادی پذیرفت؟!
مگر میشود انسان بود و برای انسانیت ارزشی قائل نبود؟!

یادش بخیر مباد, آنکس که دروغ را سرلوحه ی سیاستمداری خود!
و طمع را سرلوحه ی خزانه داری خود!
وبداخلاقی را سرلوحه فرهنگ خود!
و تحجر را سرلوحه ی مذهب و دین خود!
و بی خیالی را سرلوحه ی رهبر بودن خود قرار دهد..!
یاد هرآنکس که اینگونه است،،
بخیر مباد..

نتیجه گیری؛

اخلاق موضوعی فردی که تمام موی رگهای جامعه را در بر میگیرد و نقش آفرینی میکند،و این مددکار اصلی قانونمداری و اجرای قوانین و اجتماعی در جهت برقراری حقوق شهروندی و دولتی هرکشور میباشد.
و قانون پرتوی از بالا به پایین دارد که سایه سار آرامش شهروندان و جامعه می باشد.
و این دو مقوله "اخلاق" و "قانون" هر دو زائیده ی هم و در حضور جز و کل بودن خود میتوانند،معکوس هم هم ظاهر بشوند،باشد که روحیه سیاسی توده و نخبگان با حمایت اخلاقگرایانه زمامداران تقویت بشود،و تاریخ برای آنها به فرومایگی اخلاقی یاد نکند ..!!
انشالله

سپاس از خداوند جان وخرد
رحمت الله دانا


بیشتر بخوانید :


کانال تلگرام عصر جهان



ثبت نظر

نام*
ایمیل(اختیاری)
نظر*