در هر صورت مقتدایی با کارنامه ای قابل قبول رفت اما مطرح کردن بعضی از مدیران رفوزه که مثل کدخدا ملاقادر از خود متشکر هستند
پایگاه اطلاع رسانی عصر جهان/محمد شریفی
حکایت یکم: عجالتا بخاطر اینکه به تریج قبایی کسی برنخورد ,حکایت کدخدای رند بلاد خودمان را به افغانستان بردم ,... لولیان شیرین سخن چنین حکایت نمودند که: ملا قادر از جمله مردان رندی بود که مردم نظیرش را کمتر دیده بودند ,رندی و سخنوری؛ چالاکی و دو دره بازی این مرد در مرتبه ای قرار داشت که قلم و زبان از توصیف و گفتار ان در جا می زنند. رند موصوف در اواخر سلطنت محمد ظاهر شاه از طرف شیر محمدخان والی بلاد قندهار به عنوان کدخدای ابادی شریف اباد !!! منسوب می شود.. اولش کدخدا خوب درخشید اما بعدش شروع کرد به سر بریدن با پنبه و کاشتن بذر نفاق در بین مردمان روستا و از این حیلت تا توانست از توبره و اخور خورد و دنبه کرد....کم کم مردم اهالی به خود امدند,لوی جرگه تشکیل دادند. برای مقامات و از جمله برای شیر محمد خان عریضه و طومار نوشتند و ردپای کدخدا ملا قادر - را به وضوح تشریح کردند.....القصه حاکم قند هار درروزچهارشنبه کدخدا ی شریف اباد را جلب می کند و خروس را از قبایش بیرون می کشد و مشت محکمی هم تو دهانش می زند و از کدخدایی خلعش می کند.....کدخدای مغضوب و معزول به پای حاکم افتاد گریه و التماس می کند که کدخدایی را ازش نگیرد .....اما خان تصمیمش را محکم گرفته بود و به نوکرهاش دستور میده که ملا قادر را باخفت بیرون بیندازند و چنین می کنند....یکی از اهالی روستای شریف اباد .که از حسن اتفاق از درب دارالعماره ی حاکم رد می شد , متوجه حال روز کدخدا می شود ,نگاهی به زخم های سر و صورت و گریبان پاره پوره وی می اندازد و می گوید کدخدا چه شده است ,؟؟؟ کدخدا سریع خودش را جمع کرد ,بادی به غبغب انداخت و با ژستی پیروزمندانه به هم ولایتی اش می گوید : والی قندهارمن را خواست که علاوه بر کدخدایی ابادی خودمان کدخدایی دو ابادی دیگر و بخشی از ولایت قندهار را هم بعهده بگیرم!! من گفتم وقت ندارم....حالا که اینطوره من از کدخدایی ابادی خودمان هم استعفا می دهم و حاکم هم به اکراه استعفای من را قبول کرد.
به این میگن نهایت پر رویی !!!!!!!!!!!!!

حکایت دوم : مردم اهالی بعد از برکناری کدخدا به سه دسته تقسیم شدند ..یک عده باور کردند که ملا قادر , ادم قدرت طلبی نیست ..حکم کدخدایی سه ابادی و نصف ولایت قندهاررا بهش دادند اما او زیر بار زور ارباب نرفت
یک عده دیگه به این باور رسیدند که دست کدخدا و والی تو یک اخور است.عده ای هم می گفتند که روز چهارشنبه که شیر محمد خان کدخدا را احضارکرده عزل شد.
اما هیچکس دنبال اصل ماجرا نرفت.در هر صورت مقتدایی با کارنامه ای قابل قبول رفت اما مطرح کردن بعضی از مدیران رفوزه که مثل کدخدا ملاقادر از خود متشکر هستند.در شبکه های مجازی توهین به مردم قهرمان و حماسه افزین خوزستان است .فلذا از دوستان فعال در شبکه های مجازی در خواست می شود فتیله ها را پایین بکشند و از طرح گمانه های بی اساس خودداری نمایند .این نکته را هم اضافه نمایم در بین گزینه های مطروحه و شایعه شده نام بعضی از بزرگان که در حقیقت جزو مفاخر ملی هستند اورده شده است. مثل دکتر قبادیان،دکتر شجاع پوریان و دیگر عزیزان که روحشان هم از این حکایات بی خبر است.
حکایت اخر: این روزها هر ننه قمری تو گروههای واتساپی و کانال های تلگرامی طبق میل خودش یگ گزینه را به عنوان استاندار جدید معرفی می کند و تا الان 185 گزینه به همین سیاق در گروههای مجازی معرفی شدند.