عصرجهان: در يك دهه اخير بازيكنسازي تمام عياري كه چند تيم اهوازي و آباداني روزگاري بدان معروف بودند رنگ باخته و تمام تيمهاي فوتبال ما رفتهرفته به مصرفكننده تبديل شدهاند. آياهيچ زماني باشگاههاي اهواز خواهند توانست همچون دهه 60 بازيكن بسازند؟ اگر نخواهيم افراد را در اين مصرفگرايي سهيم بدانيم و از بين رفتن بازيكنسازي را تنها حاصل موج جديد فوتبال خوزستان تلقي كنيم، از واقعيت دور شدهايم.
باشگاههاي سازنده از مديران، مربيان و بازيكنان خود ضربه سنگينتري پذيرا شدهاند تاجريان تحول يافته فوتبال ما. وقتي در يك باشگاه يك مربي كه نرخ چندين ميليون سرسامآور دارد در راس كار قرار ميگيرد، ديگر جايي را براي تعصب و سازندگي باقي نميماند! وقتي يك مربي حضور فرداي خود را به نتيجه امروز تيمش مربوط بداند آيا دليل عقلاني براي رفتن به سوي سازندگي وجود دارد.
مربيان حاشيه امنيت ندارند، اين حاشيه امنيت را مديران(صاحبان توقع) از آنها سلب كردهاند! همان چيزي كه عده ای زیاد از مربیان در مصاحبه های خود به آن اشاره كرده اند و گفته كه ديگر سازندگي در فوتبال نتيجهگرا كشورمان معنايي نخواهد داشت. اما سطح توقع روز به روز بالا ميرود، توقعات و واقعيات همخواني ندارد، چه بايد كرد؟! از چه راهي بايد وارد شد؟!اگر فوتبال ما در مقطع فعلي راهحل پذير است، بايد كوتاهترين راه را انتخاب كند يا ميانبر زد! بايد كار را از آن جا كه هيچ كس ياراي برابري و زورآزمايي با آن نيست، متحول كرد! بايد كار را به دست كاردان داد.بايد تغييرات اصولي پذيرد، در حرفه پرخطري چون ورزش و در ورزش پرطرفداري چون فوتبال از هيچ چيز نبايد هراس داشت، براي شروع مجدد همين باشگاههاي سازنده مساعدترين محيط را دارند هنوز مايههاي اميدواري در اين تيمها ديده ميشود، فوتبال ما هنوز مربي سازندهاي دارد، پس ميتواند سازندگي هم داشته باشد. اگر باشگاههاي سازنده در ردههاي نوجوانان وجوانان و سپس اميد دست به كار شوند، آنگاه اميدها بار ديگر و بعد از سالها زنده ميشوند.