تو نخست اخلاق خود را اصلاح كن تا من مساحت سطح گردو را تعیین كنم. تو به اصلاح اخلاق خود محتاجتری از من به تعیین مساحت سطح این گردو
پایگاه اطلاع رسانی عصرجهان/محمد شریفی✍✍
حکایت یکم : در حکایات و داستانهای اموزنده چنین نقل شده است که؛ "ابوعلی بن سینا هنوز به سن بیست سال نرسیده بود كه علوم زمان خود را فرا گرفت و در علوم الهی و طبیعی و ریاضی و دینی زمان خود سرآمد عصر شد. روزی به مجلس درس ابوعلی بن مسكویه، دانشمند معروف آن زمان، حاضر شد. با كمال غرور گردویی را به جلو ابن مسكویه افكند و گفت: «مساحت سطح این را تعیین كن. ».
ابن مسكویه جزوه هایی از یك كتاب كه در علم اخلاق و تربیت نوشته بود (كتاب طهارة الاعراق ) به جلو ابن سینا گذاشت و گفت: «تو نخست اخلاق خود را اصلاح كن تا من مساحت سطح گردو را تعیین كنم. تو به اصلاح اخلاق خود محتاجتری از من به تعیین مساحت سطح این گردو. » .
بوعلی از این گفتار شرمسار شد و این جمله راهنمای اخلاقی او در همه ی عمر قرار گرفت."
جناب مولانا مقتدا والی معزول اول می خواست از والی جدید حکیم غلامرضا شریعتی مساحت گردو را بپرسد اما منصرف گشت و پرسش دگر طرح نمود که یک سرش به خیاط خانه های بهبهان و سر دیگرش به عینک ریبون ابادان و تیم فوتبال برزیل ختم می شد.مولانا از کلید گفت و کلید ساز واز نفی ولینعمت خود گفت.....و گفت و گفت اما مثل قلندر نگفت و وعده ی سایر ناگفته ها را در چاپ کتاب در دست تالیف داد...
حکایت دوم: جماعت رند و زیرک و زبل و یاران غار و گرمابه جناب مولانا مقتدا به محض انکه ردای والی را در قامت حکیم شریعت پناه قطعی و حتمی و برازنده یافتند .پشت بر مقتدا نمودند و برای حکیم سرور و شادمانی نمودند و در جرگه ی صحابه و یاران اندر امدند.خدا خودش به همه ی ما رحم کند.
حکایت سوم والی اعظم جدید بحمدالله هوشش سرشار است و جوان است و تازه تر و مملو از شور و نشاط و تلاش ...انجنان که مولانا شیخ ولی الله شجاع پوریان طالع اش را گرفتند.دورنمایش روشن و اظهر من الشمس است.قطع به یقین تعبیر همان است..انشا الله منشا خیر و رحمت بادا
تتیجه گیری...دورنمای حکیم امید بخش و افق های او روشن است.