ماهشهر شده مرکز اشرار به ما چه؟---دارد سه هزار آدم بیکار به ما چه؟
این مردم بدبخت و بدهکار به ما چه؟--- بالا برود مصرف سیگار به ما چه؟؟
پایگاه اطلاع رسانی عصرجهان/رسول سنایی
برای آتش سوزی پتروشیمی ماهشهر
بردند سرکار پسر خاله ی خود را
حتی پدر پیر نود ساله ی خود را
ماشین و ون و تسمه و نقاله ی خود را
حالا چه کند شرکت جزغاله ی خود را؟؟
با این همه ای کاش که اینبار نسوزد
هرچند ندادند به ما کار، نسوزد
دادند به صد وعده و ترفند فریبم
تا صحبت سود است فقط بنده غریبم
از آن همه آیا شده جز دود نصیبم؟
یا یک تومن از حق خودم رفته به جیبم؟
با این همه ای کاش که اینبار نسوزد
خوب است امید منه بیکار نسوزد
ماهشهر شده مرکز اشرار به ما چه؟
دارد سه هزار آدم بیکار به ما چه؟
این مردم بدبخت و بدهکار به ما چه؟
بالا برود مصرف سیگار به ما چه؟؟
با این همه ای کاش که این بار نسوزد
تا کارگر و شاطر و نجار نسوزد
آن اولش از من چقدر کار کشیدید
بدبختی من را وسط ،،تیر،،ندیدید
بی زحمت و بی رنج سر سفره رسیدید
هی پول دراورده و هی خانه خریدید
با این همه ای کاش که این بار نسوزد
این خانه ی روی سرم آوار نسوزد
ده سال فقط بنده عرق ریختم آنجا
عمری نفس و نا و رمق ریختم آنجا
تیرآهن و فولاد و ورق ریختم آنجا
آیا عرق و اشک به حق ریختم آنجا؟؟
با این همه ای کاش که اینبار نسوزد
ای کاش که آن زحمت بسیار نسوزد
این کندو اگر هست خدایا عسلش کو؟؟
تولید نمودست ولی ماحصلش کو؟؟
ان وعده ی شیرین شماها عملش کو؟؟
آن مخزن و آن تاور و برج و دکلش کو؟؟
با این همه ای کاش که این بار نسوزد
آن دشت پر از درهم و دینار نسوزد
باید بکشم من همه بیگاری آنرا
هرسال فقط هل بدهم گاری آنرا
بر دوش کشم نام فدا کاری آنرا
بدبختی و بیماری و بیعاری آنرا
با این همه ایکاش که اینبار نسوزد
تا سینه ی هر مرد فداکار نسوزد