بازیهای پسرانه را بیشتر دوست داشتم مثلا هیچوقت عروسک بازی نمیکردم اما تکواندوکار بودم و کوهنوردی میکردم.
عصرجهان:در فیلمهایی مانند قربانی، دو نیمه سیب، مهمان مامان و سوپراستار بازی کرده است؛ اما با بازی در سریال مسافری از هند در بین عموم مردم به شهرت رسید. این بازیگر نقش ناریه (همسر اول مختار) را درخشان بازی کرد و باز هم مورد توجه قرار گرفت.
مقانلو فقط به بازیگری اکتفا نکرده و نوشتن کتاب آشپزی و اجرای برنامه دستپختهای خودمانی را هم به کارنامه خود افزوده است.
او در زمینه طراحی و تولید لباس (مِزون) هم فعال است. همسرش از فوتبالیستهای قدیمی است.
دو پسر به نامهای ارشیا و آرین دارد. خانواده مقانلو بین ایران و آمریکا در رفت و آمد هستند. با مقانلو درباره سبک زندگی و علاقهمندیهایش همصحبت شدیم.

نسرین مقانلو در کنار حرفه بازیگری، شغل دیگری را هم تجربه کرده است. آیا آیندهنگری و نبود امنیت شغلی و مالی در حرفه بازیگری، شما را به این سمت برده است؟
بیشتر مردم میدانند کسانی که در حرفههای مختلف هنری فعالیت میکنند، امنیت کاری و مالی ندارند، آنها نمیتوانند پیشبینی کنند فردا چه اتفاقی رخ خواهد داد. برای بازیگرانی که نقشهای خوبی بازی کردهاند و دیگر نمیتوانند به پذیرفتن نقشهای سطحی، جواب مثبت بدهند این شرایط شکنندهتر است. با همه اینها معتقدم که نباید هیچکس فقط در یک حرفه متمرکز شود. نباید این نگاه وجود داشته باشد که من بازیگر نباید مثلا دکلمه کنم یا اجرای برنامهای را به عهده بگیرم. ادعایی در زمینه اجرا ندارم اما تلاش میکنم این کار را خوب انجام دهم.
همان ضربالمثل قدیمی که میگوید نباید همه تخممرغها را در یک سبد قرار داد؛ آدمها هم نباید تواناییهای خود را فقط در یک حرفه متمرکز کنند؟
هر آدمی یک حرفه اصلی دارد اما میتواند به آن شاخ و برگ بدهد، هم در جهت کمک به خودش و هم دیگران. مثلا اگر من میتوانم بنویسم چرا نباید این کار را انجام بدهم؟ اگر صدا و فن بیانی مناسب دارم که مورد توجه دیگران قرار میگیرد، چرا نباید از آن استفاده کنم؟ این فعالیتها در وهله اول به خود ما آرامش میدهد. از طرف دیگر من به عنوان مادر و همسر، خانوادهای دارم که باید برای مراقبت از آنها آموختههایم را افزایش دهم و درباره همه چیز اطلاعات لازم و مفید داشته باشم. حرف مادربزرگم را آویزه گوشم کردهام که همیشه میگفت، یاد بگیر کارهای خانهات را خودت انجام بدهی. عادت دارم که بیشتر کارها از جمله خرید و پخت و پز را خودم انجام بدهم، حتی زمانی که سرکار هستم. خانواده و کارم را دوست دارم به همین دلیل سعی میکنم بین آنها توازن ایجاد کنم. کتاب آشپزی نوشتهام چون دوست و آشنایان درباره پخت برخی غذاها از من توضیح میخواستند و همین انگیزهای شد تا کتاب آشپزی بنویسم و دانستههایم را در اختیار همگان قرار دهم.
چنین به نظر میآید انرژی درونی زیادی دارید؟
از یک جا نشستن و بیکاری خیلی زود خسته میشوم. از بچگی خیلی شاد و بازیگوش بودم اما کارهایی نمیکردم که دردسرساز شود. از درخت بالا میرفتم، ورزش میکردم و به دوچرخهسواری و شنا خیلی علاقهمند بودم. بازیهای پسرانه را بیشتر دوست داشتم مثلا هیچوقت عروسک بازی نمیکردم اما تکواندوکار بودم و کوهنوردی میکردم.
برخی معتقدند اگر با علاقه و عشق کار کنی، پول به سمت تو سرازیر میشود با این تفکر موافقید؟
با این تفکر موافقم که هر کسی در هر جایگاهی هست نباید کمفروشی کند. اگر خدا از کارت راضی باشد به پولت هم خیر و برکت میدهد. من پول را دوست دارم اما همیشه گفتهام که ما باید پول را بخوریم نه این که پول ما را بخورد! برخی آن قدر به فکر جمع کردن پول هستند که فراموش میکنند باید از آن برای زندگی بهتر استفاده کنند، به همین دلیل با مشکلات زیادی روبهرو میشوند. به نظرم یکی از راههای موفقیت، درست قدم برداشتن در مسیرهایی است که انتخاب میکنیم. معتقدم در هر کاری باید نامی نیکو از خود به جای بگذاریم.
پس به روزی حلال معتقدید؟
بر این باورم اگر کسی از روی نارضایتی پولی به من بدهد، آن پول برایم نخواهد ماند. من با این نوع تربیت بزرگ شدهام. در خانوادهای متولد و رشد کردهام که لقمه حلال برایشان اهمیت زیادی داشته است.
کمی از خانواده پدریتان برایمان بگویید؟
اولین فرزند یک خانواده سنتی هستم. پدرم از موزیسینهای قدیمی است. زمانی که میخواستم وارد حرفه بازیگری شوم با مخالفت شدید خانواده پدری روبهرو شدم اما از آنجا که من از اول وقتی فکر میکردم کاری که میخواهم انجام بدهم درست است، آن را انجام میدادم، وارد حرفه بازیگری شدم و خدا را شاکرم که خانواده پدریام اکنون از من راضی هستند و باعث افتخار آنها هستم.
طاهره آشیانی - جامجم
بیوگرافی نسرین مقانلو
نسرین مقانلو متاهل و متولد سال 1347در تهران میباشد.
او فعالیت بازیگری خود را با فیلم امید در سینما آغاز کرد و با بازی در فیلم همسر بیشتر مورد توجه قرار گرفت. او پس از بازی در فیلم نابخشوده چند سالی را خارج از کشور گذراند. وی سپس به ایران بازگشت و بازی در سینما و تلویزیون را ادامه داد. بازی در فیلم مهمان مامان وی را به عنوان یک بازیگر توانا مطرح کرد.
من به واسطه فعالیت پدرم در رشته موسیقی و مادرم در تئاتر با فضای هنر آشنایی کامل داشتم، به همین دلیل از زمان کودکی و نوجوانی فعالیتم در زمینه تئاتر و نمایش را شروع کردم، اما زمانی که تصمیم گرفتم فعالیت حرفه ای ام در سینما را شروع کنم، با فیلم «دو نیمه سیب» کیانوش عیاری استارت زدم. یادم است برای بازی در این فیلم به همراه مادرم به رستوران رفتیم و اولین حضور من در سینما با کار آقای عیاری رقم خورد. فردای همان روز آقای عیاری به «رسول صدرعاملی» گفت یک دختر تازه وارد معرفی ات می کنم که همانی است که برای فیلمت دنبالش می گشتی؛ بنابراین با بازی در فیلم «قربانی» دومین تجربه ام رقم خورد و بلافاصله بعد از آن آقای «تورج منصوری» برای بازی در «بازیچه» از من دعوت کردند و سپس در «امید» آقای حبیب کاوش به ایفای نقش پرداختم.
آقایان دستگردی و پاکدل از من دعوت کردند برای بازی در سریال تلویزیونی «لبخند زندگی» با حضور پیشکسوت عزیزم خانم «ثریا قاسمی» که اولین حضور در تلویزیون هم برای من اتفاق افتاد. بلافاصله بعد از پایان «لبخند زندگی»، فیلم «آخرین سند» پیشنهاد شد که زمانی پخش شد که «امید» و «بازیچه» هم رفع ممنوعیت شده بودند و همزمان 3 فیلم روی پرده داشتم.
بازگشت نسرین مقانلو و به ایران…
10 سال پیش بالاخره تصمیم گرفتم با همسرم صحبت کنم و میزان دلتنگی و علاقه ام به کارم را به او گفتم، خوشبختانه او هم قبول کرد به همراه بچه ها به ایران برگردیم تا بتوانم بدون دغدغه و استرس به کارم برسم. «دختری در قفس» آقای صلح میرزایی اولین فیلمم بعد از آن دوران بود و بعد از آن برای بازی در سریال «مسافری از هند» از من دعوت شد.