علیرضا فغانی شاید مدتهاست که از ایران رخت بربسته و تابعیت استرالیا را گرفته، اما آنچه دیشب دیدیم، نه فقط مهاجرت فیزیکی، بلکه مهاجرت وجدانی او از هویت ایرانیاش بود. او از همان خاکی برخاست که امروز زیر آتش بمباران آمریکا میسوزد؛ از میان همان مردمی رشد کرد که حالا پیکر عزیزانشان را به خاک میسپارند، اما نه تنها سکوت کرد، که با لبخند و لایک، بر آن خونها مُهر بیارزشی زد
پایگاه خبری عصرجهان؛ روحالله راوی مقدم✍🏻 در سرزمینی که هنوز صدای ضجه مادران شهدای حملات اخیر در کوچههای بیپناه طنینانداز است، و در روزگاری که پیکر دانشمندان، فرماندهان، و فرزندان این مرز و بوم هنوز بر خاک آرام نگرفته، علیرضا فغانی، داوری که روزگاری بر پیشانی افتخارات ایران میدرخشید، در کنار دشمن آشکار این ملت لبخند زد، عکس یادگاری گرفت و با وقاحتی بیمرز، بر پیکر بیجان وجدان ملی پای کوبید.

شب پیش، فغانی در مراسم پایانی فینال جام جهانی باشگاهها، نه در مقام یک ورزشکار بیطرف، بلکه در قامت چهرهای بیریشه، در کنار *دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا* ایستاد. مردی که با حمایت بیقید و شرط خود از رژیم صهیونیستی، زمینهساز تجاوز مستقیم به خاک ایران شد؛ تجاوزی که هزاران زن و مرد بیگناه، نخبگان علمی و نظامی و سرداران ملی ما را به شهادت رساند؛ تجاوزی که هنوز اربعین شهدایش فرا نرسیده، و مادران داغدار لباس عزا از تن برنداشتهاند.
این تصویر، نه یک قاب ساده ورزشی، که سندی است از سقوط انسان در برابر قدرت، و معامله ارزشها در بازار نفع شخصی.
علیرضا فغانی شاید مدتهاست که از ایران رخت بربسته و تابعیت استرالیا را گرفته، اما آنچه دیشب دیدیم، نه فقط مهاجرت فیزیکی، بلکه مهاجرت وجدانی او از هویت ایرانیاش بود. او از همان خاکی برخاست که امروز زیر آتش بمباران آمریکا میسوزد؛ از میان همان مردمی رشد کرد که حالا پیکر عزیزانشان را به خاک میسپارند، اما نه تنها سکوت کرد، که با لبخند و لایک، بر آن خونها مُهر بیارزشی زد.و عدهای همچنان میگویند: «فوتبال را سیاسی نکنید». کاش میفهمیدند که سیاست، مدتهاست به متن فوتبال رسوخ کرده.
روسها را بهخاطر جنگ از تمامی میادین ورزشی محروم کردند؛
بسیاری از بزرگان فوتبال – از گواردیولا تا صلاح – در برابر نمایندگان رژیم اشغالگر ایستادند، دست ندادند، اعتراض کردند.
نه برای کسب مدال، بلکه برای حفظ شرافت.
اما فغانی؟ او حتی نتوانست اندوهی مصنوعی، چهرهای متفکر، یا یک نگاه دوپهلو برای دفاع از مردمش به نمایش بگذارد. نه تنها سکوت کرد، که با خندهای پرسروصدا به دشمن سلام گفت.
برای آنان که هنوز در توهم "پیشرفت فردی" این چهره گرفتارند باید گفت:
بله، فغانی تلاش کرد، اما هرگز نباید فراموش کرد که این تلاش، بر بستر سختافزاری و اجتماعی ایران شکل گرفت. او از خاک این سرزمین برخاست، با لابیهای داخلی رشد کرد، از رسانههای همین کشور بالا رفت، و حالا در خاک بیگانه، در کنار کسی ایستاده که خاکش را به خون کشیده است.
در این میدان، دیگر نیازی به دخالت نهادهای حکومتی نیست.
داوری را به مردم واگذارید.
و مردم این سرزمین، اگرچه کریم و اهل گذشتاند، اما خیانت را فراموش نمیکنند.
آنان که خون جوانانشان هنوز خشک نشده، پذیرای چهرهای نخواهند بود که به قیمت لبخند بر دشمن، عزت یک ملت را فروخت.
علیرضا فغانی، تو شاید داور میدانهای جهانی بوده باشی، اما امروز، در محکمه وجدان یک ملت، متهمی به خیانت خاموش.
و این داوری، بیشک سنگینتر و بیرحمتر از تمام فینالهاییست که در آن سوت زدی.
✍🏻 روحالله راوی مقدم