دو کشور روسیه و چین از قدرت های اقتصادی و نظامی در ابعاد نرم و سخت هستند و در سیاست نگاه به شرق ایران جایگاه ویژه ای دارند از سوی دیگر با توجه به همجواری ایران و روسیه و منافع مشترک این دو کشور در دریای خزر لازم است پیمان ها و موافقت نامه ها بر پایه منافع متقابل تدوین و مبادله شود
پایگاه خبری عصرجهان- هنگام تصویب قطعنامههای معروف علیه برنامه هستهای ایران در شورای امنیت سازمان ملل، آرای چین و روسیه همواره مورد توجه قرار گرفته است. نتایج آرای این دو کشور در پنج قطعنامه مختلف به شرح زیر است:

1-قطعنامه ۱۶۹۶ (۲۰۰۶): تصویب با ۱۴ موافق، ۱ مخالف (قطر). → روسیه: موافق، چین: موافق.
2-قطعنامه ۱۷۳۷ (۲۰۰۶): تصویب متفقالقول (۱۵–۰). → روسیه: موافق، چین: موافق.
3-قطعنامه ۱۷۴۷ (۲۰۰۷): تصویب متفقالقول (۱۵–۰). → روسیه: موافق، چین: موافق.
4- قطعنامه ۱۸۰۳ (۲۰۰۸): تصویب با ۱۴ موافق، ۱ ممتنع (اندونزی). → روسیه: موافق، چین: موافق.
5- قطعنامه ۱۹۲۹ (۲۰۱۰): تصویب با ۱۲ موافق، ۲ مخالف (ترکیه و برزیل)، ۱ ممتنع (لبنان). → روسیه: موافق، چین: موافق.
به نظر میرسد روسیه با ایران هسته ای در قابایت های نظامی کاملا مخالفت است و همواره در قطعنامه های پیشین علیه ایران رای موافق داده است . تاریخچه سیاستهای روسیه نشان میدهد که این کشور به دنبال وجود ایران اما ایران تضعیف شده است و در حال حاضر نیز با پروپاگاندای خود در حمایت از ایران، دو دلیل عمده دارد:
اولاً روسیه نتیجه رای گیری در شورای امنیت را میدانست و به این نتیجه رسیده است که این حمایتها دیگر تأثیرگذاری نخواهد داشت. ثانیاً، به دلیل احتمال دگیری با ناتو و مواجهه با تهدیدات جدید، این کشور بهدنبال ایجاد اتحادهای جدید و جلب حمایت از کشورهای دیگر است.
نکته جالب توجه این است که حدود ۹۹ درصد از مسئولان رده اول اسرائیل، در سطح نخستوزیر و رئیسجمهور، روس تبار یا اصالت روسی دارند، که نشاندهندهی ریشههای عمیق تاریخی بین دو کشور و تأثیرگذاری آن بر سیاستهای کنونی است.
این واقعیت که روسیه به طرز قابل توجهی در تاریخ سیاستهای بینالمللی و روابط خود با ایران تأثیرگذار بوده، نشان میدهد که همکاریها و تعاملات در این زمینه به هیچ وجه ساده و یکبعدی نیست. سیاستهای روسیه در قبال ایران بیشتر بر اساس منافع استراتژیک و امنیتی خود شکل گرفته است و نه تنها به عنوان یک حامی، بلکه به عنوان بازیگری با انگیزههای خاص خود در عرصه بینالمللی عمل میکند.
روسیه، به عنوان یک قدرت هستهای و عضو دائمی شورای امنیت، میتواند با سناریوهایی که به نفعش باشد، به شکلهای مختلفی عمل کند. این کشور همیشه بر این نکته تأکید داشته که نباید ایران به عنوان یک قدرت هستهای مستقل و بیقید و شروط در منطقه ظهور کند، زیرا این امر میتواند تعادل قدرتها را در خاورمیانه، قفقاز و آسیای میانه بههم زند و تهدیدی برای امنیت ملی روسیه محسوب شود.
از سوی دیگر، چین نیز هرچند به عنوان یک شریک استراتژیک برای ایران شناخته میشود، اما هرگز بهطور کامل از خواستههای غربی و تحریمها علیه ایران فاصله نگرفته است. این دو کشور در تعاملات بینالمللی خود، همواره ملاحظاتی دارند که باید درهر دو سوی معادله مورد بررسی قرار گیرند.
در نهایت، میتوان گفت که نباید به حمایتهای ظاهری هر دو کشور روسیه و چین از ایران در برابر فشارهای بینالمللی و تحریمها به سادگی اعتماد کرد. در پس این ادعاها، منافع ملی و استراتژیک هر کشور نهفته است که ممکن است در مواقعی با منافع ایران در تضاد باشد. بنابراین، لازم است که سیاستگذاران ایرانی با احتیاط و دقت بیشتری به این روابط نگریسته و از فرصتها و چالشهای موجود به نفع خود بهرهبرداری کنند.
این بررسیها بر اهمیت سیاستهای خارجی و دیپلماسی هوشمندانه تأکید میکند، چرا که اتخاذ تصمیمات استراتژیک در این زمینه میتواند به شکلگیری آیندهای پایدارتر و امنتر برای ایران کمک کند.
البته دو کشور روسیه و چین از قدرت های اقتصادی و نظامی در ابعاد نرم و سخت هستند و در سیاست نگاه به شرق ایران جایگاه ویژه ای دارند از سوی دیگر با توجه به همجواری ایران و روسیه و منافع مشترک این دو کشور در دریای خزر لازم است پیمان ها و موافقت نامه ها بر پایه منافع متقابل تدوین و مبادله شود لذا این یادداشت به منظور تحریک و یا تشویق به روس ستیزی نیست