اکنون آقای موحد نماینده فعلی و 6 دوره مجلس و دو نماینده ادوار مجلس به جای صدا بلند کردن باید به مردم باید پاسخ دهند که چه شد که نشد؟ باید به مردم توضیح دهند در این نیم قرن چه کردند؟چرا حتی یک کار بزرگ در بهمیی اجرا نشد؟ چرا در دوره پُر آبی و پُر پولی پروژه برداشت آب کشاورزی از پشت سد مارون با وحود اینکه مصوبه هیات دولت داشت به بن بست خورد؟
پایگاه خبری عصرجهان؛ خلیل جهان تاب
«الفُرصَه تمُّر مرِّ السَحاب فانتَهِزوا فُرَصَ الخَیّر»
امام علی (ع): «فرصت مانند ابر از افق زندگی میگذرد، مواقعی که فرصتهای خیری پیش میآید غنیمت بشمارید و از آنها استفاده کنید»
فرصت های اقتصادی برای یک جامعه هم همینگونه است وقتی فرصت از دست رفت دیگر به سختی آن فرصت تکرار می شود
زمانی در تعریف و کلنگ زنی پروژه های رعایت اصل ۴۴ -رعایت استاندارهای زیست محیطی ........ چندان جدی گرفته نمیشد. پروژههای دولتی به سادگی اجرا میشدند
یه زمانی سیاست سد سازی رونق داشت و همه برای مجریان دست می زدند
یه زمانی ساخت کارخانه، پتروشیمی و پالایشگاه کار سختی نبود تحریم نبود آب بود پول بود

اینفلوئنسرها و یا سلبریتیهای در شبکه های اجتماعی تابلوی زیست –محیطی بالا نمی بردند
اما الان اولویت ها تغییر کرد بحران آب، ناترازی انرژی و بحران های زیست محیطی به چالشهای جدی تبدیل شدهاند دیگه کسی از صاحب نظران برای سد سازی دست تکان نمی دهد
به هنگام تعریف پروژه باید مجوز محیط زیست، آب........ داشته باشید
دیگه دولت بسیاری از پروژه ها را به دلیل مغایرت با اصل ۴۴ احرا نمی کند باید بخش خصوصی انجام دهد بخش خصوصی زماتی وارد می شود که توجیه اقتصادی داشته باشد
آن وقت که این محدودیت ها نبود و در بهمیی باید پروژه های بزرگ تاسیس می شد کار نکردند حالا که اولویت ها تغییر پیدا کردند صدا بلند کردن نه تنها بی فایده و یا کم فایده است و شاید مضر هم باشد
درست کار اجرائی کار دولت است اما نمایندگان مجلس بعنوان فرد حقیقی و حقوقی ذینفوذ در سطح ملی باید لابی می کرد رایزنی می کرد که انجام ندادند
اکنون آقای موحد نماینده فعلی و 6 دوره مجلس و دو نماینده ادوار مجلس به جای صدا بلند کردن باید به مردم باید پاسخ دهند که چه شد که نشد؟ باید به مردم توضیح دهند در این نیم قرن چه کردند؟چرا حتی یک کار بزرگ در بهمیی اجرا نشد؟ چرا در دوره پُر آبی و پُر پولی پروژه برداشت آب کشاورزی از پشت سد مارون با وحود اینکه مصوبه هیات دولت داشت به بن بست خورد؟ چه بلائی بر سر معادن آهک و سلستین بهمىی نازل شد؟
ضربالمثل وجود دارد که "پول، پول میآورد." در دنیای امروز، این اصل به وضوح در صنعت و اقتصاد نیز صدق میکند.«صنعت هم صنعت می آورد» یک پالایشگاه صنایع بالا دستی و پایین دستی به همراه دارد، در حالی که ما هیچ زیرساخت و صنعتی نداریم، لذا سرمایهگذاری از بخش خصوصی حاضر به سرمایهگذاری در بهمئی نمیشود.
سرمایهگذاران به وضوح متوجه میشوند که باید در مناطقی مانند امیر حاضر، بهبهان، ماهشهر و آبادان....... سرمایهگذاری کنند و نه در بهمئی. این نابرابری در وضعیت اقتصادی و عدم توانایی در جذب سرمایهگذاری، مشکلات جدیتری برای آینده توسعه این شهرستان ایجاد میکند.
حالا فاصله شهرستان بهمئی با اقتصاد اشتغال زا بسیار بسیار زیاد شد باید برای جبران این شکاف نخبگان بهمئی مطالبه گر شوند هم افزا شوند نیاز به رویکردهای متفاوت و برنامهریزیهای مؤثر وجود دارد
باید فرصت های جدیدی خلق کرد