خالو مسعود!اگر آمدی،هورالعظیم را ببین، قطار شهری را ببین، حاشیه نشین ها را ببین،
مسعود جان ،اگر میخواهی قمر را از عقرب بیرون بکشی،باید اول دست خوزستان را از زیر آوار تصمیمهای نیمهتمام بیرون بکشی.خوزستان طالعش در عقرب است،در انتظار تغییر است
*پایگاه خبری عصرجهان؛ محمد شریفی* ✍️
🔸الف: پیشدرآمد:
الساعه که دارم این کلمات غریب را تحریر میکنم، باد صبا برایم خبر آورد که "دولت مسعود" عنقریب قصد سفر به خوزستان دارد. اما قبل از پرداختن به این موضوع، میخواهم به اتفاق ،گشتی در تونل زمان بزنیم و به دهه پنجاه برویم، بعد طالع خوزستان را بگیریم و در پایان هم یک چاق سلامتی با میرزا مسعود حکیم باشی داشته باشیم.
🔹ب: یادگیری علوم غریبه در تونل زمان
در ولایت ما، ملا خانعلی امورات یومیه و مخارج زندگی خود را از طریق سَرکتاب برداشتن، طالع گرفتن، دفع طلسمات، چِلهبُری، دعای مهر و محبت… تأمین میکرد. مردم عوام نیز به تناسب وسع خود مبلغی به عنوان حقالزحمه روی کتاب او میگذاشتند. ملا کتاب "جامع الدعوات کبیر" را از طاقچه بیرون میآورد، سپس بر اساس نام فرد بیمار و نام مادرش، در جدول حروف ابجد صغیر یا کبیر جایگذاری میکرد تا به عددی ختم شود. آن عدد را منهای ۱۲ میکرد و این عمل را ادامه میداد تا باقیماندهای بین یک تا دوازده حاصل شود و طالع مشخص گردد.
ملا، آنچه در طالع نوشته بود را با شکل و شمایل فرد مراجعهکننده تطبیق میداد. مردی با تجربه و زیرکی بود و گاهی در حل بسیاری از مشکلات مراجعهکنندگان که ناشی از اضطراب و ناکامیهای اجتماعی بودند، با تلقین درست درمانشان میکرد. بعضی مواقع هم حسابی گند میزد.
در آن زمان (۱۳۵۵ خورشیدی) من نوجوان بودم، تازه کلاس پنجم دبستان را آغاز کرده بودم و بسیار مشتاق بودم از کار ملا خانعلی سردربیاورم. ملا دندانهایش گرد بود و خیلی زود تطمیع میشد؛ من یک سال تمام پولهای توجیبیام را در قلک انداختم تا مبلغ قابل توجهی جمع شد و پیش ملا رفتم تا علوم غریبه را نزد او فراگیرم. ابتدا قبول نکرد، اما وقتی اسکناس درشت و قلمبه را نشان دادم، نرم شد و ما از حروف ابجد شروع کردیم، تا رسیدیم به طالعبینی و بعدها به صورت خودآموز، سرالمستتر مرحوم شیخ بهایی و اسرار قاسمی را مطالعه کردم.
با اینکه نگارنده این متن (محمد شریفی) دانشآموخته مطالعات اجتماعی است و دستی کوچک در تاریخ دارد، و در عالم روزنامهنگاری گاهی به صورت تند و تیز طنازی میکند، لازم میدانم پیشاپیش اقرار کنم که در مطالعات علوم جدید هیچ راهی برای درمان و توسعه خوزستان نیافتم و همهٔ راهها ختم به ترکستان و هیچستان شد. برای همین به علوم غریبه روی آوردم، شاید بتوانم با ابزار رمل و استرلاپ وضعیت خوزستان را در قاب طالعبینی رونمایی کنم. اکنون طالع خوزستان را با هم مرور میکنیم تا ببینیم آیا میتوانیم این سرزمین همیشه قمر در عقرب را سامان دهیم.
💠 ج: طالع خوزستان
نام «خوزستان» را با حروف ابجد صغیر محاسبه کردم؛ عدد ۱۱۲۴ بدست آمد. آن را بر بروج ۱۲ گانه تقسیم کردم و عدد ۸ حاصل شد، مطابق طالعبینی منجمان، این عدد برج عقرب را نشان میدهد. متأسفانه طالع خوزستان در برج عقرب است.
علمای نجوم گفته اند:
هر نامی که بار رنج بر دوش بکشد، عددش سنگین میشود.
عدد «خوزستان» ۱۱۲۴ است، اما حکمای زمانه ما، همان پیرمردهای نشسته بر لب کارون میگویند این عدد سالهاست از ۱۲ فراتر رفته؛ در اصل باید بر ۷۷ برج تقسیمش کرد تا شاید فهمید چرا این استان، هر صبح در برج دیگری بیدار میشود و هر شب در برج دیگری میخوابد!
خوزستان در طلسمِ عقربِ سالهاست که گرفتار شده است…
عقربی که هم زهر دارد، هم انرژی، هم آتش، هم روشنایی، و هم اگر غلط مدیریت شود، خدا نکند!
حکما گفتهاند: هر کس که در طالع عقرب باشد، با چالشها و بحرانهای پیچیده عجین است، مردمش برداشتهٔ حضرت ایوب پیغمبر باشند، با صبر و مقاومت خو گرفته باشند، سرزمینشان منبع عظیم انرژی محرک و آتشین باشد و هر قدمی که مردمش در کوچه و خیابان بردارند، پر از چاله و چوله و گودال، مثل جگر زلیخا باشد. زمینش پر از بحران و چالش است، پروژههایش اصلاً به راه نمیافتند و شروع نشده رها میشوند، منابعش میسوزند و دود میشوند و مردمش محکوم به صبوری ناخواستهاند. حکما افزودند: عقرب آموزگار سختیهاست، ولی زهرش، اگر درست مدیریت شود، به نیروی محرک و تغییر بدل میگردد.
و چه عجیب که خوزستان، سرزمینی که در طالع عقرب قرار دارد، هرگز آرام نمیگیرد و قمر در برج عقرب جا خوش کرده و قسم خورده که از آن خارج نشود.
▪️د: بحرانها و شاخصها
علامتهای نجومی را در نقشهٔ خوزستان سرگردان میبینم:
▪️قطار شهری پس از ۲۳ سال در کوچهٔ اول بنبست سرگردان و ناخوشاحوال است؛ گویی مریخ و زحل همدست شدهاند تا حرکتش را عقیم کنند.
قطار شهری به عدد سعد نمیرسد، چون سالهاست کلیدش گم شده؛ نه در ستارهها، در همان کشوی مدیر قبلی!
▪️فاضلاب اهواز با اینکه صدها میلیارد بودجه و حتی وام صندوق بانک جهانی دریافت کرده، همچنان در ساعت صفر متوقف مانده است و مردم در مصائب آبی و بهداشتی گرفتارند.
فاضلاب در برج «آبپریشان» قرار گرفته؛ آبی که میآید، اما جای نامناسب.
▪️جادههای مرگ مانند عقرب، تیز و بیرحم همچنان حادثههای تلخ و مرگبار رقم میزنند.
جادههای مرگ، بهجای برج حَمَل، در برج «حَملِ مصیبت» ایستادهاند.
▪️فلرهای نفتی از شدت خشم در دل برج عقرب شعلهورند.
️ فلرهای نفتی به جای نور، ظلمت تولید میکنند و مردمش سهمشان از نفت، تنها آلودگی از دود و دوده است.
▪️سوختن هورالعظیم و نیزارهای نیشکر مسابقهٔ پرتاب دود و آتش تا افقهای بینهایت گذاشتهاند.
هورالعظیم در طالع «باد جنوبی» است که هرگاه نفس میکشد، اهواز به سرفه میافتد.
▪️شاخصهای اقتصادی و آموزشی نیز کمکی به آرامش نمیکنند:
▪️تولید ناخالص داخلی استان نسبت به میانگین کشور پایین است و بسیاری از پروژههای توسعهای یا نیمهکاره رها شدهاند.
▪️نرخ بیکاری بالا و بحران اشتغال، در کنار تورم و گرانی، زندگی روزمره مردم را پر از چالش کرده است.
▪️شاخصهای آموزشی نیز مطلوب نیستند؛ مدارس قدیمی و کمتجهیز، نرخ پایین قبولی در کنکور و نبود امکانات کافی برای آموزش دیجیتال و علمی، از مشکلات اصلیاند.
شاخصهای آموزشی در قمرِ محاقاند؛ نه نوری دارند، نه امیدی برای رقابت.
▪️حکما میگویند: هرگاه انرژی برج عقرب بر زمین ملموس شود، صبر و مقاومت تنها راه بقاست و مردم خوزستان همانند فرزندان حضرت ایوب ناخواسته محکوم به صبوریاند. اما همان حکما افزودهاند: اگر این زهر با درایت و تدبیر مدیریت شود، میتواند به نیروی محرک و تغییر بدل گردد و شاید روزی این قمر از عقرب خارج شود و خوزستان نفس تازهای بکشد.
«اگر زهر عقرب درست مدیریت شود، به نیروی تغییر بدل میگردد.»
پس شاید مشکل از طالع نیست،
از مدیریت زهر است…
از آنکه معجون را با قاشق اشتباه هم میزند،
از آنکه نسخهها را بدون خواندن مهر میکند،
از آنکه آمدنش، تنها آمدن است و رفتنش، همانی که همیشه بوده.
میگویند دولت مسعود عنقریب به خوزستان میآید:
خالو مسعود بیا کمک! از شاخصهای اقتصادی و آموزشی این دیار خبر دارید؟ خالو جان، کمک میکنید قمر را از دامن عقرب بیرون بکشیم؟
خالو مسعود!
وقتی پا به این خاک گذاشتی، بدان که زخم های این دیار بدجوری ناسور کردند،
مشکل این استان ،مشکل مدیریت زمین است،مشکل راههای نیمهتمام، بودجههای نیمهجان، پروژههای نیمکاره، و تصمیمهای نیمبند است.
اگر آمدی،هورالعظیم را ببین، قطار شهری را ببین، حاشیه نشین ها را ببین،
مسعود جان ،اگر میخواهی قمر را از عقرب بیرون بکشی،
باید اول دست خوزستان را از زیر آوار تصمیمهای نیمهتمام بیرون بکشی.
خوزستان طالعش در عقرب است،
در انتظار تغییر است.
و امید… تنها چیزی است که هنوز از این خاک نرفته.
خوزستان هنوز زنده است، چون مردمش هنوز امیدوارند.
این حکایت ادامه دارد
محمد شریفی
۲۸ آبان ۱۴۰۴
اهواز