دشمن وحشی، آبادان و خرمشهر را زیر بمباران شیمیایی سنگین قرار داد؛ گازهای سمی همچون ابر مرگ بر شهر فرو ریخت و آبادان همچون کشتی معلقی در طوفان سهمگین میلرزید. هنوز طعم تلخ و سوزان گاز خردل را در گلو وریه هایم حس میکنم، هنوز زخمهای شیمیایی بر پیکرم گواه آن جنایت هولناک است
پایگاه خبری عصرجهان؛رضا پوراستاد ✍️ به عنوان رزمندهای کوچک از آن دوران که خود شاهد عبور غواصان شیر دل و رزمندگان دلاور از اروند خروشان بودم؛ در آن شبهای سرد و پر از آتش، زیر باران گلوله و در آغوش موجهای سرکش، دلم هنوز از یاد آن صحنههای حماسی میتپد و اشک شوق و غرور در چشمانم حلقه میزند. صحنههایی که پس از عبور دلاورانه، به پرپر شدن گلهای جوانی تبدیل شد که تا دل اقیانوس پیش رفتند؛ بسیاری از پیکرهای پاکشان هرگز به آغوش خاک وطن بازنگشت و همنشین اعماق دریاها شدند، تا ابد نگهبان مرزهای آبی ایران بمانند.

و چگونه میتوان فراموش کرد صبح عملیات را؟ دشمن وحشی، آبادان و خرمشهر را زیر بمباران شیمیایی سنگین قرار داد؛ گازهای سمی همچون ابر مرگ بر شهر فرو ریخت و آبادان همچون کشتی معلقی در طوفان سهمگین میلرزید. هنوز طعم تلخ و سوزان گاز خردل را در گلو وریه هایم حس میکنم، هنوز زخمهای شیمیایی بر پیکرم گواه آن جنایت هولناک است؛ اما همین رنج، ایمانمان را صدچندان کرد و رزمندگان را به پیش راند.هر ساله در سالگرد عملیات کربلای ۴، که دریایی از خون پاک جوانان این خاک را در خود فرو برد، قلبم به درد میآید از سیل تهمتها و تخریبهایی که در فضای مجازی بر پیکره فرماندهان و مجاهدان آن روزگار فرو میریزد؛ آن شیرمردانی که با دست خالی، اما با ایمانی کوهمانند،تحت فرماندهی مولا و مقتدایشان امام راحل ،در برابر لشکر متجاوز ایستادند و یک وجب از خاک مقدس وطن را به دشمن ندادند.این منتقدانِ امروز، که در سایه امنیت و آرامشی که خون همان رزمندگان به ارمغان آورد نفس میکشند، گویی فراموش کردهاند که در آن روزهای تنهایی مطلق، زیر تحریمهای جهانی و کمبود هرگونه سلاح، تنها سلاح ما ایمان بود و عشق به ایران.مولانا چه زیبا سرود: «گر نبودی امتحان هر بدی / هر مخنث در وغا رستم بدی»؛ اگر آتش امتحان جنگ نبود، هر ترسویی ادعای رستم دستان بودن میکرد. این بیت، تیری است به قلب کسانی که امروز از پناهگاههای امن خود، دلاوریهای فرماندهان و رزمندگان را به سخره میگیرند، غافل از اینکه تصمیم در دل طوفان جنگ، با اطلاعات ناقص و فشار مرگ، چه رنجی دارد.تاریخ گواه است که کربلای ۴، هرچند با قربانیهای جانگداز همراه بود، دریچهای گشود به سوی پیروزی شکوهمند کربلای ۵ و دشمن را در جای خود میخکوب کرد. اسناد جهانی و اعترافات خود دشمن تأیید میکند که ایران، با وجود برتری عظیم تسلیحاتی متجاوز، مرزهایش را حفظ کرد؛ این معجزه، جز با تدبیر حماسی فرماندهان و فداکاری بیمانند رزمندگان ممکن نبود.این ناسپاسان، که خود هرگز بوی باروت را استشمام نکردهاند، با تحریف تاریخ، شمشیر بر روحیه ملت میکشند. دفاع از آن دلاوران، نه انکار نقد، بلکه پاسداری از شرف و عزت یک ملت است؛ زیرا اگر خون آنان نبود، امروز این آسایش و آزادی در کار نبود.در پایان، از عمق جان میپرسم: اگر این منتقدان در آن شبهای اروند بودند، آیا جرأت یک گام به پیش داشتن داشتند؟ مولانا پاسخ میدهد: تنها آتش امتحان است که شیران واقعی را از مدعیان جدا میکند. ای کاش به جای تخریب، دلهایمان را به یاد آن حماسهها گرم کنیم و با غرور، تاریخ دفاع مقدس را روایت نماییم. یادشان گرامی و راهشان پر رهرو باد.
« ۵ دی ماه ۱۴۰۴»