پیروزی و تابآوری ایران در مقابل آمریکا، جرقهای برای بیداری کشورهای اروپایی و کانادا شد. کشورهایی مانند اسپانیا، ایتالیا، فرانسه و کانادا جان گرفتند و در برابر ترامپ ایستادند. آنها با صدای رسا اعلام کردند که ملتهایی مستقل هستند و دیگر تابع محض آمریکا نخواهند بود. این ایستادگی، نمادی از پایان هژمونی یکجانبهگرایانه آمریکا بود
پایگاه خبری عصرجهان؛ خلیل جهان تاب - در سال جاری میلادی، با تشدید تنشهای اتحادیه اروپا و آمریکا، جرجیا ملونی، نخستوزیر ایتالیا، به اروپاییان توصیه کرد که در برابر آمریکا و ترامپ نایستند، چرا که قدرت مقابله با آنها را ندارند. در آن زمان، ترامپ روزانه با افزایش تعرفهها، روسای دولتهای اروپایی، کانادا، کشورهای آمریکای جنوبی و شرق آسیا را وادار به کرنش میکرد. وقتی ترامپ طی یک حمله کوتاه رئیسجمهور ونزوئلا را دستگیر کرد و موضوع ونزوئلا را حل نمود، بسیاری از دولتها به این نتیجه رسیدند که هیچ کشوری توان مقابله با آمریکا در دوره ترامپ را ندارد؛ آمریکای ترامپ هم قدرتمند است و هم به هیچ قاعدهای پایبند نیست.
اما ماجرا تغییر کرد.وقتی آمریکا به ایران حمله کرد، هیچکس باور نمیکرد ایران با وجود حملات ویرانگر آمریکا، اسرائیل و متحدانش، نه تنها بیش از ۴۰ روز مقاومت کند، بلکه آمریکا مجبور به درخواست آتشبس شود.
ملت ایران با تابآوری، حاکمیت با سازماندهی راهبردی و تاکتیکی، سوار بر میدان جنگ شد، تنگه هرمز را بستند و هزینههای جنگ و قیمت نفت را بالا بردند. در دشت مهیار اصفهان، آمریکا و اسرائیل با تمام تجهیزات نظامی شکست خوردند و رسوا شدند.
آمریکا با وجود وارد کردن خسارات به ایران نه تنها به هیچکدام از راهبردها و اهداف دست نیافت بلکه مشکلی دیگر به نام تنگه هرمز به وجود آورد
این پیروزی و تابآوری ایران، جرقهای برای بیداری کشورهای اروپایی و کانادا شد. کشورهایی مانند اسپانیا، ایتالیا، فرانسه و کانادا جان گرفتند و در برابر ترامپ ایستادند. آنها با صدای رسا اعلام کردند که ملتهایی مستقل هستند و دیگر تابع محض آمریکا نخواهند بود. این ایستادگی، نمادی از پایان هژمونی یکجانبهگرایانه آمریکا بود و نشان داد که دنیا دیگر به سمتی میرود که قدرتها در انحصار یک کشور نیستند و هر ملت حق دارد سرنوشت خود را به دست بگیرد.

این تغییر رویکرد اروپا و کانادا، می تواند تأثیر مستقیمی در روابط ایران با این کشورها در آینده نزدیک داشته باشد.
البته ایران باید با هوشمندی و هوشیاری دستاوردها را تثبیت و حفظ نماید.
اما باید واقع بین باشیم یک امپراطوری و یا ابرقدرت همانند آمریکا به سرعت قدرت و هژمونی خود را از دست نمی دهد
اما با تَرک بردن هژمونی این تَرک بزرگتر، بازتر و عمیق تر خواهد شد تا فرآیند تضعیف و شکست هژمونی تکمیل گردد
گرچه قدرتهای بزرگ معمولاً با ابزارهای اقتصادی، نظامی و رسانهای سعی میکنند تا آخرین لحظه از جایگاه خود دفاع کنند.