.فتحالله کرمی رئیس انتشارات، تولیدات و ارتباطات رسانهای شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب نوشت:
*پیتر برگر و توماس لاکمن در نظریه «ساخت اجتماعی واقعیت» تبیین میکنند که واقعیتهای اجتماعی، نه اموری پیشساخته، بلکه محصول فرآیندهای مستمر ارتباطی هستند؛ چرا که ما با «روایتهایمان» است که به جهان پیرامون معنا میدهیم. با اتکا به همین بنمایه نظری، روابط عمومی در صنعت نفت دیگر نه یک واحد اطلاعرسانی صرف، بلکه کانون «برساخت واقعیت» و معمار تصویر ملی صنعتی است که حیات تمدنی و اقتصادی ایران به آن گره خورده است*
این روایتگری هوشمندانه، برای آنکه اصیل و باورپذیر باشد، نیازمند تکیهگاهی استوار بر پیشینه تاریخی خویش است. اینجاست که نقش حیاتی میراث بصری نمایان میشود؛ گنجینهای که بیش از یک قرن، حماسه تولید و جدال با صخره را در جغرافیای وسیع این مرزوبوم قاب گرفته است. این میراث عظیم، اگرچه در مناطق نفتخیز جنوب به عنوان خاستگاه این صنعت، غنایی منحصربهفرد دارد، اما ریشههای آن در جایجای این صنعت پهناور گستره یافته است. این آثار، به تعبیر "ریچارد دفت" و "رابرت لنگل" در تئوری «غنای رسانه»، همان رسانههای پُررمزی هستند که وظیفه دارند معنای اقتدار و اصالت را از دل تاریخ مشترکمان استخراج کرده و به زبان امروز، به بطن جامعه منتقل کنند. در واقع، صیانت از این حافظه تصویری، تلاشی است برای حفظ «زبان مشترک» ملی، تا روایت ما از نفت، روایتی ریشهدار و فراتر از اعداد و ارقام باشد.

اما این روایتگری، زمانی به کمال میرسد که از حالت خطی و یکسویه خارج شده و در قالب یک «پل تفاهم» تجلی یابد. طبق الگوی «ارتباطات متقارن» "جیمز گرونیگ"، روابط عمومی سرآمد پیش و بیش از آنکه سخنگو باشد، باید شنوندهای امین باشد که نفت را از محصور ماندن در میان تأسیسات رها کرده و آن را به عنوان شریانی انسانی، حیاتبخش و تمدنساز با دغدغههای جامعه گره میزند. آشتی دادن دوباره جامعه با این صنعت ریشهدار، تنها از مسیر همین گفتگوی دوطرفه و شفاف میگذرد که در آن، اعتماد، میوه صادقانه بودن روایت است.
در نهایت، استمرار در این مسیر تعاملی است که منجر به «کاشت ذهنی» مفاهیم عمیق در افکار عمومی میشود. چنانکه "جورج گربنر" باور داشت، تصویر پایدار مردم از واقعیت، محصول بذرهایی است که رسانهها در بلندمدت در ذهن آنها میکارند. رسالت غایی ما در روابط عمومی، کاشتن بذر خودباوری و افتخار در ذهن مخاطب است؛ تا جایی که هر ایرانی، تپشهای صنعت در جنوب و دیگر نقاط نفتخیز را نه یک فعالیت فنی دوردست، بلکه تپش قلب خویش و «دارایی مشترک ملی» بداند.
فتحالله کرمی
رئیس انتشارات، تولیدات و ارتباطات رسانهای