براساس نظریه بازدارندگی، بازدارندگی زمانی موفق است که هزینههای حمله برای مهاجم، به مراتب بیشتر از منافع مورد انتظار باشد.عقب نشینی ترامپ از حمله به زیر ساخت های ایران نمونه کلاسیک از موفقیت بازدارندگی نامتقارن در سطح سیستم است.جمهوری اسلامی ایران با گره زدن امنیت انرژی جهان به معادله نظامی، نقطه بهینه هزینه و فایده را بنفع خود تغییر داد.
*پایگاه خبری عصرجهان؛ نواب شهریاری-کارشناس ارشد مسائل سیاسی* _ در مرداد ۱۴۰۵، ترامپ با وجود اعلام «آمادگی کامل» نیروهای آمریکایی برای حمله به زیرساختهای ایران، برای چندمین بار از تصمیم خود عقبنشست. به نظر می رسد راز این عقب نشینی ها را باید در محاسبه هزینه-فایده در چارچوب «بازدارندگی نامتقارن» است.

براساس نظریه بازدارندگی ،بازدارندگی زمانی موفق است که هزینههای حمله برای مهاجم، به مراتب بیشتر از منافع مورد انتظار باشد.
عقب نشینی ترامپ از حمله به زیر ساخت های ایران نمونه کلاسیک از موفقیت بازدارندگی نامتقارن در سطح سیستم است.جمهوری اسلامی ایران با گره زدن امنیت انرژی جهان به معادله نظامی، نقطه بهینه هزینه و فایده را بنفع خود تغییر داد.
بر این اساس، علیرغم لفاظی های ترامپ مبنی بر از بین بردن توان نظامی ایران، تهدیدات ایران همچنان معتبر است و باید مهمترین عامل را، تهدید همهجانبه ایران دانست. ایران اعلام کرد در صورت حمله، میادین نفتی عربستان (غوار، بقیق)، پالایشگاههای امارات، میدان گازی شمالی قطر (تأمینکننده ۲۰٪ الانجی جهان) و میادین گازی اسرائیل را هدف قرار خواهد داد. این تهدید، متحدان منطقهای آمریکا را در خط مقدم هزینهها قرار داد و سران کشورهای عربی را به تلاش برای کنترل ماشین جنگی ترامپ و کاهش تنش وادار نمود.
جنگی که در ابتدا چند روزه و نهایتا چند هفته ای پیش بینی میشد، بیش از ۵ ماه به طول انجامیده است. این
جنگ، ذخایر موشکهای تاماهاوک و پدافند پاتریوت را کاهش داده و توان دفاع از پایگاههای منطقه را زیر سؤال برده است. همچنین نظرسنجی رویترز و ایپسوس نشان داد تنها یکسوم آمریکاییها از جنگ حمایت میکنند و تداوم جنگی با هزینه ۳۸ میلیارد دلاری، در آستانه انتخابات میاندورهای، گزینهای زیانبار برای کاخ سفید بود.
جمعبندی:
عقبنشینی ترامپ، نمونهای کلاسیک از موفقیت بازدارندگی نامتقارن است. ایران با تغییر معادله هزینه-فایده از سطح دوجانبه به سطح شبکهای (منطقه-جهان)، حمله گسترده را به اهرمی خودویرانگر تبدیل کرد. همانطور که قالیباف اعلام کرد: «معادله این جنگ روشن است: یا همه یا هیچکس». هزینه ازدسترفتن امنیت انرژی متحدان و بیثباتی اقتصاد جهانی، بهمراتب سنگینتر از منافع مهار کوتاهمدت ایران بود.
در پایان این وقفه یک تنفس راهبردی است نه پایان تقابل،هرگونه خطا محاسباتی می تواند معادله را بار دیگر به نقطه انفجار برساند.