به کانال ما در ایتا ملحق شوید

 

آی دی «پایگاه خبری عصرجهان» در «ایتا» و سایر شبکه های اجتماعی -به کانال ما «ملحق» شوید
asrejahan@

اخبار عمومی
اعلام وصول 2
 
 
 
323663
تاریخ انتشار: 1405/06/01 21:43
یادداشت|صابرکوکبی اصل
وقتی رسانه به جای افزایش سواد عمومی، بر تحریک احساسات سوار می‌شود؛ وقتی به جای ارائه داده و سند، «روایت» را جایگزین واقعیت می‌کند؛ و وقتی منافع پشت پرده از حق مخاطب به دانستن مهم‌تر می‌شود، اعتماد عمومی فرسوده خواهد شد.

یادداشت|صابرکوکبی اصل - رسانه زمانی معنا پیدا می‌کند که میان قدرت، جامعه و حقیقت، نقش واسطه‌ای مسئولانه ایفا کند؛ یعنی اطلاعات را راستی‌آزمایی کند، منافع عمومی را بر منافع صاحبان قدرت و سرمایه مقدم بداند و امکان قضاوت آگاهانه را برای مخاطب فراهم آورد. اما وقتی رسانه به ابزاری برای پیشبرد اهداف از پیش تعیین‌شده تبدیل شود، مسئله دیگر صرفاً «خبر بد» یا «تحلیل ضعیف» نیست؛ بلکه بحران در خودِ رسالت رسانه است.

یکی از خطرناک‌ترین شکل‌های انحراف رسانه‌ای، تبدیل «اطلاع‌رسانی» به «مهندسی ادراک» است. در این وضعیت، رسانه لزوماً دروغ نمی‌گوید؛ گاهی حتی از گزاره‌های واقعی استفاده می‌کند، اما با انتخاب گزینشی اطلاعات، برجسته‌سازی یک بخش، حذف بخش دیگر، تیترهای تحریک‌کننده و ایجاد فضای احساسی، تصویری می‌سازد که مخاطب به نتیجه‌ای از پیش طراحی‌شده برسد.
اینجاست که رسانه از «آینه جامعه» به «کارخانه تولید روایت» تبدیل می‌شود.
رسانه حرفه‌ای باید از مخاطب بپرسد: «واقعیت چیست؟»
رسانه منفعت‌محور بیشتر به این فکر می‌کند: «چگونه می‌توان مخاطب را به سمتی برد که ما می‌خواهیم؟»
این تفاوت، کوچک نیست؛ مرز میان روزنامه‌نگاری و پروپاگانداست.
مشکل زمانی جدی‌تر می‌شود که تولید هیجان، بحران و جنجال به مدل اقتصادی رسانه تبدیل شود. اقتصاد توجه بر این اصل بنا شده که هرچه یک محتوا بیشتر خشم، ترس، اضطراب یا هیجان ایجاد کند، احتمال دیده‌شدن و بازنشر آن بیشتر است. در چنین شرایطی، حقیقتِ آرام و پیچیده ممکن است در رقابت با تیتر جنجالی شکست بخورد.
اما جامعه هزینه این بازی را می‌پردازد.
وقتی رسانه به جای افزایش سواد عمومی، بر تحریک احساسات سوار می‌شود؛ وقتی به جای ارائه داده و سند، «روایت» را جایگزین واقعیت می‌کند؛ و وقتی منافع پشت پرده از حق مخاطب به دانستن مهم‌تر می‌شود، اعتماد عمومی فرسوده خواهد شد.
رسانه‌ای که مخاطب را ابزار درآمد، قدرت یا نفوذ خود می‌بیند، دیر یا زود اعتماد همان مخاطب را از دست می‌دهد.
نقد چنین رسانه‌هایی به معنای دشمنی با رسانه نیست؛ اتفاقاً دفاع از رسانه است. رسانه سالم باید بتواند در برابر صاحبان قدرت، سرمایه، تبلیغات و حتی منافع خودش پاسخ‌گو باشد. معیار حرفه‌ای بودن نیز تعداد بازدید، میزان جنجال یا حجم دنبال‌کنندگان نیست؛ بلکه میزان پایبندی به حقیقت، استقلال تحریریه، شفافیت منافع و امکان راستی‌آزمایی ادعاهاست.
بنابراین مسئله اصلی این نیست که «چه کسی بلندتر فریاد می‌زند؟»
مسئله این است که چه کسی سند دارد؟ چه کسی منافع خود را شفاف می‌کند؟ چه کسی حاضر است روایت خودش را در برابر داده و نقد مستقل قرار دهد؟
جامعه‌ای که رسانه‌هایش را بدون پرسش و نقد می‌پذیرد، فقط در معرض خطای رسانه‌ای نیست؛ در معرض سوءاستفاده از اعتماد عمومی است.
رسانه قرار نیست ذهن مخاطب را «بخرد»؛ قرار است به او ابزار فکرکردن بدهد.
و اگر رسانه‌ای به جای آگاهی، وابستگی تولید کند؛ به جای پرسشگری، نسخه آماده ارائه دهد؛ و به جای حقیقت، منافع خود را بفروشد، باید با صراحت پرسید:
این دیگر رسانه است یا بنگاه مهندسی افکار عمومی؟
چون رسالت رسانه با «بلندتر بودن صدا» سنجیده نمی‌شود؛ با صداقت، استقلال، سند و مسئولیت‌پذیری سنجیده می‌شود.



کانال تلگرام عصر جهان



ثبت نظر

نام*
ایمیل(اختیاری)
نظر*