پرویز دوید خسروی، خبرنگار و فعال رسانهای، در یادداشتی خطاب به جناب آقای دکتر مسعود پزشکیان ریاست محترم جمهوری ضمن تأکید بر نقشآفرینی همزمان اقوام مختلف ایرانی در فتح تهران، خواستار روایت منصفانه و فراگیر از تاریخ مشروطه و پرهیز از هرگونه برداشت قومیمحور شد

یادداشت|پرویز دوید خسروی
جناب آقای دکتر مسعود پزشکیان
رئیسجمهور محترم جمهوری اسلامی ایران
ایران امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند آرامش و انسجام ملی است. از همین رو، بکار بردن ادبیات و عباراتی که شائبه دامن زدن به اختلافات قومی-تاریخی دارد، باید به شدت پرهیز شود.
کشور در شرایطی حساس قرار دارد؛ از یک سو با تهدیدها و فشارهای خارجی مواجه است و از سوی دیگر، دشمنان و جریانهایی در داخل و بیرون از مرزها همواره مترصد یافتن شکافهای اجتماعی و قومی برای تضعیف تمامیت ارضی و وحدت ملی هستند.
در چنین شرایطی، انتظار از عالیترین مقام اجرایی کشور آن است که بیش از همه مراقب واژهها، نمادها و روایتهایی باشد که ممکن است ناخواسته جامعه را درگیر حاشیههایی فراتر از یک بحث تاریخی کند.
جناب آقای پزشکیان؛
سخن درباره تاریخ مشروطه، سخن درباره یک قوم یا یک منطقه نیست. مشروطه حاصل مبارزه و فداکاری مجموعهای از ایرانیان از نقاط مختلف کشور با کانون و تمرکز در بختیاری بود. آذربایجان، گیلان، اصفهان، بختیاری، تهران و دیگر مناطق ایران در این رخداد تاریخی نقشهایی داشتهاند که هر کدام باید در جایگاه واقعی خود دیده شوند.
نسبت دادن «فتح تهران» به یک فرد یا یک جریان، اگر بدون ذکر نقش سایر نیروهای مؤثر در آن نهضت بیان شود، تصویری ناقص و یکسویه از تاریخ ارائه خواهد کرد.
در روایتهای تاریخی مربوط به فتح تهران، نام سردار اسعد بختیاری به خوبی میدرخشد. نیروهای بختیاری، سردار تنکابنی، بیبیمریم و نیروهای گیلانی در کنار دیگر مبارزان مشروطه مطرح هستند. همچنین نمیتوان نقش ستارخان و باقرخان و مبارزان آذربایجان را نادیده گرفت. هر کدام از این شخصیتها و جریانها در مقطع و جغرافیای خاص خود نقشی داشتهاند و ارزش تاریخی آنان با حذف دیگری بیشتر یا کمتر نمیشود.
نگرانی من از طرح برخی عناوین و نمادها، نه از سر مخالفت با ستارخان و نه نادیده گرفتن مبارزات مردم آذربایجان است. سخن این است که تاریخ ایران را نباید به رقابت میان اقوام تبدیل کرد.
اگر قرار باشد برای ستارخان سکهای ضرب شود، مراسمی برگزار شود یا از نقش او در مشروطه سخن گفته شود، شایسته است در کنار آن، سهم و جایگاه دیگر قهرمانان مشروطه نیز دیده شود. ستارخان متعلق به همه ایران است، همانگونه که سردار اسعد، بیبیمریم، سردار تنکابنی و دیگر چهرههای مشروطه نیز متعلق به همه ملت ایران هستند.
جناب آقای رئیسجمهور؛
این نگرانی را صریح اما خیرخواهانه عرض میکنم که نباید تاریخ، ابزار رقابتهای سیاسی امروز یا زمینهای برای شکلگیری صفبندیهای قومی فردا شود. ایران امروز به «برادرکشی تاریخی» و «کلکل قومی» نیاز ندارد؛ به روایت منصفانه تاریخ و تأکید بر اشتراکات ملی نیاز دارد، آن هم توسط اهالی فن و مورخین.
ملت ایران اقوام مختلفی دارد؛ ترک، لر، کرد، عرب، بلوچ، ترکمن، فارس و دیگر اقوام، همه صاحبان این سرزمیناند. ایران زمانی قدرتمند است که هیچ قومی احساس نکند برای دیده شدن باید در برابر قوم دیگری قرار بگیرد.
از جنابعالی انتظار میرود، بهویژه در شرایط کنونی که کشور با تهدیدهای خارجی و فشارهای متعدد مواجه است، بیشتر به امور کشورداری و معیشت مردم و تورم و یکپارچگی بودجه جاری کشور و دیپلماسی برای خاتمه جنگ تمرکز کنید. نقش ماندگار ستارخان در تاریخ ثبت شده است و نیازی به هویت جدیدی ندارد.
امروز مردم از رئیسجمهور خود بیش از هر چیز معیشت، امنیت، آرامش، عدالت، وحدت ملی و ثبات در کشور را میخواهند.
جناب آقای پزشکیان؛
لطفاً تاریخ را با دقت بیشتری بخوانید و اجازه ندهید مشاوران و جریانهای سیاسی با روایتهای جناحی، تاریخ پرافتخار ایران را به میدان رقابتهای امروزی تبدیل کنند.
ستارخان را باید ستارخان ایران دانست؛ سردار اسعد را نیز سردار اسعد ایران. بیبیمریم را باید بانوی ایران دانست و مبارزان گیلان و آذربایجان و دیگر نقاط کشور را نیز فرزندان همین سرزمین.
فتح تهران و پیروزی مشروطه را نباید به نام یک قوم مصادره کرد؛ همانگونه که نباید سهم هیچ قوم و منطقهای را از این حماسه تاریخی نادیده گرفت.
آقای رئیسجمهور،
در این روزگار حساس، به جای کوک کردن ساز اختلاف، ساز وحدت ملی را کوک کنید. ایران به رئیسجمهوری نیاز دارد که همه ایرانیان را زیر یک پرچم ببیند.
این سخن، سخن یک منتقد سیاسی نیست؛
هشدار یک خبرنگار ایرانی نگران برای ایران عزیز است.