حمله موشکی آمریکا به یک مراسم عروسی در شهرستان سیریک استان هرمزگان، ۴ عضو یک خانواده از جمله یک کودک ۴ ساله را به شهادت رساند؛ استفاده از مهمات دقیق و دورایستا در این حمله، ادعای اشتباه محاسباتی را رد کرده و آن را در زمره جنایتهای هدفمند علیه غیرنظامیان قرار میدهد.
پایگاه خبری عصرجهان؛ مدیر مسئول - حمله موشکی به مراسم عروسی در منطقه کوهستک شهرستان سیریک، بار دیگر مرز میان «خطای نظامی» و «جنایت هدفمند» را به چالش میکشد. در این حادثه، ۴ عضو یک خانواده از جمله یک کودک ۴ ساله به شهادت رسیدند؛ اما آنچه این رویداد را از یک تراژدی ساده فراتر میبرد، ماهیت سلاح بهکاررفته در آن است.
ارتش آمریکا در این حمله از مهماتی دورایستا و بسیار دقیق استفاده کرده است؛ سلاحی که بهواسطه طراحی فنی خود، صرفاً برای اصابت به اهداف از پیشتعیینشده ساخته میشود. همین نکته، سنگ بنای تحلیل این حادثه است: اگر سلاح «دقیق» است و هدف «از پیش تعیینشده»، پس نمیتوان این حمله را به حساب اشتباه محاسباتی گذاشت. دقتِ فنی، در اینجا نه نشانهی احتیاط، که سندِ آگاهی و عمدی بودنِ اقدام است.
این الگو، تازه نیست. سالهاست که مراسم عروسی در عراق و افغانستان به صحنهی حملات مشابهی تبدیل شدهاند؛ حملاتی که در آنها غیرنظامیانِ بیسلاح، در شادیهای جمعی خود هدف قرار گرفتهاند. تکرار این مصادیق، نشان میدهد که هدف قرار دادن غیرنظامیان در چنین لحظاتی، نه استثنا، که بخشی از رویههای عملیاتی ارتش آمریکا در منطقه بوده است.
شهادت یک کودک ۴ ساله، وزن عاطفی این رویداد را دوچندان میکند و آن را از یک گزارش خبری به یک سند اخلاقی تبدیل میسازد؛ سندی که نشان میدهد به نام «جنگ با نظامیان و اهداف نظامی»، جانِ بیگناهان گرفته میشود. در این میان، سکوت و بیعملی جامعه بینالمللی در برابر چنین جنایتهایی، خود پرسشی جدی دربارهی اعتبار قوانین بینالمللی و ادعاهای حقوق بشری مطرح میکند.
در یک جمعبندی تحلیلی میتوان گفت: آنچه در سیریک رخ داد، نه یک خطای فنی، که یک انتخاب آگاهانه بود؛ انتخابی که در آن، دقتِ سلاح به ابزاری برای ترسافکنی و بیرحمی تبدیل شده است. تا زمانی که چنین رویههایی بدون پاسخ باقی بمانند، عروسیهای خونین دیگری نیز در انتظار منطقه خواهد بود.