صدور قانون اجرایی رفع ممنوعیتهای صادرات سیستمهای تسلیحاتی به ایران توسط ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، محکومیتهای شدیدی را از سوی اسراییل و اخطارهایی را از سوی ایالات متحده به دنبال داشت.
عصرجهان:درحالی که مسکو هنوز باید درمورد زمان آغاز تحویل این سامانه تصمیم نهایی خود را اتخاذ کند، تهران مدعی است، بر اساس توافقنامه سال 2007 این سامانه را خریداری کرده است. روشن است که صِرف احتمال آغاز تحویل این سیستم دفاعی، تغییری مهم را در ژئوپلتیک منطقه رقم خواهدزد.
پایگاه تحلیلی آمریکایی «گلوبال ریسرچ» در مطلبی با عنوان «ایران و خاورمیانه؛ چه کسانی از فروش سامانه دفاع هوایی «اس 300» روسیه به ایران می هراسند؟» به قلم «اریک دریستر»، کارشناس ژئوپلتیک و بنیانگذار تارنمای «امپریالیسم را متوقف کنید» مستقر در «نیویورک» با پرداختن به این موضوع نوشت:هرچند سامانه دفاعی پیشرفته «اس 300» سامانه کاملاً جدیدی نیست، با این حال از قابلیت دفاعی بسیار بالایی در دفاع از حریم هوایی ایران درمقابل هرگونه حمله احتمالی چه از سوی اسراییل و چه از سوی ایالات متحده برخوردار است.
از یک سو دفاع هوایی ایران با دریافت این سامانه به میزان چشمگیری تقویت خواهدشد و از سوی دیگر تحویل احتمالی اس 300 گام نمادینی در جهت ادغام ایران در ساختار امنیتی غیر ناتویی گسترده ای خواهدبودکه تحت رهبری روسیه و چین شکل می گیرد.
درشرایطی که سازمان «بریکس» متشکل از کشورهای برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی، درحال تبدیل شدن به کلمه رمزی برای جهان چند قطبی است، «سازمان همکاری های شانگهای» به عنوان یک نشست اقتصادی و سیاسی برای روابط چین- روسیه، به عنوان اتحادی اطلاعاتی- امنیتی- نظامی نیز ظهورکرده است.
احتمال پیوستن ایران به این اتحاد، از طریق شرکت در نشستهای این سازمان و در عمل از طریق قراردادهای نظامی و غیر نظامی و دیگر اشکال همکاری، نقطه عطفی هم برای ایران و هم برای جهان غیر غربی خواهد بود. درحالی که فقط چند سال پیش ایالات متحده و متحدانش می توانستند ضوابط مورد نظر خود را درمورد روابط ایران با دیگر کشورها دیکته کنند، امروز با توافق هسته ای یا بدون آن، دیگر قادر به این کار نیستند و تحویل اس300 فقط جنبه کوچکی از این موضوع است.
این برای ایران و منطقه به چه معناست؟ نخست و مهمتر از همه اینکه، ایران درحال به دست آوردن موقعیتی پایه ای در صحنه بین المللی است. اگرچه هنوز مختصات توافق نهایی از جمله رژیم نفرت انگیز تحریمها و میزان لغو آنها مشخص نیست، آنچه قطعی است این است که ایران آزادی عمل بسیار بیشتری درزمینه تعقیب همکاری های اقتصادی با شرکای بالقوه بین المللی خواهدداشت.
به طور طبیعی تبلیغاتچی های متعددی از واشنگتن گرفته تا تل آویو از فرصت استفاده کرده اند تا حرکت روسیه در برداشتن ممنوعیت فروش سلاح به ایران را نشانه ای از سیاست «فاجعه آمیز» دولت اوباما در زمینه «دلجویی» از ایران تفسیرکنند.
«یوال اشتاینیتز»، وزیر اطلاعات و روابط بین الملل اسراییل در اظهار نظری درمورد این تصمیم روسیه، آن را «نتیجه مستقیم حقانیتی» دانست که «ایران در نتیجه توافق هسته ایِ در حال آماده شدن به دست آورده است».وی افزود: رشد اقتصادی ایران که پس از برداشته شدن تحریمها به دنبال خواهد آمد، به این کشور اجازه خواهدداد خود را با سلاحهای پیشرفته مجهز کند.
چنین اظهارنظرهایی شاید بیشتر از آنچه که اشتاینیتز بتواند درک کند، فاش کننده هستند. این عبارات، به آشکار اذعان می کنند که اسراییل، «رشد اقتصادی» ایران را تهدیدی واقعی برای خود می داند.
در تضادی مستقیم با تبلیغات یکنواخت رژیم صهیونیستی درباره خواست ایران برای «محو اسراییل از نقشه جهان»، اشتاینیتز در اینجا به درستی و شاید ناخواسته اذعان
می کند که ظرفیتهای بالقوه اقتصاد ایران چیزی است که این کشور را به تهدیدی منطقه ای تبدیل می کند.اشتاینیتز درواقع اشاره ای به تفکر برنامه ریزان راهبردی اسراییل کرده است مبنی بر اینکه ایران مرکز قدرتی اقتصادی است که می تواند سرمایه گذاری غربی و غیر غربی را به یک میزان جذب کند.
چنانچه «بلومبرگ» در اواخر مارس و در آستانه دستیابی به چارچوب توافق هسته ای اشاره کرد: «ایران یک بار دیگر درحال ظهور به عنوان امتیازی بالقوه برای شرکتهای نفتی غربی است. می توان انتظار داشت که
چینی ها نیز وارد رقابت شوند، این درحالی است که شرکتهای آمریکایی با بردوش داشتن بار و میراث تحریمها، بیش از پیش به انتهای گروه رانده خواهندشد».
اما موضوع صرفاً به سرمایه گذاری مربوط نمی شود، بلکه تحویل بالقوه سامانه اس 300 روسیه به ایران محاسبات راهبردی واشنگتن و تل آویو را تغییر خواهد داد، چراکه تهدید به استفاده از نیروی نظامی که آنها آن را اهرم قدرت خود می دانند، به شکل قابل توجهی با تحویل این سامانه تضعیف می شود.
هرچند اشتاینیتز و دیگران از سلاحهای پیشرفته ای که خشونت ایران را افزایش
می دهند، سخن می گویند، اما آنها به خوبی می دانند که اس 300 یک سلاح دفاعی است که عملکرد آن دفاع از حریم هوایی یک کشور، چه در برابر موشک و چه در برابر هواپیما، است.اسراییل و آمریکا مسایل بیشتری نیز برای نگرانی دارند، به این معنا که ایران با افزایش همکاری نظامی و فناوری خود با روسیه از این موقعیت برخوردار خواهدشد که حمایت مالی و تکنیکی خود را از «سوریه» و «حزب ا...» در مبارزه مستمر علیه «داعش» و «القاعده» در سراسر منطقه افزایش دهد.
چنین چیزی البته برای دستور کار تغییر نظام در سوریه که مورد نظر ایالات متحده، ناتو، شورای همکاری خلیج فارس و اسراییل است، و البته پس از چهار سال، نشانه ای از تحقق آن دیده نمی شود، فاجعه آمیز خواهدبود. در مجموع اس 300 ها هم به شکلی نمادین و هم به گونه ای ملموس تعادل قدرت را در منطقه تغییر خواهند داد.برای درک اهمیت این اقدام روسیه باید دقت به خرج داد. جدای از اهمیت راهبردی آشکاری که این سیستم تسلیحاتی دفاعی برای کشوری همچون ایران دارد، این اقدام روسیه از نظر بین المللی نیز از اهمیتی نمادین برخوردار است. همه چیز حاکی از آن است که تهران و مسکو به شکل قابل توجهی درحال نزدیک شدن به یکدیگر هستند.
توافق اخیر درمورد همکاری نظامی میان روسیه و ایران که توسط وزیران خارجه دو کشور به امضا رسید، نمونه ای است که از این واقعیت حکایت دارد.
روسیه و ایران در برخی مسایل از منافع مشترک برخوردارند. از موضوع تنشهای سوریه گرفته تا منابع و امنیت منطقه خزر، صادرات انرژی و بازارهای جهانی. چنین موضوعات بین المللی پیچیده ای، نه تنها همکاری نزدیکی را می طلبند بلکه نیازمند درکی متقابل در گستره ای از زمینه ها هستند و این دقیقاً همان چیزی است که ایالات متحده و اسراییل را بیش از هر چیز نگران می کند، اما با نهایت تأسف برای واشنگتن و تل آویو، باید گفت، پیوستن ایران به یک نظم جهانی غیر غربی چند قطبی، ریشه هایی بسیار عمیق دارد.
ظهور ظرفیت بالقوه ای همچون ورود ایران به سازمان شانگهای تحت رهبری روسیه و چین، موازنه قدرت در آسیا را تغییر خواهدداد، بویژه با توجه به توافق عمومی ای که برای پیوستن پاکستان و هند نیز به این سازمان وجود دارد؛ چنین تحولی بلوک قدرت جدیدی را در آسیا تشکیل خواهدداد، بلوکی که دو قدرت اقتصادی روسیه و چین را در کنار اقتصادهای نوظهوری همچون هند و به میزان کمتری پاکستان قرار می دهد.
تهدید و مهمتر از آن وزنه تعادلی که این اتحاد متوجه سلطه چند دهه ای «ناتو» و نمایندگان آن می سازد، آشکار است.
در پرتو ظهور سازمانهای اقتصادی ای همچون بریکس- بانک توسعه بریکس و بانک سرمایه گذاری زیرساخت آسیا- که می توانند جایگزینی برای صندوق بین المللی پول و بانک جهانی به شمار آیند، خطوط تراز یک نظم اقتصادی و نظامی جدید را می توان آشکارتر دید.
درحالی که همه این تحولات مهم بسیار فراتر از صِرف برداشته شدن ممنوعیتها برای تحویل اس300 به ایران هستند، اما همه این مسایل، با هم مرتبط هستند. ایران همچنان که عملاً به شریک نظامی و تجاری روسیه تبدیل می شود، با نظام اقتصادی و سیاسی جهانی نیز پیوستگی بیشتری می یابد.
شاید امروز همکاری میان ایران و روسیه در زمینه سیستم دفاع موشکی بوده باشد، اما همکاری های آینده ظرفیتی بی حد و حصر خواهند داشت.
برنامه ریزان در تهران و مسکو همچون برنامه ریزان در تل آویو و واشنگتن از این حقیقت آگاهند و به این دلیل است که اس 300 ها بسیار بیشتر از موشک عمل می کنند؛ آنها نماد آینده ای چند قطبی هستند.