آدمی آه و دم از گل، بیش نیست وسوسه میل کمی، بی نیش نیست
عصرجهان:
آدمی آه و دم از گل، بیش نیست
وسوسه میل کمی، بی نیش نیست
نبش قبر کینه ها کمترتو کن
چشم بدشلوار را درویش نیست
گرقمار زندگی مهره تو روست
مهره گردست وقماری خویش نیست
تیغ گردن یا لب رگ میزند
بی لبه دان پاره آهن بیش نیست
توشه موران دانه ای سرراه شد
فوت وفن این راه بی اندیش نیست
گر حوادث دم کشد بی میل تن
قهوه ی ته استکانی کیش نیست
حرف مسمومی خیالی تیره کرد
ریشه ام جنبیده ی بی ریش نیست
شاعر: تقی جهان بخشی
