یکی از مهمترین عناصر تأخر فرهنگی در شهرستان بهمئی مبحث قومیت گرایی است.

یاسین خرم پور، کارشناس ارشد جامعه شناسی با ارسال مطلبی به به پایگاه اطلاع رسانی عصرجهان با عنوان" تأملی در باب تأخر فرهنگی در شهرستان بهمئی" اینگونه نوشت:
مقدمه:
تضاد دوران سنت و مدرنیته در ایران که قدمت آن به دوران مشروطه بر می گردد، همیشه یکی از مباحث بحث برانگیز اندیشمندان و جامعه شناسان ایران بوده و هست. در واقع مدرنیته و مولفه های آن اصول دوران سنت را به چالش می کشد، مدرنیته با معیار عقل و خرد ابزاری هر پدیده ای که با اصول آن همخوانی نداشته باشد به باد انتقاد قرار می دهد.
یکی از مفاهیمی که همزمان با تضاد دوران سنت و مدرنیته به میان می آید بحث تأخر فرهنگی (واپس ماندگی فرهنگی) می باشد. که توسط جامعه شناس آمریکایی ویلیام اگ برن مطرح گردید.
تأخر فرهنگی از نظر جامعه شناسان یکی از نکتههای مهم پویایی شناسی فرهنگی است، و در اصطلاح نوعی عدم تعادل فرهنگی به حساب میآید و به معنای تمایز اجزا یک فرهنگ از نظر آهنگ حرکت آنان است.
فی الواقع بعضی از عناصر فرهنگ، نظیر زیرساخت یا فنون و ابزارهای مادی زودتر از اندیشهها و عقاید یا سازمانهای اجتماعی دگرگون میشوند. مثلا ما در زندگی روزانه خود قادر می باشیم که لباس، اتومبیل، لوازم خانگی، محل سکونت و... خود را به سرعت عوض کنیم. آخرین تکنولوژى را از کشورهاى پیشرفته وارد کنیم اما به هیچ عنوان نمى توانیم با این سرعت افکار، عقاید، ارزشها و هنجارهاى فرهنگى (فرهنگ معنوی) خود را تغییر دهیم.
لذا به طور کلی می توان گفت که تأخر فرهنگی عبارت است: از "پسافتادگى یا عقبماندگى اجزاء و عناصر فرهنگ معنوى از فرهنگ مادى است که به نسبت در همه جوامع وجود دارد". این وضعیت در کشورهاى جهان سوم بیشتر و در کشورهاى پیشرفته و صنعتى کمتر است. که یکى از دلایل آن مىتواند زودتر صنعتى شدن آنها باشد. بدین معنى که چون اینگونه کشورها سالها است صنعتى شده و مردم از ابتدا با انواع ابداعات و اختراعات و تکنولوژى آشنا شده و در جریان تکامل آنها قرار داشته و با آنها رشد کردهاند. در نتیجه فرصت بیشترى یافتهاند تا افکار، عقاید، شیوه زندگى و الگوهاى رفتارى خود را متناسب با تغییرات تکنولوژیکى همراهى کنند. در حالىکه در کشورهاى جهان سوم وضعیت بدین گونه نبوده و هرچیزى پس از آنکه تقریباً تکمیل شده یک مرتبه وارد شده و در اختیار مردم قرار گرفته است. بدون اینکه مردم با روند تکاملى آنها رشد کرده باشند. لذا مردم فرهنگ استفاده از وسایل و ابزارهای مدرنیزاسیون را به طور کامل یاد نگرفتند.
شهرستان بهمئی به عنوان یکی از شهرهای کشور جهان سومی نیز از این قاعده مستثنی نیست. و به صورت گسترده تأخر فرهنگی را در میان شهروندان و همچنین نهادها مشاهده می کنیم. زندگی و بافت شهری و شهرنشینی به شیوه مدرن نیاز به تغییر سبک زندگی و دگرگونی در آگاهی و اندیشه شهروندان دارد ولی متاسفانه گسترش عناصر ظاهری شهرنشینی با پیشرفت در تفکر و اندیشه محقق نشد و بسیاری از آسیب های اجتماعی دامن گیر شهرستان شده است.
به طور مثال می توان یکی از مهمترین عناصر تأخر فرهنگی در شهرستان بهمئی را مبحث قومیت گرایی دانست. قومیت گرایی معلول یک بی سامانی اجتماعی است، وقتی تمام مظاهر جامعه تغییر کند و فرد مایل به حرکت به سوی ساختار جدید است، اما این ساختار دست نیافتنی است، او مجبور می شود به ابزارهای سنتی روی آورد. به قول “کیدنز” به جایی رسیده ایم که رفتار سنتی مان در مقابل رفتار نوین قرار گرفته و نه مدرن هستیم و نه سنتی، یعنی گرفتار تناقضی شده ایم که از خصوصیات جهان سوم است و ما مجبوریم در تناقض زندگی کنیم.
راهکار:
راهکاری که برای گریز از چنین وضعیتی بیان می شود؛ جامعه پذیری مدرن در دوران مدرسه، گسترش و نهادهای مدنی برای افزایش آگاهی و سواد شهروندان، تغییرات نسلی و.... می باشد.