به کانال ما در ایتا ملحق شوید

 

آی دی «پایگاه خبری عصرجهان» در «ایتا» و سایر شبکه های اجتماعی -به کانال ما «ملحق» شوید
asrejahan@

اخبار عمومی
اعلام وصول 2
 
 
 
6471
تاریخ انتشار: 1394/06/16 23:44
اسماعیل کمالی در سرمقاله ماهنامه "صدای باران" با عنوان "چرائی تند خوئی مدیران، اصحاب رسانه و جامعه" نوشت:

شماره پنجم ماهنامه فرهنگی اجتماعی صدای باران به مدیر مسئولی محمد رضا کرم زاده و سردبیری اسماعیل کمالی به تاریخ سه شنبه 17/6/94 به چاپ رسیده و فردا در پیشخوان مطبوعات استان خوزستان قابل دریافت است.

سرمقاله ماهنامه "صدای باران" با عنوان "چرائی تند خوئی مدیران، اصحاب رسانه و جامعه" به قلم اسماعیل کمالی سر دبیر نوشته شد.

اسماعیل کمالی در سرمقاله ماهنامه "صدای باران" با عنوان "چرائی تند خوئی مدیران، اصحاب رسانه و جامعه" اینگونه نوشت:

در چند روز گذشته در فضای رسانه ای اعم از مجازی و له شاهد پرخاشجویی مدیران مختلف و بالطبع، کنشی متقابل از سوی اصحاب رسانه و انتقال آن به جامعه که البته تاثیر آن در حال حاضر در شبکه های اجتماعی به سرعت رخ نما می شود؛ فارغ از اینکه حق با کیست که در حوصله ی این مقال نمی گنجد می خواهم به راهی جهت برون رفت از این گونه مسائل که حتما از دلایل اصلی اتوبان عقب رفت خوزستان است بپردازم.

 یکی از مشکلات ملی ما که استان زر گریزمان را  هم  در  برمی  گیرد  این  است  که  خطوط  دو  گانه تقریبا سیاسی مکرر در حال ضربه بر حریف فارغ از منافع ملی  و بین المللی ماست که به عنوان مثال می توان به هدیه رییس دولت  سابق  تحت  عنوان  ایجاد  کارخانه  ی  سیمان  در  بازار هدفمان مانند ، سوریه، ارمنستان و ... می باشد که با اینکه ما  جزء  بزرگترین  صادر  کننده  گان  صنعت  سیمان  بودیم حال  بدلیل  خودکفایی  بازارهای  هدف  دچار  رکود  گردیده که  البته  هزینه  ی  این  تصمیم  حزبی  را  کارگران  اخراجی کارخانه  های  سیمان  نیز  می  پردازند  چرا  که  سهامداران اصلی این صنعت به خط مقابل تعلق خاطر داشتند و البته این گونه تصمیمها در دو سری قضیه متاسفانه دارای امثال بی شمار است. سخن آنکه مواضع مسئولین در منافع ملی بدلیل کارکرد های غیر اصولی و حرفه ای باعث هزینه تراشی های ریز و درشت شده و خواهد شد که البته به نظر نویسنده خلاء حضور احزاب واقعی و ملی که رقابتشان موجب ارتقاء و توسعه گردیده و همه سلایق را منتفع خواهد نمود، می باشد  به مسائل از منظر کارکرد گرایانه نقش و کارکرد احزاب صرفاسیاسی  محدود  نخواهد  ماند.  احزاب  ،  گذشته  از  افزایش آگاهی سیاسی عمومی و مقابله با تهدیدهای خارجی و تامین امنیت ملی دارای کارکرد و آثار و فوائد اقتصادی ، اجتماعی ، و فرهنگی نیز هستند.

احزاب با برنامه و اردوهایی که برای جوانان دارند می توانند به فرایند جامعه پذیری ، احترام به قوانین، قواعد و هنجارها و آدب اجتماعی ،کاهش خشونت کلامی و رفتاری در میان آنان ،کاهش اوباش گری وندالیسم اجتماعی ،ایجاد انگیزه های تحصیلی از طریق اعطای بورس های تحصیلی و هزاران فوائد دیگر به آنها کمک کند، با برپایی اردوهای کار و سازندگی در روستاها و مناطق توسعه نیافته ،از لحاظ ارائه ی خدمات درمانی، آموزش و شیوه های نوین کشاورزی به توسعه کشور کمک کند . با بر پایی اردوهای فرهنگی،  شور  و  نشاط  در  آنان  ایجاد  نماید.  ضمن  بر  پایی اردوهای فرهنگی می توان در پاکسازی محیط زیست مثل دامنه کوه ها و سواحل دریا و رودخانه ها قبل و بعد از ایام مسافرتی و خیابان ها بعد از ایام انتخابات، استادیوم ها بعد از بر پایی مسابقات پر تماشاگر و... برنامه ریزی کرد و در میان شهروندان احساس رضایت خاطر ایجاد کرد ،کافی است به مردم اعتماد کنیم با ایجاد انجمن ها و نهادهای زیر مجموعه (NGO)  ها  و  برپایی  جلسات  مشاوره  به  کاهش  طلاق  و اعتیاد و جلوگیری از سایر آسیب های اجتماعی کمک کند . حتی چه اشکالی دارد احزابی بوجود بیایند و آشکارا از منافع صنعت  گران  تولید  کنندگان  و  کار  آفرینان  پولدار  حمایت کنند  و  وعده  تصویب  قوانین  و  تسهیل  شرایط  بدهند  که در  صورت  کسب  آراء  ضمن  آنکه  از  منافع  آنان  دفاع  کنند موجباب رشد اقتصادی ، ایجاد اشتغال ، رشد تولید ، افزایش صادرات و افزایش سطح رفاه عمومی شود ، در حالی که طبق فرمایش "مقام معظم رهبری" حق الناس است ، و انتخاب  نهایی با مردم بود.

 از طرفی احزاب کارگری و نهادهای مدافع اجتماعی را بین حقوق کارگران می تواند توازن  سیاسی آنان برقرار نمایند. مگر قرار نبود حجم دولت کوچک شود و دولت از تصدی گری دست بردارد و امور را به مردم بسپارد ،  از  آنجا  که  هنوز  دولت  بخش  بزرگی  از  اقتصاد  کشور  را در  اختیار  دارد  و  خود  به  عنوان  بزرگترین  کارفرما  ظاهر میشود لذا قهرا خود را در قبال(مقابل) کارگر قرار میدهد و هرگونه اعتراض  او را  تهدیدی  برای  خود  میشمارد،  در  صورتیکه  با انتقال  به  بخش  خصوصی  واقعی  و  نه  نهادهای  مالیات  نده و  غیر  پاسخ  گو  می تواند  اعتراضات  کارگری  را  به  طرف  کار فرمایان سوق دهد و در اینجا به جای تقابل بر احقاق حق آنها  در  کنار  و  پشت  سر  کارگران  قرار  گیرد.  احزاب  واقعی در یک جامعه ی مفروض بهترین رصد کنندگان یکدیگرند و کوچکترین حرکات یکدیگر را زیر نظر دارند. به این ترتیب بجای  بوجود  آوردن  سازمانهای  عریض  و  طویل  نظارتی  و امنیتی می توان این امور را به خود مردم واگذار کرد. مردم گزارش اختلاس ها، بریز و بپاش ها ، سو استفاده از قدرت و  ثروت  و...  به  حزب  مطبوع  خود  می دهند  و  دستگاههای دولتی وظیفه ی پیگیری را به عهده می گیرند، اگر احزاب واقعی و مردمی و نه محفلی در جامعه وجود داشتند، هرگز در میزان و حجم اختلاس ها  "هر دم رکورد شکنی"شاهد نبودیم، البته طی این مسیر به همین سادگی و راحتی هم  نخواهد بود.

بد اخلاقی در سطوحی که ذکر شد هر چند به  صورت  پدیده  ای  نامطلوب  ظهور  کرده  و  صورت یک واقعیت سیاسی- اجتماعی به خود گرفته اما این صورت نامطلوب، سرگیجه آور و دردسر آفرین بیشتر در جوامعی مشاهده می گردد که جامعه شکل بندی طبقاتی سیاسی و اجتماعی خود را نیافته یا فرصت و مجال آن را نداشته که به شکل بندی و سازماندهی طبقاتی سیاسی و اجتماعی خود بپردازد و بیشتر این تمایل در آن مشاهده می گردد که به صورت توده ای!به حیات خود ادامه دهد یا « اداره» گردد

 روز و دلتان خوش

 

 


بیشتر بخوانید :


کانال تلگرام عصر جهان



ثبت نظر

نام*
ایمیل(اختیاری)
نظر*