مطلبی از آقای آژده در روزنامه سایه منتشر گردید.
ابوالفضل بابادی شوراب فعال رسانه ای، در مطلبی با عنوان " نقدی بر مطلب آقای سعید آژده" در پایگاه اطلاع رسانی "عصرجهان" نوشت:
مطلبی از آقای آژده باعنوان "چه کسی نماینده دوره بعدی مسجدسلیمان،هفتکل،لالی و اندیکا در مجلس شورای اسلامی خواهد شد؟" در روزنامه سایه منتشر گردید.
نویسنده در آغاز مطلب خود، به تحلیل انتخابات مجلس شورای اسلامی در دوره قبل و روندی که منجر به پیروزی دکتر اسماعیل جلیلی گردید، پرداخته است.
سپس شرح مختصری از وضعیت کنونی دکتر جلیلی را ارایه نموده و بعد از آن به بررسی اوضاع تعدادی از اشخاص مورد نظر خود پرداخته است.
اولین نکته ای که در نقد "تحلیل" ایشان به ذهن خطور میکند این است که :
انتخاب این افراد برای تحلیل براساس چه چیزی بوده است؟؟
-بر اساس سابقه حضور در دوره های مختلف؟؟
-بر اساس اعلام حضور از سوی خود نامزدها؟؟
- بر اساس فعالیتهای در حال انجام نامزدها؟؟
- بر اساس گمانه زنی سایت های خبری مختلف؟؟
-و مهمتر از همه بر اساس تفکر و گرایشات سیاسی نامزدهای انتخاباتی؟؟
تحلیل ایشان براساس هرکدام از موارد فوق که باشد قطعا افراد متعددتر و متفاوت تری را می بایست دربربگیرد.
دومین نکته که در نقد تحلیل ایشان به ذهن متبادر می شود این است که:
با اینکه حضور در انتخابات مجلس شورای اسلامی، فرآیندی سیاسی است، اما در این تحلیل هیچ نشانه ای از گرایشات سیاسی مختلف و نامزدهای انتخاباتی منتسب به این جریانات ارایه نشده است که خلاء ناشی از این مساله به وضوح قابل مشاهده است.
در صورتی که اگر ایشان با درنظر گرفتن خط مشی وتفکر سیاسی نامزدهای انتخاباتی به مقوله انتخابات آتی در حوزه مسجدسلیمان، لالی، اندیکا، هفتگل نگاه کرده و کاندیداهای حاضر در صحنه را بررسی و مقایسه می نمود، می بایست نامی از کاندیدای اصلاح طلب نیز ذکر میگردید، مخصوصا جناب آقای "صولت احمدی" که به دلایل مختلف مانند :
-داشتن شناسنامه سیاسی قابل قبول
- پایگاه قومی و مردمی بودن
- تدریس در مدارس و دانشگاهها
از شانس بالایی نیز برخوردار می باشد.
همچنین در میان نامزدهای اصولگرای این حوزه انتخاباتی با توجه به دیدگاه سیاسی و پایگاه قومی، شانس دکتر اسماعیل جلیلی بعنوان نماینده این طیف در مقابل اصولگرایان مطرح شده ای همچون امیدوار رضایی،حجة الاسلام صادق امینی، سیدرسول صالحی، غلامحسین بابادی، علیرضا ورناصری، حجة الاسلام میراحمد حاجتی، مالک خدادادی بیشتر است.
و نکته سوم در نقد این تحلیل هنگامی به ذهن خطور میکند که :
هنگامی که در پایان مطلب آقای آژده به صورت جداگانه به معرفی نامزدهای مطرح نمایندگی مجلس در این حوزه می پردازد فقط از اصولگرایان نامبرده شده است،طوریکه متاسفانه این ﺷﺎﺋﺒﻪ در ذهن خواننده ایجاد می شود که این تحلیل نمی تواند غیرجانبدارانه باشد و با نادیده گرفتن جریان اصلاح طلبی و کاندیدای منتسب به آن، سعی در تضعیف این جریان و محوانگاشتن آن دارد.
ظاهرا باتوجه به گستردگی تفکر اصلاح طلبی و زدن حرف اول کشور در حوزه دیدگاه روشنفکری در این جغرافیا، عده ای قصد دارند مردم این خطه را بعنوان اصولگرای صرف مطرح نمایند.
و شاید هم به این دلیل باشد که سیاستمداران و قلم بدستان و نگارش گران این خطه، در مقاطع مختلف با نگرش و گرایشی که در باطن اصولگرایی بوده اما ظاهر اصلاح طلبی به خود گرفته و درصدد فریب افکار عمومی این دیار بر آمدند!!!!
مؤید این شایدها، تحقیق و تأمل در نکته زیر است:
* کافی است تنها به تاریخچه کنش نمایندگان این خطه در برهه های سیاسی گوناگون توجه و دقت شود.
ابوالفضل بابادی شوراب