سیلویا چانگ، رئیس هیأت داوران این دوره از جشنواره بوسان: "ممیرو" شاهکار فوقالعادهای از داستانسرایی بصری و پر از احساسات است.
پایگاه اطلاع رسانی عصرجهان-asrjahan.ir
سینمای ایران در جشنواره فیلم بوسان نیز درخشید. "ممیرو" به کارگردانی هادی محقق موفق به کسب جایزه بهترین فیلم از بیستمین جشنواره بینالمللی فیلم بوسان کرهجنوبی شد. فیلم ایرانی "ممیرو" بهطور مشترک با فیلم "درخت گردو" از قزاقستان برنده جایزه بزرگ بخش "جریانهای نو" در جشنواره فیلم بوسان کرهجنوبی شد این در حالی است که جایزه فیپرشی (انجمن بینالمللی منتقدان سینما) را نیز از این جشنواره دریافت کرد.
محقق ابتدای هفته پیش در زمان نمایش فیلمش در این جشنواره در گفتوگو با خبرگزاری فرانسه، گفت نسلی از فیلمسازان در کشورش میخواهند چهره بسیار انسانی جامعه ایرانی را به جهان نشان دهند.
سیلویا چانگ، رئیس هیأت داوران این دوره از جشنواره بوسان، هم درباره این فیلم گفته است: ممیرو شاهکار فوقالعادهای از داستانسرایی بصری و پر از احساسات است. این فیلم گرچه تا حدی به چگونهمردن مربوط میشود، اما بیشتر به چگونه زندگیکردن میپردازد و این که چگونه شأن و منزلت خود را بهعنوان یک انسان حفظ کنیم.
"ممیرو" که دومین اثر محقق پس از "او خوب سنگ میزند" است، داستان مردی سالخورده را روایت میکند که به دلیل عذاب وجدان چندین بار دست به خودکشی میزند. پس از اعلام موفقیت این فیلم با هادی محقق که در بوسان بود، گفتوگو کردیم.
واکنش منتقدان به فیلم«ممیرو» در جشنواره بوسان بسیار خوب بود. فضای کلی و اکرانهایی که در جشنواره داشتید را چطور دیدید؟
فضای کلی جشنواره به نفع فیلم بود. تصور این استقبال برای خودم هم غافلگیرکننده بود. خوشبختانه این فیلم جایزه منتقدان جشنواره را دریافت کرد و همین جایزه میتواند میزان استقبال آنها از فیلم را نشان دهد. داوران جشنواره نیز در بیانیهای که خواندند، به این موضوع اشاره کردند كه فیلم خوبی معرفی و شایسته دریافت جایزه انتخاب شده است. خوشبختانه توصیفات خوبی از فیلم شد شبیه اینکه فیلم هم از مرگ میگوید و هم از زندگی و استقبال از فیلم در این جشنواره فراتر از انتظارم بود.
فضای کلی دومین اثر سینمای شما تلختر از ساخته پیشین است و گمان میکردم شاید مخاطبان در این جشنواره واکنشی نسبت به این اتفاق نشان دهند. آیا از این جهت بازخوردی داشتید؟
بله. تلخی بخشی از این فیلم است طبعا با این بخش مشکلی نبود که درنهایت توانست نظر هیأت داوران را جلب کند. این فیلم در ستایش مرگ و زندگی است و از نظر من این دو در کنار هم به یک تعادل رسیده است.
مردم هم در زمان تماشای فیلم در جشنواره به آن اشاره میکردند اما اتفاقی نبود که بهعنوان نقطهضعف فیلم با آن برخورد شود. البته در اکران خصوصی که در ایران هم داشتیم بار تلخی فیلم برای برخی از مخاطبان برجستهتر بود و از آن صحبت میکردند اما درنهایت واکنشها مثبت بود و جای امیدواری است که این میزان تلخی دافعهبرانگیز نیست.
این فیلم بعد از نمایش در بوسان، در آیندهای نزدیک راهی فستیوال دیگری خواهد شد؟
بله. سفرهای فستیوالی این فیلم آغاز شده است. بعد از دریافت جایزه در بوسان، شرکت در ٢-٣ جشنواره دیگر پیشنهاد شد و به محض قطعیشدن بهزودی اعلام میشود.
برنامه اکران عمومی آن در ایران چه خواهد شد؟
با آقای علمالهدی و گروه سیاستگذاری هنر و تجربه صحبت شده است که در این گروه نمایش داده شود. هرچند که فیلم را برای جشنواره فیلم فجر هم آماده میکنم و اگر با قواعد جشنواره، همخوانی داشته باشد، فیلم را شرکت میدهم و بعد از آن در هنر و تجربه اکران خواهیم کرد.
چندسالی است که موفقیت فیلمهای اجتماعی ایرانی در فستیوالهای خارجی چشمگیرتر شده. شما این جریان را چطور ارزیابی میکنید؟
درحالحاضر بحث ساخت فیلمهای اجتماعی در تمام دنیا مطرح است. به نظر من ما خیلی سختگیرانه رفتار میکنیم. در تمامی دنیا یکی از کارکردهای سینما نقد اجتماعی است. شاید در این میان برخی فیلمسازان شیطنتهایی نیز داشته باشند که تعدادشان بسیار اندک است.
فستیوالهای دنیا بهدنبال روایت، قصه و بازی خوب و به معنی واقعی بهدنبال فیلم خوب هستند. مثلا فرض کنید سینماگر ایرانی بخواهد از تنهایی زن فیلم بسازد و شاید ساخت چنین فیلمی تبعات منفی برای او داشته باشد، به نظرم نباید با این دید به سینما نگاه کرد. در حقیقت باید واقعگو باشم و بتوانیم معضلات را بیان کنیم و نمیتوان به خودیخود نقد اجتماعی را از سینما حذف کرد.
در فیلم دوم هم مثل تجربه نخست از بازیگر چهره در فیلم استفاده نکردید. دلیل خاصی داشت؟
حقیقتا نیازی به این کار نبود. از طرفی توان مالی هم به اندازهای نبود که بتوان از بازیگر چهره استفاده کرد اما اگر توانش هم بود، استفاده از بازیگر چهره در راستای فیلمنامه و قصه نبود و واقعیتپذیری قصه را کم میکرد. باورپذیری و مستندگونهبودن در استفاده از بازیگرانی بود که چهره شناختهشدهای نبودند.
حرفی مانده که اضافه کنید؟
من قطره کوچکی هستم از سینمای ایران و این جایزه متعلق به سینمای ایران است و آدمهایی که از آنها یاد گرفتهام. کیارستمی، شهیدثالث، پناهی، قبادی و سینماگران دیگری که متعلق به سینمای ایران هستند و از آنها یاد گرفتهام. خوشحالم که برای ساخت «ممیرو» این جایزه را دریافت کردم و جایزهای به ویترین سینمای ایران اضافه شد.
منبع/روزنامه شرق