تا زمانی که تفکری مبتنی بر منافع کلیت اقوام ساکن خوزستان و جغرافیای زاگرس جایگزین نگردد،سخن گفتن از گفتگو و تعامل با احزاب تولیدی کشوری که سر در تفکر جغرافیاهای خاص دارند یک شوخی و مضحکه ایی بیش نیست.
"ابوالفضل بابادی شوراب" فعال سیاسی-اجتماعی و کنشگر لر بختیاری در مطلبی با عنوان "چرایی تفاوت عملکرد احزاب تولیدی در برخی جغرافیاهای خاص با جغرافیای خوزستان" در پایگاه اطلاع رسانی "عصرجهان" نوشت:
در این ایام مانده تا انتخابات آینده در تریبون ها و مکان های مختلف موضوع گسترش فعالیت احزاب کشوری و در مقابل آن فعالیت هایی با تفکر قومی و سنتی در جامعه ایران بخصوص در این جغرافیا که تنوع و رنگ قومیت در آن پر رنگ تر است بازار تقابل داغ تری را از دیگر نقاط کشور ایجاد نموده است.
نکاتی در باب تفاوت عملکرد احزاب در نقاط مختلف ایران:
1-در بعضی نقاط کشور بعلت عدم وجود قومی شناسنامه دار تفکر در آن نقاط حول منطقه خواهی و جغرافیاگرایی می چرخد که این تفکر با تفکر حزبی شان منافاتی ندارد چرا که مردم آن جغرافیا خود تولید کننده احزاب و تفکرات موجود بوده و از این پتانسیل بوجود آمده توسط خودشان برای عمران و آبادی منطقه و جغرافیا خویش حداکثر استفاده را می نمایند.
2-و یا به شکل تک قومی قرار دارند و به بهمین علت تفرقه کمتری بین آنان وجود دارد و کمتر می توان در میان آنها تنش ایجاد کرد،یک صدا مطالبات قومی خود را در کنار مطالبات سیاسی دنبال می کنند و باز هم چون همه از قوم خاصی هستند،اختلافی برای بدست آوردن مطالبات بین شان بوجود نمی آید.
و دلایل مهم این اتحاد در این جغرافیاها(تک قومی و جغرافیاگرایی)پرداختن به وضعیت و رفع مشکلات آنان با استفاده از سرمایه های جغرافیای مناطق ثرومند کشور است؛یعنی بطور خلاصه سهمی که از درآمد کشور دریافت می کنند بسیار بیشتر از مقداری ست که به اشتراک می گذارند و دیدگاه های موجود خللی در پیشرفت نسبی آنان نداشته و بیشتر مردم آنان دارای شغل و درآمد،
رفاهیات و امکانات بیشتری بوده و به همین دلیل احزاب تولید شده خودشان ضرری نداشته که هیچ،استفاده ابزاری از این تفکرات تولیدی سود هم بدنبال داشته و این موضوع در عمران و آبادی آن مناطق کاملا مشهود و قابل لمس بوده وکشمکش های سیاسی در آن مناطق ضرر چندانی نداشته و تلاش آنان برای رسیدن به منافع بیشتر برای خود و جغرافیای خود مثمر ثمر بوده است.
3-اما فعالیت این احزاب در استان ما-و کلا جغرافیای گسترده زاگرس-که هیچگونه سهمی در بوجود آمدن آنان نداشته و کمتر مردم این جغرافیا در هیئت موسس و تصمیم سازان این احزاب بوده اند تاکنون سودمند نبوده و این احزاب همه توان خود را در تقابل با قومیت های این استان گذاشته هیچوقت با اجرای کارهای مهم و اثرگذار در این استان،خود را به اثبات نرسانده و معمولا همه کارهای این تفکرات چه اصولگرا و چه اصلاح طلب نفعی برای مردم خوزستان و زاگرس به همراه نداشته است،از سد سازی ها گرفته تا انتقال بی رویه آب از سر شاخه های رودخانه های استان،واگذاری ذخایر نفتی و گازی و احداث کشت زارهای نیشکر و اکثر کارهای بزرگ و ظاهرا مهم بجز ایجاد خسارت و ایجاد مشکلات برای این مردم سودی نداشته و لیدرهای حزبی استانی این تفکرات بدلیل نداشتن اجازه اعتراض،هیچگاه به نحوه ی عملکرد حزب خود در مرکز عکس العمل و مخالفت نشان نداده و همیشه بدنبال توجیه و عادی جلوه دادن عملکرد آنان بوده و با ایجاد جنجال های منطقه ای و یا دنبال نمودن جنجال های کشوری خود را مدافع جامعه معرفی نموده و انتظار دارند با این تفکر مردم مطالبات قومی خود را کنار گذاشته و در جهت اهداف آنان گام بردارند.
در پایان؛
اما باید پذیرفت بخشی از مطالبات مردم را در این جغرافیا تفکر قومی پوشش می دهد و تا زمانی که تفکری مبتنی بر منافع کلیت اقوام ساکن خوزستان و جغرافیای زاگرس جایگزین نگردد،سخن گفتن از گفتگو و تعامل با احزاب تولیدی کشوری که سر در تفکر جغرافیاهای خاص دارند یک شوخی و مضحکه ایی بیش نیست.
ابوالفضل بابادی شوراب
تحریریه پایگاه اطلاع رسانی عصرجهان: مطلبی که خوانید از سری یادداشت های مخاطبین پایگاه اطلاع رسانی عصرجهان است و انتشار آن الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست. می توانید با ارسال یادداشت خود، این مطلب را تأیید یا نقد کنید.