به کانال ما در ایتا ملحق شوید

 

آی دی «پایگاه خبری عصرجهان» در «ایتا» و سایر شبکه های اجتماعی -به کانال ما «ملحق» شوید
asrejahan@

اخبار عمومی
اعلام وصول 2
 
 
 
84829
تاریخ انتشار: 1395/08/30 00:32
یادداشت/
من به جرات مدعی میشوم که وضعیت اسفناک تعصبات قومی که در این سالها ساختارهای اجتماعی سنتی و مدرن ما را به شدت تهدید می کند، تخمش با انتخاب اسم دو سیلابی "کهگیلویه و بویراحمد" کاشته شد و تاثیر ناخوداگاهانه همین اسم نازیباست!

عصرجهان/اردوان قرائتی

نامگذاری یک محل یا مکان چیزی جز یک قرارداد ساده نیست که بنا به اقتضا شرایط و بعضی ملاحظات انجام می پذیرد و در تقسیمات مدرن تابع بعضی مسائل سیاسی هم قرار گرفته است. در فلسفه نام گذاری نام معمولا اولین ویزگی زیبایی و دلنشین بودن آن نام است ،حتی در آموزه های دینی هم به گذاشتن نام زیبا بر خود و فرزندان خود سفارش شده است که قطعا اسم سایر اشیا و نقاط و زیست بوم آدمی هم از این قاعده مستثنی نمی باشد ،اما در مورد نام “کهگیلویه و بویراحمد” اضطرار و عدم آگاهی مسوولین وقت که نظامیان و جنگ سالارانی بیش نبودند این اتفاق  با بی دانشی و نااگاهی صورت پذیرفته است. اینکه این اسم یک غلط مصطلح است که حتی مخالفین تغییر نام با دستاویز قراردادن بعضی رویدادهای تاریخی در دهه های پیش،علیرغم اذعان به این مساله  متعمدانه از ان چشم می پوشند، براحتی قابل اثبات است که منظور از کهگیلویه در طول تاریخ مناطقی فراتر از استان فعلی ما بوده و نامگذاران به اشتباه کهگیلویه را دهدشت قلمداد کرده و حتی با در هم آمیختن مرزهای سنتی و عشایری قدیم “بویراحمد”را در شهرستان فعلی محدود نمودند با وجودی که به این مساله اشراف کامل داشتنند که ایل بویراحمد به همراه سایر ایلات فعلی استان از ایلات ساکن در گستره “بهبهان و کهگیلویه” قدیم است و این سرچشمه معضلات بعدی هم شده است. در رابطه زبان و ذهن هر واژه که محصول یک کارکرد ذهنی است ،کارکردی  نمادین دارد که متاسفانه سویه منفی این کارکرد در اسم دو سیلابی “کهگیلویه و بویراحمد”بیداد میکند،همین اصطلاح ساده شاید به نظر نیاید ولی از پس نیم قرن ناخوداگاه جمعی ما را برای دو تکه کردن بافت اجتماعی و سیاسی استان ما آماده کرده،که نتیجه اش پس از تقسیم ذهنی و ناخوداگاهانه گرمسیری و سردسیری، زمینه را برای گرایشات و تعصبات وحشتناک قومیتی در بین اکثریت ساکنین استان و حتی هم استانیهای خارج از استان مهیا کرده است.
چنانچه ذکر شد یکی مهمترین مولفه های نامگذاری ،بحث زیبا شناختی و شکیل بودن یک اسم است که در نام “کهگیلویه و بویراحمد” به چشم نمی خورد و  به سبب عرق و علاقه ای که بحق  به خاکمان داریم هرگز این مساله را حتی در ذهنمان اجازه بروز به آن نداده ایم  .انتخاب اسم با توجه به شرایط و اقتضائات زمانی هرگاه بدون تنش و رفتار هیجانی  و شرایط اضطراری باشد، قطعا به سبب رابطه ذهنی ما و محیطمان زیباتر  و ماندگار خواهد بود،مثل همین استان فعلی ما  در طول تاریخ بارها و بارها نامش عوض شده،که متاسفانه نامگذاری آخری به دلیل شرایط خاص،و سیاسی کاری،نتیجه خوبی نداد .اگر بپذیریم که در دهه چهل میزان اگاهی و سواد عمومی در سطح پایینی بوده است،ولی دوستانی که نگران هویت و تاریخ و انسانیت هستن،چرا به خود اجازه دادند نامی که هزار سال و  به افتخار یکی از قهرمانان محلی بر این منطقه گذاشته شده بود،براحتی تغییر کند؟اگر در ان ایام کسی به این وجه تسمیه اشراف نداشت ولی حال که اگاهی نسبی پیش آمده ،اگرنگران تاریخ و هویت هستند چرا خواهان اصلاح این غلط مصطلح و بازگشت آن به “کهگیلویه”نمی باشند؟
نام زیستگاه ما از ابتدا احتمالا انشان بوده و برپایه  بعضی حدسیات و احتمالات تاریخی نزدیک به واقیت به تناوب الیمایی ،بلاد شاپور، ارگان و  کهگیلویه و کهگیلویه و بهبهان و نهایتا به کهگیلویه و بویراحمد تغییر یافته است ،  اگر واقعا دغدغه  تاریخ و هویت هست چرا به “انشان” رجعت نکنیم که هم به لحاظ زیباشناختی بهتر است و هم متضمن اصالتی عظیم و هم جایگاهی رفیع در گام نهادن بشر به تاریخ دارد ؟مگر نه اینکه “هگل”می گوید بشر با ایران وارد دوران تاریخی شده است، که با این تفسیر “انشان” دروازه تاریخ بشر بوده است. تاریخ فقط پنجاه سال گذشته نیست. و اگر خود را به همین پنجاه سال اخیر محدود کنیم دیگر چرا از دم تاریخ بزنیم؟حتی سابقه خود را از این کشورک های جعلی عربی پایین تر می بریم!
من به جرات مدعی میشوم که وضعیت اسفناک تعصبات قومی که در این سالها ساختارهای اجتماعی سنتی و مدرن ما را به شدت تهدید می کند، تخمش با انتخاب اسم دو سیلابی “کهگیلویه و بویراحمد” کاشته شد و تاثیر ناخوداگاهانه همین اسم  نازیباست! که رویکرد سردسیر گرمسیری ما را در همه مناسبات ،ناخوداگاهانه به پیش می برد. همیشه در طول این سالها با افتخار تکرار و تکرار شد که استان شدن ما مرهون درگیری در برابر قوای دولتی بوده، آیا یک بار هم به این مساله شک نکردیم که همان سیستمی که با آن در افتادیم،هم به فکر زهر چشم گرفتن متقابل و متفرق کردن ما افتاده باشد،و با انتخاب چنین اسمی زمینه تفرقه و تنش و شکاف بیشتر را در درازمدت تدارک دیده باشد؟در پایان شما که با افتخار مدام دم از تقابل با دولت پهلوی میزنید،چرا اسم انتخابی آنان بر زیست بوم ما ،برایتان وحی منزل و اقدس مقدسات شده است؟



کانال تلگرام عصر جهان


۱۰ پرسش
|
Iran
|
1395/09/01 02:49
  +0

  -0
پاسخ
۱۰ پرسش از مخالفین تغییر نام استان
اسداله عبدی
موضوع تغییر نام استان کهگیلویه و بویراحمد اینروزها جنجال یکطرفه ای را از سوی مخالفین این تغییر به پا کرده است.در سکوت خبری موافقین تغییر نام که مهر سکوت به دهان زده اند ، طوفان یادداشت های پرمغالطه ی مخالفین که سعی در سوءاستفاده از احساسات مخاطبان دارند سایتهای استانی را درنوردیده است.
در این میان بعضی سایتهای استانی به جای کمک به تضارب آرا و روشن شدن ابعاد دیدگاههای دوطرف، با عدم انتشار یادداشت های موافقین تغییر نام استان،خود رزم جامه به تن کرده و هل من مبارز می طلبند. سایت بویرنیوز در اقدامی ناشیانه دست به نظر سنجی زده و از مخاطبین خواسته تا از میان سه گزینه یعنی رفع بیکاری ،برکناری مدیران ناکارآمد و تغییر نام استان، اولویت خود را انتخاب کنند تا بدینوسیله همه را تهییج به انتخاب گزینه اول و دوم کند بی آنکه اندیشیده باشد مطابق همین نظر سنجی، س ومین اولویت مهم مردم بعد از بیکاری و برکناری مدیران نالایق ، تغییر نام استان است!
اگرچه بنده طی مطلب قبلی در به چالش کشیدن استدلال های ضعیف حفظ نام فعلی ، هنوز جواب منطقی از مخالفین تغییر نام نگرفته ام ، اما در عین حال از این عزیزان می خواهم برای روشن شدن اذهان عمومی حداقل به ۱۰ پرسش این یادداشت جواب منطقی و بدور از عصبانیت بدهند:
۱- از آنجا که عمده استدلال مخالفین بی هویت شدن مردم پس از تغییر نام است، خواهشمندم مرور کوتاه تاریخچه تشکیل استان را ذیلا بخوانند و در پایان به سوال مطروحه پاسخ دهند:

” استان کهگیلویه و بویراحمد در گذشته‌اى نه چندان دور جزء یکى از بلوک‌هاى مملکت فارس بوده که شامل دو قسمت شمال شرقى که آن را سردسیر و کوهستانى و پشت کوه و قسمت جنوبى و غرب که آن را نره کوه و بهبهان مى‌نامیدند. تا دوم تیرماه ۱۳۴۲ شمسى، قسمتى از استان فعلى کهگیلویه و بویراحمد جزء استان خوزستان و قسمتى نیز جزء ‌استان فارس بود.
پانزدهم آبان‌ ماه ۱۳۳۸، قسمت گرمسیر بهبهان به شهرستان کهگیلویه با مرکزیت دهدشت تبدیل شد. این شهرستان کماکان جزء استان خوزستان و بقیه منطقه جزء استان فارس بود. در ۲۲ تیر ماه ۱۳۴۲، ‌ منطقه کهگیلویه و بویراحمد طبق تصویب نامه مجلس شوراى ملى وقت، از استان‌‌هاى فارس و خوزستان جدا شد و به یک فرماندارى کل تبدیل شد و یاسوج که تا آن زمان خالى از سکنه بود، ‌ به عنوان مرکز آن تعیین گردید. در اسفندماه ۱۳۵۲ شمسى فرماندارى کل کهگیلویه و بویراحمد به استان تبدیل شد.”
حال سوال اینجاست که آیا تا قبل از اسفند ۱۳۵۲ و تشکیل استانی با نام کهگیلویه و بویراحمد یعنی زمانی که اسم استانمان فارس بوده و یا خوزستان ، ما بی ریشه و بی هویت و بی پیشینه تاریخی بوده ایم؟و همه هویتمان را از اسفند ۱۳۵۲ بدست آورده ایم؟آیا کهگیلویه قبل از اسفند ۵۲ کهگیلویه نبوده و ایل بویراحمد از ۱۳۵۲ و با تشکیل استان جدید متولد شده و بعد از تغییر نام استان هم دیگر کهگیلویه و بویراحمد از بین خواهند رفت؟ آیا اینکه ما همه ی هویتمان را به یک نام استان تازه تاسیس گره میزنیم ، جز این است که اجداد و پدر بزرگ های خود را که قبل از ۱۳۵۲ و تشکیل استان، در ایل بویراحمد می زیسته اند بی هویت قلمداد کنیم ؟
۲- از آنجا که به استناد تاریخ ،مردم کهگیلویه و بویراحمد، ‌ نورآباد ممسنى، بخش هایی از بوشهر و قسمتهایی از استان خوزستان از یک نژاد هستند و با یک زبان صحبت مى‌کنند و آداب و رسوم و فرهنگ مشابهى دارند،آیا اینکه اسم استان لرهای بزرگ نوراباد ممسنی ،فارس است و اسم استان لرهای بهبهان ، خوزستان نام دارد، پس اینها بی هویت و بی تاریخ و رگ و ریشه اند؟واینکه آیا هویت مردم با تغییر نام ارجان به بهبهان . رام شیر به خلف اباد ، عبودان به آبادان و دژپول به دزفول به تاراج رفت؟
۳- در باب داعیه هویت بخشی نام فعلی استان مخالفین را دعوت میکنم به تهران یا مشهد یا مازندران بروند و در مقابل سوال” اهل کجا هستید؟” و بیان نام کهگیلویه بویراحمد پاسخ بشنوند:”همان چهارمحال را می گویید دیگر؟” یا این پاسخ “کجا هست؟”و ناچار باید بگویند بین شیراز و اصفهان! سوال اینجاست ، این نام که اساسا خودش مجهول الهویه است و برای شناخته شدن خود باید به نام چهارمحال و شیراز و اصفهان چنگ بزند ، چگونه می تواند هویت بخش و انتقال دهنده تاریخ و ارزشهای ما باشد؟پنجاه سال است که هویتی که شما از آن دم میزنید عبارت مضحک “بین شیراز و اصفهان” است!
۴- اساسا تعریفتان از هویت چیست؟ در فرهنگ معین آمده است: هویت یعنی آنچه که موجب شناسایی شخص باشد . در فرهنگ عمید هویت چنین تعریف شده است: هویت یعنی حقیقت شخص که شامل صفات او باشد و فرهنگ دهخدا می گوید هویت مجموعه نگرش‌ها، ویژگی‌ها و روحیاتی است که یک فرد را از دیگران مت

ثبت نظر

نام*
ایمیل(اختیاری)
نظر*