فوتبال شادگان که روزگاری در اوج و شکوه بوده، امروزه بر اثر بی توجهی مسئولان در حال نابودی است. فوتبالی که دهها فوتبالیست مطرح را به تیم های خوزستان و کشور تقدیم نموده دیگر رمقی ندارد و آنقدر دچار بی پولی و مشکلات عدیده شده که در آستانه نابودی قرار گرفته
عصرجهان/محسن بابادی✍
نمیدانم از کجا شروع کنم و چه باید بگویم. نمیدانم آیا می توانم با قلمی که در دست دارم، عظمت و شکوه دلهای مهربان مردمی عزیز که قلبی به وسعت آبهای گرم خلیج فارس و تالابی بزرگ درسینه دارند را بیان کنم یا خیر؟ مردمی سختکوش و مهمان نواز که با وجود امکاناتی بسیار محدود، آنچنان سخاوت و عشق را با فوتبال پیوند زده اند که حاصل آن بازیکنان بسیار زیادی در سطح اول فوتبال ایران در دهه های قبل بوده است. مردمی که اگر بگوییم فوتبالشان به زیبایی سبک امریکای لاتین است اغراق نکرده ایم. شهری که مهد پرورش برترین و تکنیکی ترین بازیکنان تاریخ فوتبال ایران در کنار آن تالاب همیشه پر آب بوده است . ولی افسوس ، مدتهاست دیگر این تالاب مثل قبل باشکوه نیست. مدتهاست تالابی که با روح ، گوشت و پوست مردم در هم آمیخته، آن ابهت قبل را ندارد و گویی به سرنوشتی مشابه فوتبال این شهر دچار شده است .
آن تالاب در اثر خشکسالی، بی آبی و بی توجهی و این فوتبال در اثر بی پولی و کمبود امکانات و بی توجهی. ارتباطی تلخ و معنا دار به وسعت دلهای مردم این شهر محروم و همیشه مظلوم .
مردم این شهر فوتبال خیز که از طوایف مختلفی از جمله عساکره، خنافره، مجدم، آلبوغبیش، آل ناصر و....هستند، بعلت اینکه از قدیم الایام در کنار پهنه این هور بزرگ به شغل کشاورزی اشتغال داشته اند نام آن منطقه فلاحیه نامگذاری شده. وقتی آدمی به این اسم زیبا فکر میکند ناخودآگاه به این نتیجه میرسد که نان حلال ناشی از کشاورزی پدران و مادران این بازیکنان سبب پرورش چنین استعدادهای نابی شده .
بله درست حدس زدید صحبت از شادگان،الماس تراش نخورده ایران است. شهر مردم غیور عرب از طایفه بزرگ بنی کعب و... در پهنه تالاب بین المللی شادگان که نخلستانهای بزرگ و خرمای آن در جهان شناخته شده است .
شهری که فوتبال آن نیز همانند نام تالاب و نخلستانها بر سر زبانها بوده و هست.
شهری که شغل دیگر مردم آن، ماهیگیری از هور با سخاوت و کار در پتروشیمیهای منطقه ویژه ماهشهر می باشد . جوانان این شهر از 4 صبح که بیدار میشوند، با آن مینی بوسهای قدیمی از چومه، خروسی، عنایتی، مندوان، اوشار، حدبه، ام الصخر، جفال، بوزی، خنافره، توپچی، عبودی ، بیت غضبان و بیت عبدالحسین و.. و حتی مرکز شهر شادگان برای لقمه ای نان حلال به منطقه ویژه ماهشهر می آیند و همه جور سختی را به جان میخرند تا با افتخار و غرور، سرشان را در مقابل خانواده بالا بگیرند.یادش بخیر . هنوز مهربانیشان در خاطرم بخوبی نقش بسته.
جایی که با آنان همکار بوده ام و بعنوان غریبه ای آشنا در جمعشان حضور داشتم و هر روز بدون منت صبحانه هایمان را با جان و دل در آن مضیف ساخته شده از حلبی و ایرانیت با چایی که در کتری دود زده از هیزم دور از هیاهوی پتروشیمی فراهم میکردند صرف میکردیم و آنقدر مرا تکریم می نمودند و مرا از خویش می دانستند و با من درد دل میکردند و اسرارخویش را به من میگفتند که تا به امروز محبتشان همچون حکاکی در سنگ خارا در دلم نقشی جاودانه بسته و چهره های مهربان تک تک آنها از خاطرم لحظه ای پاک نشده .
همکارانی که همه ما، علیرغم دریافت حقوق یکسان در محل کار، اجازه نمیدادند بعنوان 1 میهمان سختی کار بر من غلبه کند و همیشه می گفتند شما میهمانی و با این حرف مرا شرمنده بزرگواری خویش میکردند.
پس حالا که قلمی در دست دارم و در خدمت جامعه فوتبال هستم چگونه میتوانم از خوبی آنان نگویم و ننویسم؟

آیا می توانم با اسم نبردن از بازیکنان اسطوره ای این شهر و بیان نکردن مشکلات آنها ادای تکلیف نکنم؟
فوتبال شادگان که روزگاری در اوج و شکوه بوده، امروزه بر اثر بی توجهی مسئولان در حال نابودی است. فوتبالی که دهها فوتبالیست مطرح را به تیم های خوزستان و کشور تقدیم نموده دیگر رمقی ندارد و آنقدر دچار بی پولی و مشکلات عدیده شده که در آستانه نابودی قرار گرفته . فوتبال این شهر سرشار از استعداد است که در ادامه اسامی بازیکنان مطرح این شهر در دهه های گذشته بهمراه سوابق و افتخارات آنان را مطرح خواهم نمود .
ولی قبل از آن، بیان 2 نکته مهم که به آن یقین دارم لازم به نظر میرسد:
1 . #فوتبال شادگان در پست دروازبانی، آنچنان مهد استعدادهای بکری است که بارها با خود اندیشیده ام که وقتی این دیار در طی دهه های گذشته همچین دروازبانانی را پرورش داده، ای کاش میشد با ایجاد 1 کمپ استعدادیابی دروازبانی در این منطقه، کاری کرد که تیم های فوتبال ایران تا سالهای سال درون دروازه دچار مشکل نباشند. اگر ذره ای از هزینه های میلیاردی که در طی 2 دهه اخیر صرف دروازبانان بی کیفیت خارجی شده است را صرف این شهر می نمودند ، الان اکثر تیمهای لیگ برتری کشور دروازبان شادگانی می داشتند و همانگونه که شادگان 60% خرمای ایران را تامین میکند ، قطعا در صورت حمایت همه جانبه خواهد توانست بیش از این دروازبان تقدیم فوتبال ایران کند. پس حالا هم دیر نیست و مسولانی که این دست نوشته را میخوانند هر چه سریعتر دست به کار شوند.
2 . فوتبال این شهر آنچنان تکنیکی و سرشار از مهارتهای ریز و ناب است که آبادان، بعنوان برزیل ایران که معمولا از هیچ جای خوزستان و حتی کشور بازیکن نمی گیرد، فوتبال این شهر را جزیی از وجود خویش دانسته و در سالیان اخیر براحتی سکوی پرتابی جهت پیشرفت این بازیکنان شده است.

پس هر چه سریعتر می بایست دست به کار شد و وعده وعید های تکراری را کنار گذاشت و ضمن حمایت از فوتبال شادگان و آبادان نگذراند از برزیل ایران فقط خاطراتی به جای بماند .
به اعتقاد بنده شادگان را بایست سائوپائولوی برزیل ایران و جزیی از آن دانست .
از بازیکنان مطرح دهه 50 شادگان می توان به: مسعود آل ناصر، مهدی کویت نژاد، حبیب زیبایی، مرحوم سید محمد حسینی، محسن بنی رشید، اسماعیل صادقی، سعید نعیمی و...اشاره کرد که این بازیکنان به علل مختلفی از جمله مشکلات ایاب ذهاب و نان آور خانواده بودن و...نتوانستند آنچنان که زیبنده نام شادگان و شایستگی های فردی آنان است در آسمان فوتبال ایران بدرخشند .
اما از بازیکنان مطرح دهه پر افتخار 60 این شهر، که در حقیقت دوران اوج شکوفایی و پیشرفت فوتبال شادگان بوده میتوان حمید غبیشاوی، فاضل غنوی، مرحوم امیر عنایتی، عباس صیافی زاده، مسعود یزدانی، طالب خنافره، علی ارجحی، سید عدنان بعای، احمد شاوردی و... را نام برد.
در این بین سید مجتبی مرتضوی بازیکن اسبق نفت آبادان، استقلال اهواز، سپاهان اصفهان و منتخب خوزستان، توانست پس از طی مدارج علمی و مدارک مربیگری عالی، بعنوان مدرس کنفدراسیون فوتبال آسیا، سالها به جوانان و مربیان جوان خدمت کند و این خدمات تا به امروز ادامه دارد .
امین یزدانی اصل چهره مطرح دیگری است که در نیمه اول دهه 60 عضو تیم منتخب خوزستان بود و پس از اینکه شاهین تهران و مرحوم ناظم گنجاپور ایشان را فرا خواندند، بعلت بیماری پدر و نان آور خانواده بودن در شادگان و خوزستان ماند و جهت خدمت به شهرش، مربیگری را برگزید و تا به امروز در سن 59 سالگی علیرغم عارضه گردن، آنالیز و تحلیل مسابقات لیگ برتر، تیم ملی و باشگاههای اروپا را با صلابتی مثال زدنی انجام میدهد .
بازیکن مطرح دیگر کریم آلبوخنفر( کارگر شادگان، نیروی زمینی تهران، گسترش تهران، منتخب خوزستان ) میباشد .
دهه 70 را میبایست دوران تحولات عظیم در فوتبال شادگان قلمداد کرد. این دهه که همراه با فراز و فرودهای فراوانی برای فوتبال شادگان بود و برخی تیمها دچار تحول و جوانگرایی شدند، چهره های مطرحی همچون بازیکنان ذیل در تیم های مختلف ملی و باشگاهی عرض اندام کردند:
طارق پور داوودی (تیم ملی جوانان)، لطیف جنامی (تیم ملی جوانان و نفت آبادان)، مجاهد خذیراوی (بازیکن مطرح تیم استقلال و تیم ملی که هیچگاه به حق خویش نرسید)، کاظم جنامی (تیم ملی نوجوانان و جوانان فولاد)، علی خضیراوی (تیم ملی نوجوانان و نفت آبادان)، رحمان مطرودی (تیم ملی نوجوانان و ذوب آهن)، میثاق شهبازی (دروازبان منتخب نوجوانان خوزستان که بهمراه علی بداوی و حسین کعبی با مربیگری بهرام براتوند قهرمان ایران شدند)، عبدالعزیزعنبری (تیم ملی نوجوانان)، حکیم خنافره (تیم ملی دانش آموزان ایران و تیم جوانان نفت آبادان)، کاظم فرحانی (تیم ملی امید و نفت آبادان) و...
شاید برایتان این سوال پیش بیاید که چگونه این بازیکنان ناگهان فوتبال شادگان را به اوج رساندند. بدون شک همان بازیکنانی که در دهه های قبل بعلت مشکلات یاد شده نتوانسته بودند در فوتبال کشور خودنمایی کنند، این بار با بکار بستن تجربه و دانش خویش، در بازیکن سازی و پرورش بازیکنان فوق الذکر سهم عمده ای داشتند که در این میان نمی توان از نقش پر رنگ مربیانی همچون سعید نعیمی، امین یزدانی اصل، خلیل حسن زاده، محمد علی آلبوغبیش و کاظم لفتوی به این راحتی ها گذشت.
و اما باشگاه ریشه دار و مردمی شهباز در راستای پرورش این نخبگان سهمی اساسی و نقشی کلیدی داشت. در موفقیت این بازیکنان، جهت معرفی به تیم های ملی، سرپرست دلسوز و زحمتکش باشگاه شهباز مرحوم سید مرتضی مرتضوی با خدمات بی شائبه خویش در پیشرفت فوتبال شادگان نام و یادش را برای همیشه در دل مردم شادگان جاودانه کرد.
حال که صحبت از دوران طلایی فوتبال شادگان شد مگر می شود از حاج حمید مختارزاده رئیس هیات فوتبال شادگان در آن دوران اسمی نبرد؟
دهه 80 را می توان دوران افول فوتبال شادگان نامید. در این دهه بعلت چند برابر شدن مشکلات مالی و دخالت افراد غیر فوتبالی که با منزوی شدن این مربیان ارزشمند و بازیکن ساز همراه شد، کم کم فوتبال شادگان نیز، از آن دوران طلایی فاصله گرفت و روند استعداد پروری در این شهر کند و در مواقعی متوقف شد . یکی دیگر از این دلایل افت ، تغییر کاربری زمین های خاکی متعدد و بعضا مسکونی شدن آنها و....بود و حتی احداث محدود سالن های فوتسال، با آن امکانات ناکافی و کف پوشهای نامناسب و عدم وجود سیستم سرمایشی و گرمایشی مطلوب که در آن شرجی های طاقت فرسای تابستانها و زمستان سرد هور، تاب و توان هر جنبنده ای را میگیرد نتوانست فوتبال رو به پسرفت شادگان را نجات دهد.
فوتبالی که در آن 22 بازیکن اصلی و چندین بازیکن تعویضی در طی 90 دقیقه تمام استعدادهای خویش را شکوفا میکردند، به درون سالنهای بی امکانات برده شد که در طول 40 دقیقه نهایتا 15 بازیکن میتوانستند بازی کنند و این خود معظلی بزرگ در عقبگرد فوتبال فلاحیه بود.
اما در این اوضاع نابسامان فوتبال شادگان، باز هم چشمه استعداد سازی بطور کامل خشک نشد و بازیکنان مطرحی همچون جلال کاملی مفرد (تیم فولاد و تیم ملی ایران)، کریم شاوردی (فولاد، استقلال اهواز و استقلال خوزستان و نفت و گاز گچساران)، سجاد مشکل پور (نفت آبادان و سایپا)، حسین عساکره (تیم ملی نوجوانان و تیم ملی دانش آموزی)، مهدی مقدم(دروازبان و عضو تیم ملی دانشجویان)، توفیق خضیراوی (نفت آبادان، فولاد نوین و مربی فعلی شهباز شادگان) را میتوان نام برد .
از بازیکنان مطرح حال حاضر شادگان می توان مسلم مجدمی (بزرگسالان نفت آبادان)، میثم دورقی (استقلال خوزستان)، محمدرضا آشیان (تیم ملی جوانان و امید نفت آبادان)، جعفر سلمانی (امید نفت آبادان)، حمزه جنامی و حسین عساکره (جوانان نفت آبادان)، رضا بازوله (امید نفت اهواز و شهباز شادگان)، عباس مقدم کیا و رستم آلبوموسی را نام برد. و اما تیم ریشه دار شهباز تنها نماینده این شهر فوتبال خیز در لیگ برتر استان با مشکلات عدیده ای دست و پنجه نرم می کند که مهمترین آنها مشکلات مالی است ، اما محمد شیرازی مدیر عامل زحمتکش و از خود گذشته این تیم، بتنهایی بار تمامی مشکلات را به دوش می کشد و به هر نحوی که شده نمی گذارد بیرق فوتبال شادگان بروی زمین بماند.

اما سوالی که ذهن مرا به خویش معطوف کرده این است که این مدیریت و مربیان زحمتکشی همچون سید عادل موسوی، توفیق خذیراوی و بازیکنان شهباز و کلا فوتبالیست های شادگانی تا کی میتوانند با این مشکلان دست و پنجه نرم کنند؟ در زمین شبه خاکی شادگان تا کی می توانند در مقابل این مشکلات قامتشان شکسته نشود؟
تا کی این تیم مردمی و سمبل فوتبال شادگان می تواند با دست خالی به مصاف غول های استان برود؟
تا چه زمانی فوتبال شادگان خواهد توانست استخوانهایش زیر بار مشکلات مالی و بی مهری مسئولین خم نشود؟
مگر هزینه چمن نمودن ورزشگاه شادگان چقدر میشود؟
مگر نه خاک شادگان حاصلخیزترین است؟
پس مسولان فوتبال استان و کشور:
تا دیر نشده به داد الماس فوتبال کشور برسید و با کشف استدادهایش و بها دادن به آنها، این الماس خاک خورده را تراش داده و آن را همچون نگینی درخشان بر انگشتر تیم های باشگاهی کشور و تیم ملی قرار دهید تا بیش از پیش بدرخشند و با تلالوی خیره کننده خویش، جهانیان را مبهوت و مسحور جادوی خویش کنند تا در تنگناهای افول بازیکنان خوزستان و تیم ملی شاهد ظهور بازیکنانی همچون مجاهد خضیراوی با آن تکنیک ناب تکرار ناشدنی باشیم.
نویسنده/محسن بابادی-مهندس شیمی دانشگاه آزاد ماهشهر-آنالیزور و کارشناس فوتبال ایران.