1405/03/24 09:47


128596
تاریخ انتشار: 1396/04/12 01:28
یاداشت دریافتی از حبیب جهان آرا/
بخش زیادی از تمدن بشری تا به امروز هم در نتیجه دگراندیشی بوده و برای دست یابی به بعضی از شرایط ها چاره ای جز در عبور از جاده دگراندیشی نبود

عصرجهان؛ حبیب جهان آرا- از خواننده خواهانم  که زود به داوری نپردازد و تا پایان یاداشت را بخوانند
دگراندیشی در لغت و اصطلاح به معنای متفاوت اندیشیدن است.
و در عرف قدیم به معنای خرد گرایی بکار می رفت و در سالیان نه چندان دور به طبقه روشنفکران گفته میشد.
به یادگار گذاشته شد که فرشتگان، اراده ای از جانب خود ندارند و مامور به اراده پروردگار هستند. ظاهرا جناب شیطان هم در زمره فرشتگان به شمار میرفت تا اینکه اراده خداوند بلند مرتبه بر آفرینش انسان کارگر شد. و فرشتگان بر سجده وی ، فرمان داده شدند.
به روایت تاریخ در کتب دینی، جماعت فرشتگان پذیرنده فرمان پروردگار شدند و تنها  شیطان از این دستور سرباززده است. حال به نظر می رسد که شیطان به  واسطه صفت اختیار، از زمره فرشتگان خارج و به این حکم خداوند معترض و در واقع تَمرد نموده چنانچه گویا شیطان آفرینش او از نوعی دیگر بوده است فلذا سوالاتی در این زمینه قابل پرسش هست که طرح آنها در اینجا میسر نخواهد بود
اما آنچه شایان بیان است پاسخ شیطان به خواسته خداوند باریتعالی است که آغازگر تعمق و نگاه ژرف ،در حوزه آفرینش را رقم زده است.
براین اساس آغاز دگراندیشی دقیقا از همان آغازین آفرینش بواسطه شیطان کلید خورده است .و در ادامه بعد از آن با طغیان و سرپیچی آدم ابوالبشر دگراندیشی در فرآیند حیات آدمیزادگان آغاز گردید ، علی ای حال دگراندیشی را تفسیر و رویکرد متفاوت خواهد بود و میتوان گفت که در تمام ادوار تاریخی ریشه دارد . پس براساس روایت کتب دینی شاید اولین موجودی که طرح دگراندیشی را بنیان گذاشت  شیطان بود، آنجایی که در تقابل با فرمان خداوند به ادعای دیگری پرداخت و به همین سبب مغضوب واقع شد
 و سپس در ادامه حیات هستی و نشو و نمای فرزندان بشر این طرح به شیوه خاص خود بر پهنه هستی بار نهاده شد .
دگر اندیشی عبارت است از ارائه مبانی متفاوتی از جانب دگراندیشان برخلاف  شرایط موجود و گاهی هم  در لباس اعتراض و بد اندیشی انگاشته میشود.
و یا اینکه دگر اندیشی شاید به نوعی تعریفی از روشنفکری باشد یا  همان خرد گرایی که  پیشینه آن بصورت یک اندیشه و روش مکتوب  به  بیش از 3000  هزار سال پیش بر می گردد. پس برگزیدن این شیوه از جانب دگراندیشان  دشواریهای خاص خود را داشته و خواهد داشت و  گاهی ممکن است انسان حتی برخلاف آنچه از نظر خود صحیح و یا ناصحیح باشد دچار دگراندیشی شود و یا اینکه جان خویش را به مهلکه بیندازد  و یا  به این معنا که در هر جامعه و یا دوره ای از تاریخ بشر، جای پای دگراندیشی  وجود دارد البته ممکن است که در هر برهه ای از زمان به اشکال متفاوتی ظهور کرده و این ظهور یا بصورت فردی و یا گروهی به عرصه وجودی گام نهاده است.
و همچنین میتوان تعریفی دیگر از آن ارائه نمود مبنی براینکه  طرح نمودن  نظریات نو و جدید در مخالفت با انچه که حاکمیت را مشروع میداند خود به نوعی  هم دگراندیشی است حال ممکن است این نواندیشی یا دگر اندیشی در حوزه دانش تجربی باشد و یا اینکه در حوزه  علوم نظری اتفاق بیافتد و مهمتر از همه ممکن است در حوزه دانش حکومت داری و جامعه شناسی و اعمال قدرت اتفاق بیفتد مثلا در حوزه  علوم تجربی سالیان متمادی بشر آن روز معتقد بود  این خورشید است که به دور زمین می چرخد  و مخالفت با این اندیشه جرم سنگینی را در بر داشته است و یا اینکه ارائه طرحها برای براندازی و انقلاب خود نوعی دگراندیشی خواهد بود که تا کنون در تاریخ بشر توانسته است آثار زیادی را از این رویکرد برجای بگذارد
لذا در آن روزگاران  اشخاصی با دگر اندیشی و پژوهش هایی برخلاف رویه حاکم به نتیجه متفاوت  دست یافته اند
پس نتیجه میگیریم که بخش زیادی از تمدن بشری تا به امروز هم در نتیجه دگراندیشی بوده و برای دست یابی به بعضی از شرایط ها چاره ای جز در عبور از جاده دگراندیشی نبود
اما در نگاه کلی میتوان با دو هدف به شرح دگر اندیشی  پرداخت
1-دگر اندیشی با هدف و رویکرد مثبت
2-دگر اندیشی با هدف و رویکرد منفی
از ابتدای کنکاش و کنجکاوی بشر در دست یابی به راه حل آنچه در رویارویی با او قرار داشت بشر برای گزینش، دو راه در پیش رو داشت یکی تسلیم محض شرایط های موجودی که در طبیعت و یا از جانب انسان در طبیعت وجود داشته و دارد که نتیجه ای جز ادامه حیات بشکل سایر جانوران را در بر نداشته و همواره در این مشی نتیجه همان اسارت در عدم تحول پذیری بوده و دوم اینکه باید راهی را در تعامل و یا تقابل با  شرایطها موجود دست و پا کرده که خدای آفریننده ابزار این تلاش  برای فرار از بن بستها را در نهاد وی قرارداده است و این ابزار همان استعدادهای  بالقوه مبتنی بر اراده و یا خواسته های بی حد و اندازه بشر است که در حقیقت مدنیت حاکم بر جهان هستی مرهون برگزیدن شیوه دوم و همچنین  شکوفایی استعدادهای انسان بوده و خواهد بود
اینجاست که می بینیم فرزندان انسان در گزینش راه دوم موفق تر بوده اند پس باید گفت که دگر اندیشی وزش دوسویه ای هست که  در تاریخ سودمندیهای فراوانی داشته و یا گاها منجر به زیان و فروپاشی گردیده است
پس اگر دگر اندیشی با هدف مثبت از جانب فردی یا افرادی در جهت احیای حیات بهتر در جهت رشد و شکوفایی جامعه برخلاف واپسگرایی و یا ایستایی و یا حاکمیت نامشروع صورت گیرد قابل ستایش است اما متاسفانه بواسطه  حاکمیت هایی که استمرار قدرت  و منافع خویش را در  گرو تکیه بر خرافه پرستی یا حتی رویکردهای بدعت شده میدانستند و  آن  را وسیله مشروعی برای روپوش گذاشتن بر مقاصد خویش انگاشته و از این طریق ابزار مقابله با نو اندیشی یا همان روشنفکری یا دگراندیشی را بنا نهاده و با این مشی از خرد گرایی چهره ای خشونت گرا را به جامعه معرفی نمودند
و در موضوع دگراندیشی با هدف منفی باید گفت که هر گاه  فرد یا افرادی اقدام به طرح و ارائه فرهنگ و یا دانشی کنند که با نیازهای واقعی یک جامعه مغایرت داشته باشد و یا سبب شود که معیارهای اخلاقی و دینی و فرهنگی و حتی علمی جامعه فرو ریزد و نهایتا منجر به انهدام مکانیزمهای حیاتی جامعه شود این موج دگراندیشی  سزاوار سرزنش و محکوم است
در نتیجه می توان گفت دگراندیشی همان متفاوت اندیشیدن  چه با اهداف پسندیده و یا ناپسند است
و در پایان لازم به بیان است  همانطور که در متن این مقاله یادآوری شد دگراندیشی از نگاههای مختلف برداشتهای گوناگونی از آن برخاسته  میشود لذا بعنوان مثال میتوان آنچه در بلاد خاور میانه اتفاق می افتد را ناشی از یک نوع دگراندیشی منفی تلقی کرد
     -----------------------
    جهان آرا – حبیب




Copy Right 2013 Artmis.ORG