1405/03/26 18:16


149425
تاریخ انتشار: 1396/06/03 16:52
یاداشتی دریافتی از هادی جلالی زاده/
قلم و نوشته یک نویسنده در حصار زمان و مکان که دو عنصر تعیین کننده هم هستند محدود نمی شود؛ و وظیفه انتقال معانی و مفاهیم را از پس هزاره ها به انجام می رساند؛ و در پس این انتقال معنایی و مفهومات؛ زمینه را برای داوری گفته ها و بهره وری و بهره مندی انسانها در طول تاریخ فراهم می سازد؛ و زمینه ساز تعالی بشر در قرون مختلف شده است

عصرجهان/"وظیفه اهل قلم" نوشته هادی جلالی زاده
بسم الله الرحمن الرحیم
ن والقلم و ما تسطرون ( سوره قلم آیه 1 )
وظیفه اهل قلم
گفتن و در کنار آن نوشتن ( در گونه های مختلف آن ) برترین و مهم ترین وسیله انتقال معانی و مفاهیم در میان ابنای بشر به حساب می آید ؛ البته در مسئله معانی و مفاهیم نمی توان از سهم مفید و موثر تصویرگری ؛ مجسم سازی و سایر آثار هنری به سادگی گذشت ؛ و تاثیر انها را بر محیط و اجتماع نادیده گرفت ؛  اگر چه عنصر اصلی و وظیفه محوری در این مسئله بر مدار و دوش زبان و بر عهده قلم است ؛ و شاید به همین دلیل است که ذات مقدس حق به این نعمت الهی به صورت ویژه توجه میکند ؛ و آن را موضوع یکی از سوگندهای مهم در کنار سایر سوگندههای خود قرار میدهد ؛ قسم به قلم و انچه که می نویسد ؛ این نکته بدهی است که هر چه رنگ هستی به خود گرفته مخلوق ذات مقدس حق تعالی است ؛ به همین منظور در سوره مبارکه زمر آیه 62 میخوانیم ( الله خالق کل شی ء ) او خالق همه هستی هاست ؛ و ما بکم من نعمته فمن الله ( سوره نحل ایه 53 ) لیکن دونعمت گفتن و نوشتن با صورتی متفاوت از نعمات دیگر در قرآن کریم توصیف یافته اند ؛ چنان که ذات باری تعالی خود را با نام شریف معلم  یا همان آموزگار گفتن و نوشتن معرفی می فرماید ؛ این مفهوم ملکوتی که ریشه در زندگی بشر دارد موجب  تعالی و ترقی جامعه بشری شده است ؛ و این ثمره وجودی قلم است ؛ و ترفیع دانشمندان و علماء نیز از ثمره قلم است ؛ وقتی میخوانیم که مداد یا همان قلم علماء یا دانشمندان  افضل از خون مجاهد شهید است بار معانی و جایگاه  ارزشی قلم را می رساند ؛ خدواند تبارک و تعالی در دو موضوع و سوره مختلف  از قرآن کریم و طی دو آیه از سوره الرحمن  امده ؛ خلق الانسان ؛ علمه البیان :  یا در سوره علق میخوانیم "علم بالقلم؛ علم الانسان ما لم یعلم"
این نگاه رفیع ؛ بلند و ژرف  الهی به گفتن و نوشتن میزان اهمیت زبان و قلم را نمایان می سازد ؛ و در حقیقت آنچه نوشته یک نویسنده را به رکن رکین شکل گیری تاریخ تمدن کهن مبدل می سازد ؛ همین نگاه ژرفنگرانه و رفیع و مرتبت عظیم به خواندن و نوشتن است ؛ چرا که قلم و نوشته یک نویسنده در حصار زمان و مکان که دو عنصر تعیین کننده هم هستند محدود نمی شود؛ و وظیفه انتقال  معانی و مفاهیم را از پس هزاره ها به انجام می رساند؛ و در پس این انتقال معنایی و مفهومات؛ زمینه را برای داوری گفته ها و بهره وری و بهره مندی انسانها در طول تاریخ فراهم می سازد؛ و زمینه ساز تعالی بشر در قرون مختلف شده است


با این تحلیل قلم چون میزان یا ترازو و ابزار سنجش و وسیله فهم میزان درک نویسنده است ؛ لذا از این جهت بر زبان (خواندن) برتری دارد ؛ چرا که گفته گوینده اگر به کتابت مقید نباشد ؛ در پس روزها و روزگاران تاریخ گم میشود ؛ لیکن انچه به همت قلم به کتابت در امده به محاق نخواهد رفت ؛ با این توصیف سنگینی بار قلم و نیز انکه قلم را در دست میگیرد روشنی می یابد ؛ و اگر بگویم قلم روح و قلب و روان و فکر را جلاء می بخشد ؛ سخن بیهوده ای نگفتم طبق اموزهای قرآنی ؛ در یک جمله می توان گفت که ؛ قلم به خلقت انسان ثمر بخشید
هادی جلالی زاده                       
3  مرداد 1396
پایان قسمت اول




Copy Right 2013 Artmis.ORG