1405/03/29 10:13


19270
تاریخ انتشار: 1394/11/22 00:49
اعتقاد به شخصی بودن نماز و بردن آن به حوزه فردی از سوی شما این برداشت می شود که شما معتقد به تفکر سکولاریسم هستید.

پایگاه اطلاع رسانی عصر جهان/علی سعادت

جناب حجت الاسلام از صحبت ها و فرمایشات شما در بین بعضی از جوانان در مسجد قبا آن هم در نقد آقای هدایتخواه که بیشتر جنبه تخریب داشت چند نکته را برداشت کرده ام که امیدوارم شما جوابگوی سوالات ما باشید.

شما در جمع جوانان بیان داشته اید که نماز خواندن یک مسئله شخصی است و این نماز خواندن چه دردی از درد مردم مناطق محروم دوا می کند.

اگر که واقعا اینطور است پس چرا این همه بودجه خرج حوزه های علمیه آن هم برای امری شخصی می کنید کسانی امثال شما تحت عنوان روحانیت برای ارشاد مردم و برپایی نماز  با این همه بودجه چکار می کنید  این همه پست و مقام و القاب را به چه خاطر از آن خود کرده اید و بدان می بالید و در یک کلام اگر نماز و عبادات یک مسئله فردی است پس فلسفه وجودی شما چیست ؟

جناب آقای آنچه شما آن را به یک مسئله فردی و شخصی تقلیل داده اید مهمترین ابزار قرب الهی و مهمترین وسیله سعادت بشر است و این سعادت بشر در چیزی خلاصه می شود که عصاره و چکیده تمام مکاتب الهی،آموزه های دینی،اخلاقی و اجتماعی است که نمود این خضوع و خشوع در برابر حق تعالی در در نماز  تجلی می یابد.

اعتقاد به شخصی بودن نماز و بردن آن به حوزه فردی از سوی شما این برداشت می شود که شما معتقد به تفکر سکولاریسم هستید. تفکر  سکولاریسم یعنی جدا کردن دین از دیگر حوزه های اجتماع و بردن آن به حوزه شخصی و فردی.اما سوال من از شما این است که مگر می شود که شخصی مسلمان باشد و آموزه های دینی را باور داشته باشد اما پای عمل که برسد شانه خالی کند،آموزه های دینی مثل عدالت،شایستگی،حیا، تولی و تبری،ظلم ستیزی،حق طلبی،عزت طلبی،مقابله با فساد در همه ابعاد و حوزه ها مجموعه اعتقادات دینی یک شخص را شکل می دهد اما مگر می شود با زیر پا گذاشتن این آموزه ها و اعتقادات توسط دیگران دست روی دست گذاشت و همچون صوفیان عزلت و گوشه نشینی اختیار کرد اینجاست که پای سیاست به میان می آید و باعث می شود که سیاست و دیانت لازم و ملزم همدیگر باشند. در چنین شرایطی که بسیاری از حق ها ناحق شده، تبعیض و بی عدالتی و قوم گرایی و فساد اداری و اخلاقی و ارتشاء و پارتی بازی دامن ادارات ،نهادها و جامعه ما را گرفته و عزت مردم را لگد مال کرده آیا ندای حق طلبی،عدالت خواهی و عزت طلبی سر دادن انسان مسلمانی را باید منفعت طلبی تفسیر کرد؟ آقای راستگویی اگر عدالت خواهی،حق طلبی، عزت طلبی و خدمت بدون منت با ریختن آبروی شخصی که نافی و ناقص چنین معیارهایی بوده حاصل شود باید در تعجیل آن از جان دل مایه گذاشت و اگر فریدون ها و کاوه ها و ابراهیم ها و طالوت ها و محمد ها و علی ها و حسین ها  و خمینی ها فریاد عدالت خواهی و عزت طلبی سر نمی دادند ماهیت کسانی امثال ضحاک ها و نمرود ها و جالوت ها و عمروعاص ها و یزید ها و رضاخان ها برای مردم هویدا نمی شد و مردم اهریمنان و گرگ های زمانه خود را نمی شناختند.

حجت الاسلام........ در هیچ جای قران نمیتوان یافت که ایمان بدون عمل صالح ذکر شده باشد و همیشه این دو لازم و ملزم همدیگر بوده اند و اینک بعضی از کسانی که خود را در لباس پیامبران و امامان و صالحان می بینند فقط ایمان را چسپیده و عمل صالح را به کلی فراموش کرده اند و به کلی فراموش کرده اند که عمل صالح در حق طلبی،عدالت خواهی،عزت طلبی، ساده زیستی و خدمت بدون منت به خلق ،برپایی عدل و قسط عینیت می یابد.

جناب آقا به نظر شما اگر نماینده و مسئولی را به خاطر ضعف عملکردی اش به بوته نقد کشاند و آن را نسبت به وظایف و تلکیفی که بر عهده اش گذاشته اند بازخواست کرد و توده مردم را در انتخابشان هوشیار نمود و آیا هوشیار کردن و آگاه کردن مردم در انتخابشان را باید حمل بر بی آبرو کردن شخص مسئول و نماینده دانست یا وظیفه شرعی در هدایت مردم در انتخاب راه مستقیم و اگر این راه مستقیم را انسانهای شایسته و متهد و دیندار به مردم نشان ندهند که کسی باید این مهم را بر عهده گیرد؟

جناب آقای حجت الاسلام........ ای کاش حد اقل یک بار وصیت نامه حضرت امام خمینی را میخواندی واگر خوانده بودی کاش کمی در آن تامل و تفکر می کردی چون آن موقع می فهمیدی چنین اداله کلامی آن هم در بین دانشجویان و جوانان چقدر می تواند به اسلام و جایگاه روحانیت خدشه وارد کند .

سیاست به انزوا کشاندن روحانیت و گسست حوزه و دانشگاه از سیاست های رضاخان و خلفش محمد رضا شاه پهلوی بود که برای جلوگیری از بیداری امت اسلامی،متحجر خواندن اسلام،سیاست جدایی دین از سیاست را در سر داشتند و بدان اقدام کردند اما این رواج سکولاریسم گرایی و این سیاست رضا خانی این بار توسط عده ای منفعت طلب و سودجوی طرفدار نامزد حمایت شده شما برای کسب آراء جوانان و دانشجویان به قیمت تخریب ولایت فقیه و جامعه روحانیت و برای تفرقه و جدایی بین حوزه و دانشگاه در فضای دانشگاه و خوابگاه های دانشجویی به نمایش گذاشته شد و شما دمی بر نیاوردید.

مطلبی که خوانید از سری یادداشت های دریافتی مخاطبین عصرجهان است و انتشار آن الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست.




Copy Right 2013 Artmis.ORG