1405/03/26 14:37


202620
تاریخ انتشار: 1397/02/15 22:55
کلانشهر پایتخت که کسر بزرگی از جمعیت کشور را در خود جای داده، اما با مشکلات زیادی در خصوص تامین آب مواجه است و به رغم آن، هیچ تدبیری برای تامین آب آن در روز‌های خشکسالی اندیشیده نشده است

اتفاقی وسیع‌تر از آنچه در اصفهان و برخی دیگر از شهر‌های خشک کشورمان روی داده، چشم انتظار پرجمعیت‌ترین شهر کشورمان است، اما کوچکترین انعکاسی در رفتار مسئولان نداشته و ندارد. ظاهرا همه منتظرند بحران از راه برسد، بعد درباره‌اش اظهار نظر کرده و برایش چاره‌جویی کنند.
 
تابناک نوشت: به رغم بارندگی‌های اخیر در سراسر کشور، آمار و ارقام حکایت از آن دارد که سال آبی 96-97، یکی از کم بارش‌ترین سال‌های آبی کشورمان است. موضوعی که اگر برای ساکنان هر کشوری نگران کننده باشد، برای ایرانیان هراس‌انگیز است چراکه نیک می‌دانیم ساکن کشوری کم آب و خشک هستیم.

سرزمینی خشک که اگر در گذشته‌های دور ساکنانش راه کنار آمدن با کمبود آب را یافته بودند، حالا برداشت آب‌های زیرزمینی در آن آنقدر وسیع است که وضعیت بسیاری از نقاط آن بحرانی شده است. از استان‌های پرآب آذربایجان در شمال غرب کشورمان گرفته تا نواحی خشک مرکزی مانند اصفهان که مدت‌هاست بحرانش زبانزد خاص و عام است.

درباره کمبود شدید آب در اصفهان سخن می‌گوییم که اگرچه استاندار این دیار در خصوص آن توضیحاتی مختصر ارائه کرده، اما راهکاری برای رفع آن ارائه نشده است. مشکل که نه، بحرانی وسیع که ظاهرا راه گریزی از آن نیست مگر آنکه بار دیگر به سراغ طرح‌های انتقال آب برویم و آزموده‌ها را بیازماییم.

طرح‌هایی ناکارامد و موقتی که نشانه بی فایده بودن آن را در اعتراضات پرشمار و دامنه دار کشاورزان شرق اصفهان می‌توان دید. کشاورزانی که از حقابه کشاورزی شان محروم شده اند و از این رو معترضند، اعتراضشان هم به انتقال آب از اصفهان به یزد بر می‌گردد در حالی که در مرکز استان‌شان تنها راه فرار از بحران، جیره بندی آب معرفی می‌شود!

اوضاع وخیمی که شاید هم هنوز برای بسیاری از مسئولان ملموس نباشد، همان گونه که خشک شدن دریاچه ارومیه به مخیله کسی خطور نمی‌کرد، اما رخ داد. اتفاقی که حالا همه تلاش‌ها برای تصحیح آن به کار بسته شده، اما کمتر مثمر ثمر واقع شده است. بحرانی که اگر زودتر نشانه‌های آن درک شده بود، ممکن بود رخ ندهد یا وسعتش در ابعاد کنونی نباشد.

اتفاقی که حالا گریبان گیر اصفهان هم شده است. کلانشهر پرجمعیتی که فکر می‌کردند زاینده رود برای تامین آب شهروندان، کشاورزی و صنعت در آن تا ابد کفایت خواهد کرد، اما حالا مشخص شده برداشت وسیع آب از کارون هم برای تامین آب شرب شهروندانش کفایت نمی‌کند، چه برسد آب مورد نیاز برای کشاورزی. وضعیتی که به نوعی با مسائل امنیتی هم درآمیخته، اما به قدر پایان دادن به کشت محصولات پر آب بری، چون برنج هم منجر نشده است.

مساله‌ای بغرنج که پیش روی تهران نیز هست. کلانشهر پایتخت که کسر بزرگی از جمعیت کشور را در خود جای داده، اما با مشکلات زیادی در خصوص تامین آب مواجه است و به رغم آن، هیچ تدبیری برای تامین آب آن در روز‌های خشکسالی اندیشیده نشده است. شهری که در جنوب آن با فاضلاب برنج و صیفی جات کشت می‌شود، شبکه فاضلاب و تصفیه خانه به میزان لازم ندارد و اگر بارندگی در ارتفاعات البرز کاهش پیدا کند، تامین آب آن تقریبا ناشدنی است.

بحرانی که اگرچه در سال‌های اخیر بار‌ها خودنمایی کرده، اما موجب نشده مسئولان به فکر بیافتند و جبران مافات را در دستور کار قرار دهند. شاید از این رو که هنوز اوضاع در تهران مثل وضعیت دریاچه ارومیه ملموس نشده یا به مانند اصفهان، خطر بزرگ پیش رو، این همه نزدیک به نظر نرسیده است. خطری که وقتی از راه برسد، اوضاع ورای بحران آب خواهد بود. سلسله بحران‌هایی وسیع که بعید است مجال تدبیر امور را به کسی بدهد، اما چون دور و به باور برخی مسئولان بعید به نظر می‌رسد، تدبیر نمی‌شود.




Copy Right 2013 Artmis.ORG