حالا حکایت استان مفلوک خوزستان ، اول ریزمغزها پدرمان را در آوردند، بعد نوبت رسید به ریزگردها، بعد گربه رقصانی نماینده های استان در مجلس شورای اسلامی که تمام ادارات را شخم زدند
عصرجهان؛محمد شریفی-دوستان و یاران و اصحاب و اذناب مرتب و اندر مکرر شاکی شده اند که چه شده است؟! که محمد شریفی در لاک عافیت طلبی و محافظه کاری فرو رفته است ، دیردیر می نویسد و اگر هم می نویسد دست به عصا و با احتیاط تیر در تاریکی رها می کند، بعضی ها گفتند شاید سبیلش را دود دادند و بعضی ها گفتند شاید سبیلش را چرب کردند،پای سبیل که به میان آمد با چراغ خاموش یک عدد تیغ ناصت دوسوسمار خریدم و بدون آب و آیینه سبیل ها را از ته تراشیدم تا پاشنه آشیل را نابود کرده باشم ،تا از شر دود و دنبه و چربی در امان بمانم ، راستی تا یادم نرفت بگویم من بارها و بارها می خواستم حکایت گاو میرزا آقاسی را برایتان حکایت کنم ، اما نشد که نشد، ولی امروز شیطان رفت توی جلدم که گاو را با سیاق و ادبیات مخصوص خودم که خیلی هم تعریفی نیست ،را برایتان بازگو کنم.

چنین روایت نموده اند: که جناب حاج میرزا آقاسی صدراعظم محمد شاه قاجار ، گاومیشی داشت كه از هفت دولت آزاد بود،هر كجا که دلش می خواست سرک می کشید و هر چه می خواست نوش جان می کرد و هیچکس هم جرأت ممانعت و مخالفت از زیاده خواهی جناب گاو صدر اعظم را نداشت. این گاو صاحب قدرت دندان های بازار و کسبه را دقیق شمرده بود و بر اساس همان شناخت، وقتی وارد بازار می شد به هر دكان و مغازه ای كه می رسید، خوردنی ها را سر می کشید، بعد طبق های حاوی شیرینی ها و حلواجات را به انضمام كوزه های ماست و روغن را با تغارهای پنیر می ریخت و می شكست. نکته جالب اینجاست که صاحبان مغازه های تعرض شده و آسیب دیده هم عین مجسمه ابوالهول می ایستادند و بربر به جناب گاو محترم نگاه می كردند، بدون آنکه جرات داشته باشند،گاومیش جناب صدراعظم را از مغازه بیرون برانند. بیچاره ها آنقدر منتظر می ماندند تا گاومیش خودش حوصله اش سر برود و هر وقت دلش خواست و میلش کشید از مغازه تشریف فرما بشود. تنها چیزی که به عقل دکانداران رسیده بود ، این بود که ، وقتی سر و كله گاو میرزا آقاسی نمایان می شد، حضرات دکاندار به یكدیگر نان قرض می دادند و همدیگر را را خبردار می كردند که درب مغازه ها را ببندند..
حالا حکایت استان مفلوک خوزستان ، اول ریزمغزها پدرمان را در آوردند، بعد نوبت رسید به ریزگردها، بعد گربه رقصانی نماینده های استان در مجلس شورای اسلامی که تمام ادارات را شخم زدند و از مدیر تا سرایدار را عوض کردند و ما هم مثل دکانداران عهد میرزا آقاسی یه کلام نگفتیم ، بعد شرجی و گرمای برالامان، بعد نوبت رسید به دود نیزارهای هورالعظیم و بوی سوختگی گاومیش های سوخته در هور...