1405/03/29 03:58


31387
تاریخ انتشار: 1395/04/11 14:05
حکایت طنز/
القصه ویس مراد سر انگشتی حساب کرد که ان 2 روز در یک مسافرخانه بیتوته کند تا جواب ازمایش را بگیرد و با دست پر به........

محمد شریفی/پایگاه اطلاع رسانی عصرجهان

حکایت یکم:دوست دیرین ما جناب ملا عبدالرسول نوری ,بیست و پنج سال پیش در یکی از قراء صعب العبور ولایت سردشت دزفول مشق معلمی همی نمود ,ایشان برایم خاطره ای نقل نمودند که من اینجا ان را نقل به مضمون می کنم.
نیک مردی در یکی  از قراء سردشت به بستر افتاد و سخت ملول و بیمار گشت بنا به توصیه ملا عبدالرسول که هم معلم بود و هم حکیم بیمار را بر استر نشاندند تا به سردشت رسیدند و از انجا با ماشین به بیمارستان افشار دزفول بردند .پزشکی حاذق بر بالین بیمار امد و با جد و جهد به معاینه و درمان ان نگون بخت پرداخت ....پزشک موصوف خطاب به همراهان گفت : بیمار غیر قابل انتقال است و همینجا بستری می شود ...اما نیاز به ازمایش دارد که ما در دزفول امکانات انجام ان را نداریم .فلذا یکی از همراهان باید نمونه ی ازمایش را به بیمارستان جندی شاپور اهواز برساند  و سپس نتیجه ازمایش را برق اسا به من برساند.همراهان بیمار شورا گرفتند و جناب ویس مراد که خواهر زاده بیمار بود و از طرفی شهر رفته هم بود را با مقداری پول و پلا و نمونه ازمایش روانه اهواز نمودند,ویس مراد هم خودش را به ازمایشگاه بیمارستان جندی شاهپور  رسانید ,نمونه را تحویل داد و قبضی در دستش دادند که 2 روز دیگر برای گرفتن جواب ازمایش مراجعه کند .
القصه ویس مراد سر انگشتی حساب کرد که ان 2 روز در یک مسافرخانه بیتوته کند تا جواب ازمایش را بگیرد و با دست پر به دزفول برود.
در تاریخ مقرر خودش را به ازمایشگاه رسانید ,جواب را دریافت کرد,سپس از پزشکی که وارد ازمایشگاه شده بود ,ویس مراد ازش خواهش و التماس نمود  که جواب ازمایش را برایش تفسیر کند.پزشک هم با دقت برگه ازمایش را ورانداز کرد و با لبخندی از امید گفت : جواب ازمایش عالی است و هیچ مشکلی ندارد.
 ویس مراد از فرط خوشحالی خودش را به تلفن خانه اهواز رساند تا خبر  سالم بودن جواب ازمایش را به دزفول برساند... گوشی را برداشت و پشت خط با اب و تاب تمام گزارش سلامت ازمایش خان دایی را تشریح می کرد..    اونی که پشت خط بود گفت : اقا ویس مراد تسلیت 2 روز است که خان دایی شما به رحمت خدا رفت.او را به خاک سپردیم و خیراتش را هم دادیم....دیگر توفیری هم نمی کند که جواب ازمایش چه باشد ....بیچاره ویس مراد ماتش زده بود


حکایت دوم:هر دم از این باغ بری می رسد ...  تازه تر از تازه تری می رسد.افشای فیش های حقوقی چند ده میلیونی و چند صد میلیونی مدیران اقتصادی دولت تدبیر امید  در شبکه های مجازی  . .جماعت را در بهت و اندوه فرو برد. و اخرین امیدشان را نا امید. و اقدام قاطعی تا کنون جز انداختن تقصیر  بر گردن دولت احمدی نژاد صورت نگرفت و این نهایت عذر بد تر از گناه است . ظاهرا درب دیزی از زمان دولت محمود تا کنون باز باقی مانده است اما حیا کجا رفت .....   
حکایت اخر : تا دولت تدبیر و امید به خود بیاید و در این راستا گامی بردارد ,ناگهان بانگ بر اید خواجه رفت و چهار سال تمام شد و کلاغه هم به خانه اش نرسید .
نتیجه گیری:اقدامات دولت من را به یاد ویس مراد ,بیمار نگون بخت سردشتی و پزشک حاذق دزفولی بیمارستان افشار و جواب ازمایش بیمارستان جندی شاپور اهواز می اندازد...  شما چی ??????




Copy Right 2013 Artmis.ORG