1405/03/19 02:40


322739
تاریخ انتشار: 1404/09/15 19:25
یادداشت|علینقی خلیلی
در یکی از روزهای دل‌انگیز آذرماه، دلی جویای حال درختان بلوط در دامنه‌های کوه حاتم، من را به سفری پر از یادآوری خاطرات و اشتیاق دعوت کرد. با وجود سرما و مشکلاتی که سن بر دوش می‌گذارد، اکنون زمان آن است که به سوی ریشه‌هایم برگردم و با درختان بلوطی که سال‌ها به قوم لر خدمت کرده‌اند، دیداری تازه داشته باشم.

پایگاه عصرجهان؛ علینقی خلیلی فرزندایل سترگ بهمئی
‐--------------------
دریک روز ازآذرماه ودر خزانی دل انگیز و فرحبخش فارغ آلودگی هوا براثرعوامل مختلف ناشی ازعملکرد بشر دلم هوای جویای حال درختان بلوط در دامنه های کوه حاتم کرد. هوا بشدت سرد وباحال پیریم ناسازگار ولی چکنم؟! خواسته دل بود و دراسارت دل مشکلات خاص خود را دارد.   
بهرحال عقل حکم کرد تا بادرختان بلوط دامنه کوه حاتم دیدار و حال واحوالی داشته باشم.  همان درختان بلوطی که سالیان سال بقوم لر واز جمله لرهای بهمئی خوَش خدمتی شایان وبی تکلف کردند و می‌کنند.دل مرا تشویق ولی زانو هایم براثر عوالم پیری بادل همیار مشفق نبود!؟
سرانجام بیاری دل و عزم راستین ناشی ازتعلق خاطر به این درخت معجزه گر قوم لر،مصائب سفررا به جان خریده و عازم دیار معبود شدم. به تنگ ساولک که در محاصره کوه حاتم است و از دوران نو جوانی وجوانی بس خاطرات خوشی ازآن نصیبم شد وسالها از مزایای درخت  بلوط برخوردار بودم وارد، وبه زیردرخت بلوطی رفتم تا از احوالش جویا وگفتگویی نمایم .در جای مناسبی نشستم.


ابتدا به او سلام واز حالش پرسیدم.باد سرد بر سینه کوه حاتم می وزید و زوزه کنان بر درختان بلوط ،سرو وحشی،بنه وسایر درختان تنگ ساولک پژواک خاصی برمیخاست ودل هرشیری وپلنگی را به هراس می انداخت بر تن پیرخود رابا پالتویی پوشیدم تاازاین مضرات باد سرد وهیاهوی کوهستان خود مصون دارم وباگرمی دل و بااحساسی گرمتر بادرخت بلوط که یار و یاور قوم لر درخشکُسالی و تنگدس تی بوده بهتر به گفتگو بپردازم. اورا صداکردم وگفتم ای درخت بلوط که برای قوم لر هم پدر بودی وهم مادر ازلیکک که نزدیک تنگ ساولک است آمده ام تا ببینم وضع وحال شما وسایر درختان بلوط در اینجا و کوه حاتم جویا شوم.
حالا به من بگو که اوضاعتان چگونه است؟ درخت بلوط درحالی که به خود میلرزید از وزش باد سرد وبرگهای پاییزی سرو صدای گوش خراشی می‌دادند. گفت دیگر نه حالی داریم و نه احوالی.تن لخت مرا میبینی؟ گفتم بلی،
گفت:همین ۲ماه پیش فرزندانم ازقوم لر برای چیدن میوه شاه بلوطم که غذای غالب آنهاست با چوبهای دراز به جان وتنم زدند تامیوه بچینند!! آنها می‌توانستند بهتر و اصولی تر بابکان دادن شاخ وبرگم این کار بکنند.ولی نکردند!!
اینک میبینی که تنه ام براثر آن چوب‌ها زخم و تاب تحمل این باد سرد را ندارم و به خود میلرزم. قطرات اشک از گفته اش برگونه هایم جاری شد. اومتوجه شد که دارم گریه میکنم. بهم گفت: فرزندم گریه نکن و بگذار تا جفایی که توسط نااهلان وبی خردان برما درختان بلوط روا شده وتمامی ندارد برای فرزندم بازگو وشما که فرزندم هستید برای دیگر فرزندانم نقل قول شاید شیر مادری بجوش آید وبرای نجات  مادر وپدر خود تلاش مجدانه کنند.
فرزندم دراینجا که مرا ملاقات کردید، چند سالی است که منطقه قرق وحراست شده اعلام وتقریبا" کمتر آ صیب دیده ودر امانیم.
ولی ازپهن دشت کوه حاتم برایت بگویم که زمانی مملو ازدرختان بلوط وشاه بلوط مان غذا غالب قوم لر بوده و ازطرفی بز ومیش همین قوم از میوه ما تعلیف نه نیاز به کاه داشتند ونه یونجه.وبعلت  مقوی بودن میوه ام سالی چند بار زایمان میکردند.ولی حالا چی؟!
مکثی کرد وادامه داد از حدود ۶۰سال پیش فرزندان ناخلف بلوط با تبر وسایر ابزار دستی بجان درختان بلوط کوه حاتم افتادند وبا تبدیل تنه ما به زغال تا گرم کننده محفل اغنیا وقوم غیرلر دربساط افیون کشی وسایرامورآنها شود.آیا این حق ما بوده است؟! شنیدم که اخیرا" همان فرزندان نا خلف وبیگانه پرست با آره برقی بجان درختان بلوط کوه حاتم افتادند وآن پهنه دشت بلوط را
تبدیل به تلی ازخاکستر تنم کردند.کاری کردندکه ازآن جنگل بلوط دیگر چیزی نماند.
آنها فرزندان ناخلف  وبیگانه پرست بودند که راضی به نابود کردن درختان رعنا و قوی هیکل بلوط شدند تابا سوختن آن وتبدیل نمودن به زغاِل محفل اغنیا وثروتمندان گرمابخش و خود به مال منالی برسند!! افسوس وصدافسوس که به چنین افرادی لقب فرزند گذاشتم؟! آنها جور خیانت به پدر ومادر خواهند دید وعاقبت خوبی در انتظارشان نیست. درمنطقه ای که من حضور دارم بعلت قرق وحراست امن و پریشان احوال نیستم.
وچندسالی است که در حوالی ام تعدادی از فرزندان برومند و رسیدم بصورت گروهی  ودرموسم مناسب بکاشت تخمم مبادرت تا شاید جای سوخته سبز گرددو مأوا و پذیرای قوم لرشود.سلام مرا به این فرزندان دلاورم برسان که چنین ازاقصی نقاط به حوالی ام می آیند وبه کاشتم همت می‌کنند.مرحبا به چنین فرزندان خلفی که حرمت مادر خودرا داشته وچنین عمل خداپسندانه ای را انجام می‌دهند.

فرزند وفادارم که به دیدارم آمدید.

شما ودیگرفرزندانم میگویم: بنابه اراده خداوند یکتا در روز ازل تخم بلوط عمدتا" در رشته کوه زاگرس از گیلانغرب تا شیراز پاشیده شد وازآن روز تاامروز 2000سال می‌گذرد. خوشحالی ما اینستکه تخم‌ مان دراین فاصله خاکی دردیار قوم لر پاشیده شد.وبه حکمت الهی در دشت دمن،دشتها،صخره ها وسنگهای زاگرس رشد و تناور شده ایم نه نیازی به کود ونه نیازی به آّبیاری و مراقبت.سبز شده ایم نمادواقعی زاگرس قهرمان گشته ایم.دراین مدت میوه ام شاه بلوط پس ازتغیرات ماده به نام کلگ بدست آمد که زنان دلاور قوم لر نان بلوط تهیه که قوت غالب این قوم بهمین جهت درخشکسالی و قحطی به داد این قوم رسیدیم.

ازنانم فرزندان دلاوری ازاین قوم بوجود آمد که دربرابر هر اهل کرمی تواضع و دریوزگی نمیردند.بهمین جهت هرجا درخت بلوط وجود داشت.بی شک یک ویا چند خانوار لر درحوالی آن سکونت داشتند.بهمین خاطر دراویش عامیانه مارا درخت لر ویالرها را فرزندان بلوط می‌نامیدند.درحالیکه لر ها در کاشت و توسعه کشت، هیچ گونه دخالتی نداشتند!! بلکه این سنجابها و خوک های وحشی بودند که باشخم زمین‌های اطراف وزیرپایمان شاه بلوط بجامانده درهنگام چیدن قاطی خاکم میکردند. سنجابهاهم با جست وخیز درمیان برگها و بلوط های فرو ریخته این کار رامیکردند.

 تا نسلم را پرورش وبه شاخه نورسته ودرخت بلوط تبدیل و نسل درخت بلوط دراین سرزمین دلاوران و وطن پرستان منقرض وبرچیده نشود. مادرهمه حال حامی و مددکارقوم لر بودیم.بهنگام جدل وجنگ با بیگانه و بیگانه پرستان تنه وریشه خود را آسیبی نبینند.

ازشاخ وبرگم کپرمیساختند تا تابستانهامحل آسایش آنها شوددرزیرسایه ام آنها پناه داده تا ازنسیم خنک سایه مان روزها و ساعتها از آسایش آن بهره ببرند. ازطرفی شاخه ها وتنه قوی خود به آره وتبر می سپردیم تا ازآنها درزمستان برای خود منزل وبرای احشام آغل بسازند.تا مطمئن تر در رفاه وآسایش باشند.

قوم لراعم ازکوچک و بزرگ بخوبی میدانندکه تنه بلوط ازخود یک نوع مایع شیرین ودلچسب از خود ترشح مینماید بنام غزول که فرزندانم ازقوم لر صبحانه خودرا باکره وپذیرش مخلوط و مصرف می‌کنند. علاوه براین در شکاف تنه وخراش آن زنبور عسل لانه می‌ساختند و عسل تولید ومورد مصرف فرزندانم قرار می‌گرفت.باتمام این احوال ازشیره جانم مایه می‌گذاشتم تا فرزندان غیور،دلاور و وطن پرستی تربیت کنم.ما درختان بلوط خدمات ارزنده ای به قوم لر کردیم. ماازبیگانه گان هیچ توقع وگلگی نداریم.بلکه گله و توقع ما این بوده که فرزندانم ازقوم لر چنین بلایی بسر مان بیاورد تا کوه حاتم از وجودمان تهی گردد. ودیگر نه خانی ماند ونه مانی. خوشبختانه چندسالی است که فرزندان قوم با غیرت لر بخود آمدند متوجه مصائبی که بر بلوط شدند و گروه گروه به تنگ ماغر و ساولک می‌آیند وتخم مرا می‌کارند.تاشاید باسبز شدن دوران عزت خویش راباز یابیم!!

مسئله مهم این است که این دو مکان قرق وحراست شده است وبه راحتی تخم تبدیل به نهال نورسته وسپس درخت تنومند بلوط گردد.امیدوارم فرزندانم سر فرصت وبابرنامه خاص این شیوه پسندیده را در کوه حاتم ودیگر نقاطی که بیشترین آ صیب را دیده ونابود شدیم ترویج دهند ودیگر بار عظمت وشکوفای خود در اقصی نقاط زاگرس نشین بدست آوریم مثل همیشه حامی ونماد قوم لر دراین پهنه زاگرس سرفراز باشیم.سلام ودرود مرا بهمه فرزندانم درقوم لربرسان خداوند یارو یاور شما باد. مادرتان بلوط.

بتاریخ ۱۳۹۷/۹/۱۲

علینقی خلیلی

برچسب ها:
علینقلی خلیلی ؛



Copy Right 2013 Artmis.ORG